تبليغاتX
انسان های با روح شیطانی

انسان های با روح شیطانی

مردانی در تاریکی آتش

بیوگرافی توکیو هتل

توکیو هتل یه گروه آلمانی تبار که اعضای گروه آن تشکیل شده از : بیل کالیتز خواننده و تام کالیتز گیتارست ( بیل و تام برادر های دو قلو هستند و 17 سال سن دارن و بیل 10 دقیقه از تام بزرگتر است ) گئورگ و گاستاو نیز نوازندههای این گروه هستند . تک تک اعضای توکیو هتل از کودکی تا به حال با هم بزرگ شدن در واقع مثل برادر های چند قلو بودند و سر انجام آنها تصمیم می گیرند که گروه موسیقی تشکیل دهند .مطبوعات هم به تازه گی اعلام کردند که توکیو هتل چندی پیش کنسرتی در آلمان داشته که مورد توجه مردم قرار گرفته و عده ی کثیری به این کنسرت آمده اند.امسال نیز آلبومی جدید از این گروه به بازار داده شده که بسیار زیباست و نسبت به آلبومه سال قبلش پر فروش تر ودارای کیفیت تصویر بالاتر وکلیپ سازی جذاب تر است.
این تمام اطلاعاتی بود که من از توکیو هتل داشتم اگر  گسی از کسایی که به وبلاگ ما سر میزنن علاقه ای به توکیو هتل دارن نظرتون رو بگید تا براتون بیشتر در موردش در بیارم...

بیوگرافی بیل :
نام:بیل کالیتز
ملیت: آلمانی
تاریخ تولد:1989/9/1
قد: 177سانتیمتر
وزن: 50 کیلو گرم
رنگ اصلی مو:قهوه ای روشن
بعد از رنگ کردن مو:مشکی گاهی با مش سفید
رنگ چشم : قهوه ای تیره
سایز کفش: 42
پایه ی تحصیلی : 2 دبیرستان میره سوم
درس مورد علاقه :هنر
متنفر از درسهای:فییک _ریاضی_زبان_فلسفه
سرگرمی :پارتی و موزیک
کلاسهای غیر درسی: از همه ی کلاسها جز ورزش اخراج شده
حیوان خانگی:یک سگ به اسم اسکاتی و یک گربه به اسم کاسیمیر دارد
اشخاص مورد علاقه:نینا ( خواننده ی آلمانی )و دو قلو های السن
خواننده ی مورد علاقه:the rasmus,green day ( تو این مورد 100% باهاش موافقم

 

نظر یادت نره

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 15:30 توسط نویسنده سعید |


بیو گرافی از پنترا
سال ۱۹۸۳ پنترا
(PanterA)
به وسیله‌ دارل لنس ابت
(Darrell Lance Abbott)
مشهور به دایموند دارل
(Diamond Darrell)
به عنوان گیتاریست ٬ برادرش وینسنت پال ابت
(Vincent Paul Abbott)
معروف به وینی پال
(Vinnie Paul)
به عنوان درامر ٬ رکس رابرت براون
(Rex Robert Brown)
به عنوان بیسیست و تری گلیز
(Terry Glaze)
به عنوان وکالیست تشکیل شد و اولین آلبومشو به نام
Metal Magic
بیرون داد که فروش چندانی نکرد
سال ۱۹۸۴ پنترا
دومین آلبومشو به نام
Project In The Jungle
بیرون داد که اونم زیاد فروش نکرد
و به همین صورت آلبوم
I Am The Night
که در سال ۱۹۸۵ بیرون داده
شد...
سال ۱۹۸۶ تری گلیز جای خودشو میده به جناب فیلیپ هانسن انسلمو
(Philip Hansen Anselmo)
که من شخصا" به عنوان یکی از بهترین وکالیستای سبک متال قبولش دارم
... خلاصه ۲
سال بعدش یعنی سال ۱۹۸۸ گروه به همراه فیلیپ آلبوم چارمشو با نام
Power Metal
!!!ارائه داد که با فروش بیش از ۳۰۰۰۰ کپی پر فروشترین آلبومش تا اون زمان شد

سال ۱۹۹۰ پنترا آلبوم
Cowboys From Hell
(که به نظر من و خیلی دیگه از طرفداراش بهترین آلبومشونه) رو بیرون داد... سال ۱۹۹۱ هم کلیپ های این آلبوم ساخته شد ... آلبوم CFH
هم فروش خیلی خوبی کرد ولی متأسفانه تو جدول رطبه ی خاصی بهش ندادن!!!)

سال ۱۹۹۲ یکی از خداترین آلبومای پنترا به نام
Vulgar Display Of Power
بیرون امد و آهنگ
Mouth For War
رطبه ی اول رو تو جدول به خودش اختصاص داد
همون سال هم گروه به فستیوال
Monsters Of Rock
در مسکو دعوت شد ٬ که گروهای مشهوری از قبیل
Metallica و AC/DC
هم همزمان اونجا اجرا داشتن!!! همین باعث شد که پنترا طرفدارای زیادی پیدا کنه !!! سال ۱۹۹۳ هم ویدئو های آلبوم
Vulgar ساخته شدن !!!
سال ۱۹۹۴ پرفروشترین آلبوم پنترا به نام
Far Beyond Driven
بیرون میاد و رطبه اول رو در آمریکا و استرالیا کسب میکنه ( بابا ایول )!!! همون سال
دایموند دارل اسم خودشو به دایمبگ دارل
(Dimebag Darrell) تغییر میده!!!

سال ۱۹۹۶ هشتمین آلبوم پنترا با نام
The Great Southern Trend Kill
بیرون میاد و سال ۱۹۹۷ آهنگ
Suicide Note Part
1 به عنوان بهترین کار هوی متال ٬ نامزد دریافت جایزه‌ ی گرمی
(Grammy)
میشه!!! همون سال آلبوم
Official Live
: 101 Proof
بیرون میاد که شامل ۱۴ آهنگ
Live
و ۲ تا آهنگ جدیده!!! و آهنگ
Cemetery Gates
در این آلبوم به عنوان بهترین اجرای هوی متال نامزد دریافت گرمی میشه
(اصل آهنگ
Cemetery Gates
تو آلبوم
Cowboys
بود) خلاصه بعده این ماجرا یه ۳ سالی از پنترا خبری نمیشه تا اینکه...
سال ۲۰۰۰ گروه ٬ آلبوم
Reinventing The Steel
رو بیرون میده و به فستیوال
OzzFest 2000
دعوت میشه...

بعد از اون هم جناب فیلیپ میفرمایند که : آقا جون پنترا منترا دیگه خبری نیست ... برین اون ور حال و حوصله نداریم بابا !!! خلاصه اینجوری میشه که این گروه خدا از هم میپاشه و دیگه به کارش ادامه نمیده ... ولی خب تو همین چند سال ٬ کارایی ارائه داد که همه تو کفش موندن و هیچ بند دیگه ای هم رو دستش بلند نشد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 1:44 توسط نویسنده سعید |


FearFacotry
تشکیل شده در
Los Angeles
از گروه های
Industrial MeTaL
که با هنجره فوق العاده وکال آنها ؛
Burton C. BeLL
گروه را به یکی از موفق ترین گروه ها در عرصه خود تبدیل کرده
گروه در ۳۱ اکتبر سال ۱۹۹۰ در لوس آنجلس کارش را شروع کرد
سبک گروه تلفیقی از ریف های سنگین
Thrash Metal
و صدای پر هیجان و ملودیک وکال گروه به همراه درام محرک و بیسیست های فوق العاده قوی در اولین آلبومشان که همراه موج نوی
Death Metal
در سال ۱۹۹۲ با تلفیقی از سبک های
American Death Metal و Industrial Metal
یا همان متال صنعتی با نام
Soul oF a New Machin
منتشر کردند.
در طی آن سال آنها از
Rhyls Folber از گروه
Front Line assemblY
برای رمیکس کارهایشان استفاده کردند که محصول کار آنها آلبوم بسیار قدرتمند
Fear is a MindKiller
در سال ۱۹۹۳ بود .
در سال ۱۹۹۴ بیسیست گروه با نام
Andrew Shives
گروه را ترک کرد و در همان سال
Christian Olde Wolbers
به جای او به گروه پیوست در حالیکه گروه در تور
LA
خود بودند و حاصل تلاش او با گروه آلبوم
Demanufacture
در سال ۱۹۹۵ بود که موفق ترین آلبوم آنها نام گرفت وموفقیتهای زیادی کسب کرد .
FearFactory
سال های بعدی را به تور با گروه هایی همچون
BlackSabbaTh , Iron Maiden , Mega Death
اختصاص داد تا در می سال ۱۹۹۷ که آنها آلبوم
Remanufacture
را که رمیکس آلبوم سال ۱۹۹۵ آنها بود بیرون دادند و به زودی در جولای سال ۱۹۹۸ آلبوم خود
را
با نام
Obsolete
را بیرون دادند و سریعاً در فستیوال
Dynamo open air festival
شرکت کردند و در تور به همراه
Slayer و Rammstein
اجرا کردند .
گروه موفقیتهایش را در بیلبوردها و رنکینگ ها آغاز کرد ؛ آلبوم
Soul of a new Machin
هیچ رتبه ای کسب نکرد اما
Demanufacture
در بین ۱۰ آلبوم برتر شناخته شد و آلبوم
Remanufacture
جایگاه ۲۰۰ را در رنکینگ سال ۱۹۹۷ کسب کرد و
Obsolete
هم در بین ۱۰۰ آلبوم برتر معرفی شد و دو آهنگ
"Cars" و "Descent"
در بین ۴۰ آهنگ برتر قرار گرفت و در سال ۲۰۰۱ آلبوم
Digimortal
در بین ۴۰ آلبوم برتر و ۲۰ آلبوم برتر کانادا و ۵۰ آلبوم برتر اتریش قرار گرفت و آهنگ
"Linchpin"
در بین ۴۰ آهنگ برتر جای گرفت .
در طی سال های بعدی تغییرات زیادی در اعضای گروه ایجاد شد ؛
BeLL
خروجشرا درمارچ ۲۰۰۲ اعلام کردوگروه به مدت کوتاهی از هم پاشید و دوباره گروه با پیوستن
Dino Cazares
تشکیل گردید و
Christian Olde Wolbers
مسوولیت گیتار گروه و
Byron Stroud
بیس را برعهده گرفتند و آلبوم کار شده ء
Archetype را در بهار سال ۲۰۰۴ منتشر کردند و آلبوم Transgression
را در آگوستسال ۲۰۰۵ بیرون دادند و تور هایی با گره های
Gigantour , MegaDeath , DreamTheater
را اجرا کرد
اعضای فعلی گروه :
Burton C. Bell : Vocal
Christian Olde WoLbers : Lead Guitar
Byron Stroud : Base Guitar
Reymon Herrera : Drums
اعضای سابق :
Dino Cazares : Lead Guitar 1991-2002
Andrew Shives : Base Guitar 1991-1994
Discography
Concerte an UnofficaL ReaLise on 1991 and Realised on cd on 1992
Soul of a new machin 1992
Demanufacture 1995
Obsolete 1998
Digimortal 2001
Archetype 2004
Transgression 2005

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 13:28 توسط نویسنده سعید |


بیو گرافی Korn

گروه Korn در سال ۱۹۹۲در کشور آمریکا و شهر کالیفرنیا تشکیل شد. سبک این گروه funk-metalاست و گروه از پنج عضو تشکیل شده است .



اولین و اصلی ترین عضو ،خواننده گروه یعنی Jonathan Houseman Davis نام دارد که به او HIV نیز گفته میشود. او در هجدهم ژانویه سال 1971 در ایالت کالیفرنیا متولد شد و از دانشکده سانفرانسیسکو نیز فارق التحصیل شده. جاناتان متاهل است و یک پسر به نام ناتان (Nathan ) دارد.

James Shaffer یکی از گیتاریست های گروه است که به او munky نیز گفته میشود. او در ششم ژوئن 1970 در ایالت کالیفرنیا متولد شده است.

brian Welch ملقب به head دومین گیتاریست گروه است او در نوزدهم ژوئن 1970 در کالیفرنیا متولد شد. برایان و جیمز در مدرسه با هم آشنا شدند و برایان مشوق اصلی جیمز در کار موسیقی بود. برایان هم اکنون متاهل است و یک دختر به نام Jenneaدارد.

David Silveria تک درامر گروه است.او در بیست و یکم سپتامبر 1972 متولد شده. دیوید ازدواج کرده و نام همسرش Shanon Bellino است.

Reginald Ariuzu بیسیت گروه است که به او Fieldy نیز گفته میشود. او در دوم نوامبر 1969 متولد شده و در اواخر ماه می سال 1998 با Shela Arvizu ازدواج کرده و هم اکنون صاحب دو دختر به نامهای Serena و Olivia هستند.

بیوگرافی و تشریح کار اعضاء:

نام گروه :

کورن (KoRn)

تشکیل گروه :

1992 در بکرسفیلد،واقع در ایالت کالیفرنیا آمریکا. (بکرسفیلد در 120 مایلی لس آنجلس قرار دارد)

سالهای فعالیت:

از دهه نود تا کنون

اعضای گروه:

جاناتان دیویس (Janathan Davis) خواننده ، لقب : H.I.V، سن: 34 سال

جیمز رندال شافر (James Rendal Shaffer ) گیتار ، لقب: James The Gorilla and Munky سن: 35 سال

رجینالد آروزو (Reginald Arvizu ) بیس ، لقب :Fieldy And Dog سن : 36 سال

برایان فیلیپ ولچ (Brian Philip Welch) گیتار ، لقب :Head And Sir Headly ، سن: 35 سال

دیوید سیلویریا (David silveria) درام ، لقب : Wally Balljaker سن: 33 سال

شیوه های کاری :

آلترناتیو متال (Alternative Metal ) ، پست گرانچ (Post Grunge )


مراحل آغازین تشکیل گروه :

گروه کورن در سال 1992 در بکرسفیلد واقع در ایالت کالیفرنیا تشکیل شد. گروه با سبک آلترناتیو متال آغاز به کار کرد و به سرعت به محبوبیت زیادی دست یافت . گروه در حرکت رو به رشد خود به سبک پست گرانج روی آورد و خیلی زود توانست بین گروه های این سبک جایی برای خود بدست آورد .

ورود جاناتان:

گروه در ابتدا با 2 گیتاریست به نام های جیمز و برایان و بیسیستی به نام رجینالد و درامری به نام دیوید شروع به کار کرد. اعضای گروه نامL.A.P.D را برای خود انتخاب کردند. بعد از انتشار یک EP در سال 1993 گروه با شخصی به نام جاناتان آشنا می شود و از او در خواست می کنند به عنوان خواننده به گروه آنها وارد شود.

بعد از ورود جاناتان به گروه به پیشنهاد او اسم گروه از L.A.P.DبهKoRn تغییر نام می دهد .

اولین آلبوم رسمی:

گروه در همان سال قراردادی را با شرکت Epic’s Immortalامضا می کند و در اکتبر سال 1994 اولین آلبوم رسمی خود را با نام کورن که شامل 12 تراک بود منتشر می کند .

اولین تور گروه:

بعد از آن گروه در توری شرکت می کند که در آن تور بزرگانی چون ازی ازبورن،مرلین منسن و مگادث حضور داشتند و گروه به لطف حضور آنها در تور به شهرتی دست می یابد .

موفقیت باور نکردنی لیمپ بیزکیت مدیون کورن:

در سال 1995 گروه در منطقه ی جکسون ویل اجرای برنامه میکند. در آنجا رجینالد بیسیست گروه با فرد دراست خواننده ی گروه لیمپ بیزکیت آشنا می شود و برای او چند تاتو انجام می دهد . در ملاقات بعدی دو گروه، کورن دمویی از کارهای آنها می گیرد و به تهیه کننده ی خود می دهد تا با آنها قراردادی امضا کند، بعد از آن لیمپ بیزکیت به موفقیت هایی باور نکردنی می رسد .


موفقیت دومین آلبوم گروه و اولین بدشانسی گروه:

در سال 1996 گروه دومین آلبوم خودرا با عنوان زندگی لذیذ است را که
شامل 14 تراک بود منتشر می کند. این آلبوم به موفقیت چشمگیری دست پیدا می کندتا حدی که به صدر آلبوم های پر فروش در آن سال می رسد. در تابستان همان سال گروه در تور شرکت می کند اما با یک بدشانسی مواجه می شود زیرا جیمز دچار بیماری مننژیت می شود وآنها را مجبور به ترک تور می کند .

کمی اختلال در کار گروه:

در هشتمین ماه سال 1998 گروه آلبومی با نام پیروی از رهبر را منتشر می کند که پرفروش ترین آلبوم آنها تا آن زمان به حساب می آمد. در همان زمان گروه در صدر خبر های جهانی قرار گرفت چرا که یک دانش آموز به خاطر پوشیدن تی شرت با لوگوی کورن ادامه تحصیلش به تعلیق در آمد، نظر مسئولین مدرسه در این باره این بود که موسیقی گروه شرم آور،رکیک و ناپسند است. این مسئله کمی باعث اختلال در گروه شد ولی نتوانست از روند رو به رشد گروه جلوگیری کند .

موفقیت فوق العاده به همراه لیمپ بیزکیت:

در همان سال گروه در یک تور سالیانه به نام Family values شرکت کرد . این تور برای گروه یک موفقیت فوقالعاده بود به گونه ای که این گروه برای سالهای بعد از آن به عنوان شناخته شده ترین گروه آن تور به تور به حساب می آمد. در این تور گروه هایی چون لیمپ بیزکیت ، رامشتاین و آیس کیوب نیز حضور داشتند .

بیماری درامر (دیوید) و شایعات دور و بر گروه:


در اواخر سال 1999 گروه آلبومی به نام پی آمدها منتشر می کند . برای همین آلبوم در سال بعد به یک تور دعوت میشود ، در تور دیوید به دلیل بیماری از همراهی گروه باز می ماند . اما گروه با دعوت از مایکل بوردین درامر گروه Faith No More به اجرای برنامه در تور ادامه می دهد . همچنین این مسئله باعث بروز شایعاتی پیرامون خروج دیوید از گروه شد، زیرا او قبل از بیماری در چند فشن به عنوان مدل کار کرده بود، و اقکار عمومی این بود که او می خواهد حرفه ی خود را تغییر دهد .


توری با بزرگان دنیای موسیقی:

این فرصت مناسبی بود برای دیوید که به استراحت بپردازد چرا که گروه قرار بود در همان تابستان در یک تور که بزرگانی چون متالیکا، کیدراک،پاور من5000 و سیستم آف ا دان در آن حضور داشتند شرکت کند .


فعالیت های گروه 2 سال معلق شد!

یک تور کوتاه قبل از اینکه گروه فعالیتهایش را به طور موقت قطع کند برگزار شد . در طی 2 سال وقفه در کار گروه رجینالد آلبوم رپ خود را منتشر می کند و جاناتان نیز در یک فیلم با عنوان

Queen of the Damned بازی می کند .

شروعی دوباره گروه با موفقیت:

سال 2000 گروه برای ضبط آلبوم بعدی خود به استودیو می رود و در نهایت در ژانویه 2001 آلبوم جدید خود را با عنوان غیر قابل لمس ها که شامل 14 تراک بود منتشر می کند .


در این آلبوم آهنگ های زیبایی همچون Alone I Break،Here to stay، Thoughtless جالب توجه است .

جشن بازگشت متالیکا:


در سال 2003 گروه در جشن باز گشت متالیکا شرکت می کند و ترانه ی یگانه ی متالیکا را اجرا می کند. در اواخر همان سال گروه آلبومی را با نام یک نگاه به آینه کن را که شامل 14 تراک بود را منتشر می کند. تراک 14 این آلبوم همان ترانه ی یگانه است که گروه برای متالیکا اجرا کرده است .


بهترین نمایشها و پینک فلوید! :

در اکتبر سال 2004 گروه مجموعه ای از بهترین هایش را تحت عنوان بهترین نمایشها منتشر می کند. در این آلبوم گروه تنها 2 تراک اول جدید هستند ، که آهنگWord Up کاری از گروه گارنز در سال 1994 و -Another Brick in the Wall کاری از پینک فلوید است که گروه به اجرای مجدد آنها پرداخته است .


جدا شدن برایان ولش و گروه 4 نفره شد! :


در سال 2005 با جدا شدن برایان ولش (هد) از گروه تحول خاصی در گروه ایجاد می شود به گونه ای که دیگر کسی جای او را نمی گیرد و جایگزین او نمی شود و گروه 4 نفره آلبوم بعدی خود را در 6 ام دسامبر 2005 تحت عنوان دیدن تو در جایی دیگر که شامل 14 تراک می باشد را منتشر می کند.


فعالیت های اخیر گروه :

هم اکنون گروه علاوه بر برگزاری تور ها و کنسرت ها در نقاط مختلف سراسر جهان در حال حاضر گروه آلبومی به نامUntouchables را آماده ی انتشار دارد .


این هم دیسکوگرافی :

1994 KoЯn
1996 Life Is Peachy
1998 Follow the Leader
1999 Issues
2002 Untouchables
2003 Take a Look in the Mirror
2004 Greatest Hits
2005 See You on the Other Side
2006 Live And Rare
Chopped, Screwed, Live and Unglued
2007 MTV Unplugged: KoЯn
Korn's eighth studio album

و آخرین بیو هم از گروه ناشناس اونفال هست(البته واسه ی اکثر دوستان ناشناس)که من هم این گروه رو نمی شناختم و البته الان هم اطلاعات زیادی در رابطه با این گروه ندارم فقط چند تا آهنگ و این بیو هست .

این گروه حتی سایت رسمی هم ندارد و اطلاعات در مورد آن بسیار محدود است.تنها یک سایت برای طرفداران این گروه وجود دارد که جالب است بدانید این سایت ایرانی است و البته کامل نیست و خیلی کم آپ می شود که دلیل آن ناشناس بودن بیش از حد این گروه است.

منبع: parshan(sh

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:19 توسط نویسنده سعید |


sepultra

گروه بر خواسته از بلوهورایزن واقع در برزیل که سال 1984 تشکیل شد. مکس کاوالرا خواننده و نوازنده گیتار ایگور کاوالرا نوازنده درامز پل جونیوز باس و جایروتی نوازنده گیتار لید اعضای تشکیل دهنده این گروه هستند آن ها سعی داشتند هوی متال و یانک را در هم بیامیزند، و در اوایل کار تحت تاثیر متالیکا اسلیر و آیرون مدن به کار پرداختند. اما به سرعت به سوی صدای دث متال حرکت کردند که متاثر از گروهای چون passessed و Death بودند، اما متاسفانه نوجوان بودن اعضای گروه مانع از آن می شد که در نواختن ابزار موسیقی حرفه ای عمل کنند. پس از عقد قرار داد با شرکت ضبط مستقل Cogumelo گروه چهار آهنگ می سازد و ضبط می کند. اما آلبوم Bestial Devasttion در سال 1986 که دو روزه ضیط شد اولین گام جدی سپولترا بود. آنها با حداقل امکانات و بوجه کاری در خور ارایه می دهند که منجر به ساخت اولین آلبوم رسمی گروه با عنوان Morbid Visions می شود. پس از یک اجرای زنده در یائوپولو، گروه گیتاریست خود جایروتی را با یکی از نوازندگان محلی همان جا به نام آندریاس کیسر تعویض می کند و شانس با ورود این مرد قدرتمند از راه می رسد، توانایی های آندریاس گروه را وارد مرحله جدیدی از شهرت و قدرت می کند. آلبوم بعدی سپولترا با نام Schizophanai در 1987 منتشر می شود که در اروپا و آمریکا غوغایی به پا می کند. آلبوم سال 89 گروه با عنوان Beneath the remains یکی از چهار آلبوم تاثیر گذار سپولترا می شود مطرح طرین گروه هوی متال دهه نود شروع تازه ای را تجربه می کند. گروه برای حمایت از آلبوم خود توری یکساله بر پا می کند و بعد از آشنا شدن با تهیه کننده ای به نام اسکات برنز، آلبوم سال 91 خود را با عنوان Arise بیرون میدهد. این آلبوم اگر چه از سوی MTV توقیف می شود اما هجم هواداران برای خرید آن از فروشگاها نشان می دهد سپولترا توانسته همگام با مخاطب خود پیش برود. مدتی بعد مکس کاوالرا با مدیر گروه یعنی گلوریا بوژنوسکی ازدواج می کند که تقریباً دو برابر سن مکس را داشت! سال 93 گروه آلبوم chaosA.d را منتشر می کند که باز گشتی به زبان اشعار برزیلی بود و تلفیق پانک و هاردکور آن به مذاق بسیار می نشیند یک تور یکساله اجرا می شد و بعد از آن هرکدام از اعضا برای دنبال کردن پرروژه های شخصی راهی می اندیشید. تا اینکه برای آلبوم Roots که سال 96 منتشر شد، گردهم می آیند. اما روزگار برای سپولترا همیشه خوب نبودند، درست چند ساعت پیش از حضور گروه در فستیوال غول های راک اگلستان، اهضای گروه در می یابند پسر مکس و گلوریا در یک حادثه اتومبیل کشته شده، مکس و گلوریا گروه را ترک می کنند و سپولترا سه نفره در جمع حاضر می شوند. بعد از آن حادثه اختلافات میان اعضا و گلوریا در بالا می گیرد و سپولترا به دنبال مدیر جدیدی می گردد، مکس هم به دنبال همسرش از گروه می رود و پس از مدتی سپولترا با خواننده ای از اهالی کلیوند به نام دریک گرین باز می گردد. در یک آلبوم سال 98 سپولترا با عنوان Againat کار می کند. سال 2001 سپولترا با آلبوم Nation باز می گردد که نقد های آتشینی در پی می آورد، اکثر نقدها به صدای نامناسب گرین بود تا جایی که گروه در کنسرت زنده خود در سال 2002 باز هم از مکس دعوت به عمل می آورد. آلبوم این برنامه تحت عنوان Under a Pale Greey Sky در پاییز سال 2002 منتشر می شود.

 Bleed

What goes around comes around
You better realize
You kill life, you kill life
Why??? Why???
I see your eyes, I see your lies
I see you hide, inside...

What goes around comes around
Now it's your time
How long can you lie???
How long can you hide???
How long can you live with your soulbleed???
How long can you live with your soul...

Bleed Bleed Bleed Bleed Bleed Bleed

What goes around comes around
No more lies
You kill life, you kill life
Why??? Why???
I see a mother cry
I see a brother cry

Bring it on
Bring it

I'll make you bleed and you're bleeding now
Muthafucka

I got my pride and that's all I need
I'll make you bleed with another blow without the radio
Don't take advantage of this process
You might have to digest a blade made for your ass to fade
I'm living on instinct
Never think when I'm rushin bones crushin
When I put your sorry ass in a package
You piece of shit sealed and delivered from a savage
And now you sweat because you're goin down
You envious clown fuckin' bleed

[Lyrics: Max C. / Fred Durst]
[Vocals: Max C. / Fred Durst]
[Guitarz: Max C.]
[Guitarz: Jackson B.]
[Bazz: Marcello D.]
[Drumz: Roy M.]

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 0:16 توسط نویسنده سعید |


Dark Funeral  بيوگرافی

گروه Dark Funeral در سال 1993 به وسیله lord ahriman و blackmoon در شهر استکهلم سوئد پایه گذاری شد .

مدتی بعد هم draugen و themgoroth به گروه پیوستند تا dark funeral به یک گروه کامل تبدیل شود .

در ژانویه 1994 گروه اولین مینی سی دی خود را به نام dark funeral در استودیو dan swano ضبط کرد و در ماه می همان سال آن را پخش کرد .

گروه بلافاصله بعد ازپخش این آلبوم با شرکت no fashion  قرار داد بست و به استودیو dan swano رفت تا اولین آلبوم خود را ضبط کند .

در سال 1995 گروه با استودیو dan swano به توافق نرسید و به همین دلیل به استودیو abyss که متعلق به peter tagtgren ( خواننده و گیتاریست گروههای hypocrisy ، abyss و pain ) بود رفت تا آلبوم secret of the black art را ضبط کند . این آلبوم به مدیریت peter tagtgren ضبط شد و او آهنگ when angels forever die را برای گروه نوشت که به این آلبوم اضافه شد .

در این زمان گروه به اولین فستیوال خود که در شهر برلین به نام black sun انجام شد رفت . گروه در همین سال هم اولین ویدئو کلیپ خود را با نام secret of the black arts را ضبط کرد که واقعا زیباست .

در ژانویه 1996 بالاخره کار ضبط آلبوم secret of the black arts به پایان رسید .که بلافاصله در آمریکا توسط شرکت north America و در لهستان توسط شرکت mystic پخش شد .

در این زمان emperor magus Caligula که با نام masse brobberg به عنوان گیتاریست و خواننده در گروه hypocrisy فعالیت داشت برای خواندن به گروه پیوست .

پس از این گروه در تور اروپا شرکت کرد که این تور هم war tour نام داشت و در آن گروه دو آهنگ equimanthorn و call from the grave را برای بزرگداشت گروه bathory از این گروه کاور کرد که بعدها در آلبوم in the sign گنجانده شد .

دومین قسمت از تور war tour در اروپا و با ساپورت گروههای bal sagot و ancient انجام شد . پس از به پایان رسیدن این تور گروه اولین تور خود را در آمریکا و در شیکاگو برگزار کرد که این تور با مراسم شیطانی مثل به صلیب کشیدن خوک و خوردن خون آن به وسیله Caligula خواننده گروه انجام شد .

گروه بار دیگر هم در همان سال در آمریکا توری به همراه گروههای Acheron و destroyer برگزار کرد که در ماه سپتامبر این تور را که در میانه آن بود کنسل کرد و به سوئد بازگشت تا آلبوم بعدی خود را ضبط کنند .

بعد از این تور گروه که در این زمان به سگهای خیابانی معروف شده بود در توری دیگر به همراه گروه marduk شرکت کرد .

در سال 1998 آلبوم vobiscum satans ضبط شد که بلافاصله بعد از آن گروه در فستیوال سوئد شرکت کرد که یک ماه پس از آن هم در فستیوال دیگری به نام bleed for satan و این بار به همراه گروه cannibal corpse شرکت کرد .

در سال 1999 گروه در تور دیگری در مکزیک اجرا کرد و بعد از آن هم موفق ترین تور خود را در اروپا و به همراه گروه dimmu borgir برگزار کرد . این تور the satanic inquestion نام داشت .

در سال 2000 با مدیریت peter tagtgren گروه EP به نام teach the children toworship satan ضبط کرد که در آن آهنگهایی از گروههای Sodom ، slayer ، mayhem و king diamond کاور شده بود . بعد از این EP گروه در فستیوالی به نام no mercy به همراه گروههای immortal ، deicide و cannibal corpse شرکت کرد .

در ژانویه و فوریه 2001 گروه برای ضبط آخرین آلبوم خود به نام diabolis interium به استودیو abyss رفت . این آلبوم هم با مدیریت tagtgren و نظارت lars szork درامر hypocrisy ضبط شد .

 

 

اعضای گروه dark funeral از ابتدا تا الان :

 

Lord ahriman : از سال 1993 تا الان گیتاریست گروه است و سابقه فعالیت در گروه wolfen society را دارد .

Emperor magus Caligula : از سال 1995 تا الان خواننده و بیسیت گروه بوده و سابقه فعالیت در گروههای dominion Caligula ، hypocrisy ، obscurity را دارد .

Matte modin : از سال 2000 تا الان درامر گروه بوده و سابقه همکاری با گروههای defleshed ، infernal و nonexust را دارد .

Black moon : از سال 1993 تا 1996 گیتاریست گروه بوده و سابقه همکاری با گروههای blackmoon ، infernal ، necrofobic ، war را دارد و صاحب شرکت hellspawn است .

Draugen : از سال 1993 تا 1994 درامر گروه بوده و سابقه همکاری با گروههای

sigblogt ، svartsyn ، triumphator را دارد .

Themgoroth : از سال 1993 تا 1996 خواننده گروه بوده و سابقه همکاری با گروههای infernal و setherial را دارد .

Equimanthorn : از سال 1994 تا 1996 درامر گروه بوده و سابقه فعالیت در گروه war را دارد .

Alzazmoon : از سال 1996 تا 1998 درامر گروه بوده و سابقه عصضویت در گروههای blakhmoon ، dawn ، infernal و necromicon را دارد .

Typhos : از سال 1996 تا 1998 گیتاریست گروه بوده و سابقه عضویت در گروه infernal را دارد .

Gahnfaust : از سال 1998 تا 2000 درامر گروه بوده و سابقه فعالیت در گروه dominion Caligula را دارد .

Dominion : زا سال 1998 تا 2002 گیتاریست گروه بوده و سابقه عضویت در گروه dominion Caligula را دارد .

                                    

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 11:57 توسط نویسنده سعید |


 LIMP BIZKIT بيوگرافی


نام: Fred

نام خانواد گي : Durst

تاريخ تولد : ۲۰ آگوست ۱۹۷۱

سمت در گروه : خواننده و رهــبـر و كارگردان گروه Limp Bizkit

محل تولد : در گاستانيا در شمال كارولينا به دنيا آمد و بزرگ شد.

توضيح : او كارگردان همه ويد يو كليپ هاي ليمپ بيزكيت هست و خواهد بود.


                       

فرد در قسمت بيوگرافيه سايتش می گويد : من دانش آموز خوبی در مدرسه نبودم من دوست داشتم معلمهای كودن واحمق خود را بوس كنم وهنوزنمی دونم درسهايم راچطورپاس کردم.(باورش نمی شه كه د يــپلـم گرفته) مدرسه برای من تنها مکانی بود برایبازی واسکيت وضرب و موسيقی و رقص اما من با اين احوال درسهايم را قبول شد م...

چون نمی توانستند مرا تحمل كنند فارق التحصيلم كردند...معلم مورد علاقه فرد يك شخص شيك پوش بوده است.من در ادامه تحصيل خود را شكست خورده می دانم.فرد د ر د وران جوانی مدتی را در نيروی دريايی ايالات متحده سپری کرد.

اودر۲۰ سالگی با دختری به نام آدريانو ازدواج كرد.پس از ۱سال از هم جدا شد ند.

فرد می گويد: من درسان فرانسيسکوزندگی می کردم وبعد ازمدتی ازدواج کردم وبعد ازمدتی متوجه شدم که همسرم مانعی برای من است و با او دچار درگيری شدم وهردو بهزندان رفتيم.من فقط مدت کوتاهی در زندان بودم واين  برای اولين بار بود که من به زندانرفتم . اين ماجرا خيلی ناگوار بود . من فقط گفتم که ميخواهم جبران کنم و دوباره همه چيزرا ازاول شروع می کنم. بعد ازمدتی برگشتم به شمال کارولينا برای خداحافظی ازدوستانموهمچنين از پارکی که در آن اسکيت بازی می کردم زيرا من يکی از کسانی بودم کهروی بازی من سرمايه گذاری شده بود.سپس بعد از تهيه ماشين به سمت فلوريدا رفتم وهمه چيزرا ازاول شروع کردم. من برای مردم کارهای هنری می کردم و سپس شروعکردم به خالکوبی که در آن زمان در کمتر جايی وجود داشت.

من گناهانی را مرتکب شدم که باور کردنش مشکل است. نياز به کمک داشتم ودستی که دست مرا بگيرد زيرا من کسی بودم که دوران کودکی به علت سرکشی تمام وقت را در اتاق های بسته حبس بودم ...

فرد دارست ازبزرگان موسيقی است که درون مايه آن مبارزه با فساد و گناه است...

 

نام :Wes

نام خانواد گي :Borland

تاريخ تولد :۷ فوريه ۱۹۷۵

سمت در گروه : گيتاريست 

محل تولد : Nashville

توضيح : پدرش يك كشيش بود. وس قبل ازاينكه به گيتار روي بياورد موسيقی

را باشيپور دنبال می كرد. .

وس در روز ۱۰ آوريل ۱۹۹۸ با دوست دخترش ازدواج کرد.


                              

نام :John

نام خانواد گي :Otto

تاريخ تولد :1977

سمت در گروه : د رامر

توضيح : جان پسر عموی سم ريورس است و هنگامی به گروه معرفی شد که سم و فرد

تازه اين گروه را تشكيل داده بودند. جان هنرکار خود را در اين رشته از سن ۱۷ سالگی

 شروع کرده است.

 

            

نام : Sam

نام خانواد گي : Rivers

تاريخ تولد : 1978

سمت در گروه : گيتار باس

توضيح : او جوانترين عضو گروه  است و او در۱۹ سالگي وارد گروه شد.


            

نام : Leor

نام خانواد گي : Dimant    لقب‌ هنری  :  d.j  Lethal

تاريخ تولد : 1973

سمت در گروه : دي جي

توضيح : در يك خانواده فقير به دنيا اومد . كم كم به اوج رسيد.


گروه Limp Bizkit در سال1996 در شهري بنام جكسون ويل شكل گرفت. اين گروه تجمعي بود از

افرادي كه داراي قابليت هاي فراوان براي تفكر و تصورات بزرگ بودند.

مؤسس اين گروه فردي بود بنام FRED DURST . فرد قبلا ملوان كشتي بود .


علاوه بر اين وي از سن 14 سالگي به يك هنرمند خالكوبي تبديل شده بود و بر روي بدن افرادي كه عضو گروهاي رپ بودند خالكوبي ميكرد .


همان طور كه در شماره قبل گفتم در ليمپ بيزكيت علاوه بر فرد از 4 نفر ديگر به نام های JOHN OTTO - Dj LETHAL  - SAM RIVERS - WES BORLAND تشكيل مي شود . وجود احساسات مشترك بين اين افراد، تركيبي را تشكيل داد كه كاملا مختص زمان خود بود.

يعني جريان پر سر و صدايي از آواهاي موزون و پر قدرت كانال هاي ضبط صدا و حلقه هاي صوتی روان گردان كه مشابه آن حد اقل در منطقه جكسون ويل رخ نداده بود .اولين آلبوم آنها به نام  THREE DOLLAR BILL Y"ALL در سال 1997 به بازار عرضه شد و همين امر باعث شد كه ليمپ بيزكيت وارد PLATINUM HOUSE (خانه پلا تيني) شود .


ورود آنها به خانه پلاتيني مرهون باز سازي غير محترمانه ترانه FAITH از خواننده مشهور ، جرج مايكل و همچنين جلب توجه برنامه تلويزيوني از O Z Z f e s t b i l l در سال 98 بود .


ليمپ بيزكيت با آلبوم دومش به نام SIGNIFCAN'T OTHER به درجه سلطنتي سعود يافت و در رديف 200 آلبوم پر فروش و برتر قرار گرفت و عنوان اول را از آن خود نمود .


 634874 كپي از اين آلبوم در طول هفته اول عرضه آن به بازار به فروش رسيد و نهايتا فروش آنبه 6 ميليون كپي رسيد .


گروه بعد از آن اقدام به شروع تور نمود . كنسرتهاي REARRENGED , NOOKIE , BREAKSTUFF كه در فستيوال واشنگتون اجرا شد .

و همچنين كنسرت بزرگ WOODSTOCK در رم ، تبديل به تيتر مهم ترين خبر هاي موسيقي شد .پس از اين فرد دارست به نام قايم مقام ارشد نام گذاري شد . و لقب FLAWLESS (بدون عيب ) را گرفت !


 وي همچنين قراردادي را براي كارگرداني 2 فيلم به نام هايRUNT و NATURES CURE  امضا كردو كارگرداني اين دو فيلم را به عهده گرفت .


در همين بين SAM RIVERS نوازنده گيتار باس موفق شد كه عنوان بهترين نوازنده راك باس را در فستيوال گيتار سال 2000 كسب كند .


گروه مشغول به كار روي فيلم What Would become chocolate ( چه چيز ممكن است به شكلات تبديل بشود) شد.و همچنين ضبط موسيقي متن فيلم ماموريت غير ممكن 2 را هم انجام مي داد .

و اين ترانه را كه گروه متاليكا اجرا كرده است با ترانه "Take A Look Around " (يك گشتي بزن)كه در آلبوم جديد گروه قرار داشت رقابت مي كرد .


علاوه بر اين گروه اقدام به هم خواني ترانه به نام "BLEED" (خونريزي) همراه گروه Soulfly نمود . گروه آلبوم آخر خود را با تاثير از فيلم ""what would become chocolate  "" به نام "Chocolate Star Fish &The Hotdog Flavoured Water " ناميد .  در اين آلبوم سختي و بزرگي و سنگيني بيشتري شنيده مي شود..!!! john otto(درامر گروه) اظهار ميكند كه : ملودي ها در آلبوم جديد واقعا خوب هستند و هر چيزدر باره هر بخش به زيبايي ترتيب داده شده است .

Choclate واقعا جديد و ملوديك است. تمام انواع ضرباتي كه به گوش ميرسد در موسقي تداوم دارد.شما واقعا ميتوانيد موزيك را به خودي خود گوش كنيد . اما به محض اينكه خوانندگان شروع به آوازخواندن ميكنند موسيقي به حدي اوج ميگيرد كه انسان را به مرز جنون ميرساند !!!


وآلبوم آخرگروه درسال 2003 بنام""RESULTS  MِِAِِY VARY "" (نتايج ممكن است تغيير كند)به بازار آمد. اين آلبوم بدون حضور وس برلند كه در سال 2001 از گروه جدا شدضبط شد . در اينآلبوم مايك اسميت به جاي وس برلند هنر نمايي مي كند...


گروه به علت تغييرات به وجود آمده در گروه (جدايي وس برلند) اسم آلبوم جديدشان را به اين نام انتخاب كردند .!


limp bizkit در mtv ICON  بهترين بود . گروه در اين برنامه آهنگ welcome home -sanitarium رو اينقدر زيبا اجرا كرد كه lars ulrich و kirk hammett رو از جاشون بلند كرد و شروع به كف زدن كردند.اگه خودتون ديده باشيد می بينيد كه كلی حال كردن با اجرای اين آهنگ.

در mtv ICON تنها گروهی كه آهنگسازی كرده بود limp bizkit بود .در اون برنامه كار limp بهعنوان بهترين كار شناخته شد .

اين گروه تا كنون 4 آلبوم


1- THREE  DOLLAR BILL YA'LL

2- SIGNIFCANT OTHER

3- CHOCOLATE  STARFISH & THE HOT DOG FlAVOURED WATER

4- RESULTS  MAY VARY


را به بازار عرضه نموده است .


آلبوم اول شامل 13 ترانه ، آلبوم دوم شامل 15 ترانه و آلبوم سوم آنها 12 ترانه و

آلبوم چهارم آنها شامل 16 ترانه ميباشد .


 ترانه "Hold On"از آلبوم chocolate starfish &the hotdog flavoured water

 

hold on

you keep your distance i can’t deny you i’ve got the feeling can’t satisfy you i’ve got your picture on the wall i got the picture, long gone you keep your wishes i’ll keep my feelings there goes another one that kept me breathing i’m waiting for you i know your leaving i still adore you you never leave me hold on, i found another way to let you go away hold on, you found another way to bleed my soul away the things you told me to hear you speak i’m burning slowly i’m growing weak you bring me closer to yesterday yesterday’s a million miles away why can’t you hear me? why can’t i sleep and i don’t understand what keeps me breathing i’m waiting for you i know your leaving i’ll still adore you you’ll never need me hold on, i found another way to let you go away? hold on, you found another way to bleed my soul? away (repeats 4 times)

صبر كن: تو فاصله ات را حفظ كن.من نميتوانم تو را برانم.احساس من اين است.نميتوانم تو را راضي نمايم.تصوير تو را بر ديوار نهاده ام.تصوير تو.مد تهاي مديدي است كه اين آرزو را در دل داري.من احساساتم را حفظ كرده ام.كسي در عبور است كه به من فرصت نفس كشيدن ميدهد.من منتظرت ميمانم . با اين كه ميدانم تركم ميكني اما هنوز تو را ميپرستم.تو هرگز مرا ترك نخواهي كرد.صبر كن.راه ديگري براي دور شدن تو يافته ام.تو راه ديگري يافته اي كه روح مرا جريحه دار نمايي متفاوت از چيزهايي كه به من گفتي.من به آرامي ميسوزم.من ضعيف ميشوم.تو مرا به ديروز نزديك تر ميكني.ديروز مليون ها مايل دور تر است.چرا نمي تواني صداي مرا بشنوي؟

چرا نميتوانم بخوابم و نميتوانم بفهمم چه چيزي به من فرصت نفس كشيدنميدهد.من منتظر تو هستم.ميدانم كه ميروي با اين حال هنوز تو را ميپرستم.توهرگز مرا نميخواهي،صبر كن.

راه ديگري را براي دور شدن تو بيابم؟ صبر كن،راه ديگري را براي جريحه دار كردن روح من يافته اي؟

دور شو

 

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 0:3 توسط نویسنده سعید |


ٍSex Pistols  بيوگرافی



گروهی بود که در دهه هفتاد دو سال بيشتر فعال نبود اما توانستند در همين مدت روند موسيقی زمانشون رو تغيير بدن . گروه با کارهای کمش نشون داد که راک اند رول چگونه بايد کار بکند.در انگلستان گروه از طرف جاهای بسياری خطرناک اعلام شد و از طرف دولت انگلستان مردود اعلام شد . اما در آمريکا تحول کمتری ايجاد کرد ولی هم در آمريکا و هم در انگلستان گروه های زيادی رو تحت تاثير قدرت موسيقی قرار داد و گروه های زيادی از آنها الهام گرفتند .
اعضای گروه عبارت بودند از :
Steve Jones گيتاريست و Paul Cook درامر که در يک مغازه همکار بودند ، مغازه ای به مديريت Malcom Maclaren که بعدا مدير گروه هم شد.
Glen Matlock بيسيست بود که در يک فروشگاه کار ميکرد.
و John Lydon خواننده که بعدها اسمشو عوض کرد و Johnny Rotten گذاشت که با بقيه اعضای گروه در يک فروشگاه آشنا شد و از آنها خواست که او هم در جمع آنها باشد.
گروه Rack'N'Roll ساده رو تبديل به موسيقی خشن کرد و Rotten از آشوب گری ، سقط جنين ، خشونت ، فاشيسم و بی احساسی می خوند ، بدون او مسلما گروه با دولت آنگلستان مشکل پيدا نميکرد.
او به گروه حس خشونت طلبی و مقابله با دولت را داد .
تبليغات اولين و دومين Single آنها يعنی Anarchy In U.K و God Save The Queen بعهده BBC بود.قبل از ضبط آهنگ God Save The Queen بيسيست گروه يعنی Matlock دچار آتش سوزی شد و فردی خشن و وحشی به اسم Sid Vicious جای او را گرفت .در سال ۱۹۷۷ پس از ضبط يک آلبوم گروه برنامه ريزی رو برای توری ۱۴ روزه که از اول ژانويه ۱۹۷۸ شروع مي شد کرد .در آخرين روز تور يعنی ۱۴ ژانويه در San Francisco's Winterland Ballroom ، خواننده گروه يعنی Rotten گروه رو ترک کرد.
سال بعد McLaren تلاش کرد گروه رو دوباره بازسازی کنه که Cook و Jones مخالفت کردند.فعاليت ده ساله آنها که مجموعه ای بی پايان از آهنگ های زنده ، Demo ها و ... بود که به عنوان های مختلف به بازار امد.
در سال ۱۹۹۶ در جشنی که به مناسبت بيستمين سالگرد تشکيل گروه بود اعضای گروه دوباره به هم پيوستند و دوباره گروه را تشکيل دادند و Glen Matlock بيسيست اصلی گروه جای Sid Visious که مرده بود را گرفت.گروه توری بين المللی رو در ژوئن ۱۹۹۶ آغاز کرد و سپس آلبوم Filthy Lucre Live رو ضبط کرد

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 0:15 توسط نویسنده سعید |


marilyn manson بيوگرافی

 در بسياری ازسايت ها و مجلات و ... بيوگرافی هايی را درباره منسن می نويسند كه البته بسياری از آن ها بجز مشتی دروغ چيز ديگری نيست . ولی در اينجا اطلاعاتی واقعی درياره او وجود دارد .

مرلين منسن متولد 5 جون سال 1969 است . نام واقعی او برين وارنر(Brain Warner) است . او در خانواده ای متوسط در كانتون زندگی می كرد . نكته جالب اينكه او در يك مدرسه مذهبی ( مسيحی) تحصيل می كرد . او در دهه هشتاد برای موسيقی راك نقد می نوشت و همگان در جريان ايراد گرفتن او از آزی آزبورن و كل كل مرلين با او و شكست آزبورن هستند . بگذاريد برايتان به نقل از يك مجله داخلی (ايرانی) بگويم كه در جلسه كل كل اين دو غول موسيقی راك مرلين در جواب سوالی از سوی آزبورن گفت :(كسی كه خودش را برای موسيقی می كشد همان بهتر كه زنده نباشد ) . و باعث شده كه هم اكنوز آزبورن خانه نشين گردد . منسن در سن 18 سالگی به فلوريدا رفت و شروع كرد به نوشتن داستان و شعر و تلاش كرد كه آن ها را منتشر كند . ولی به اين كار ادامه نداد . بعد از آن با شخصی بنام Scott Mitchell ملاقات كرد كه در آن موقع برای گروهی گيتار می زد زندگی هنری منسن از آن زمان آغاز شد .

منسن نامش را از مخلوط كردن دو نام آورده است . نام كوچك او يعنی مرلين را از نام بازيگر زن معروفی بنام Marilyn Monroe گرفته و نام كوچكش را از يك رهبر مذهبی نچندان معروف بنام Charles Manson گرفته است . او در وقت های آزادش نقاشی می كند و می نويسد. همچنين او دارای يك كلكسيون از اعضای مصنوعی بدن انسان است و به اين كار بسيار علاقه دارد . نام گروه او كه در سال 1990 درست كرد در ابتدا The spooky kids بود ولی بعدها گروه او بی نام گشت و تنها نام مرلين منسن ذكر می شود . خانه او در لوس آنجلس است كه يك بار هم از آن بعنوان استوديو برای ضبط آهنگ هايشان استفاده كردند . اصطلاحی برای طرفداران مرلين وجود دارد : Marilyn Manson look كه منظور از آن چشم منسن است كه در آن لنز قرار داده . به هر حال مرلين اولين آلبوم خود را در سال 94 با نام smells like children ارائه كرد . پس از آن هم آلبوم های زيادی ارائه كرده . او در هر آلبوم سبك اثر را و نوازندگان را تغيير می دهد اساسی .

منسن خواننده ايست كه در دهه 90 با ظهور ناگهانی خودش روح تازه ای در كالبد در حال زوال موسيقی راك دميد و با صدای سازهايی كه بيشتر به صدای ارواح شبيه بود سبك تازه ای را به دنيای موسيقی معرفی كردند و بعدا اين سبك مورد تقليد گروههای زيادی قرار گرفت .

منسن يك خواننده ی antichrist است و دارای فلسفه ای منفی باف است(در رابطه با دنيا) كه شايد بی شباهت به فلسفه ی بودا برای رياضت كشيدن و نيچه يا موريس مترلينگ نباشد به هر حال مگر غير از اين است كه اين دنيا فقط دارای نكات منفی و دروغی بزرگ است ؟ به نظر من فلسفه مثبت نگرنسبت به دنيا دروغ است . شايد تنها نكته مثبت اين دنيا مرگ باشد كه به آن خاتمه می بخشد .

راستی به قدرت خيره كننده اجراهای زنده مرلين منسن توجه كرده ايد ؟ واقعا تسلط خاصی لازم است كه در هنگام اجرا به بداهه كوئی پرداخته قسمت هايی از ترانه هايش را تغيير دهد . واقعا هنجره ای طلايی برای آنچنان اجرايی لازم است .

درباره شعر های منسن بايد گفت هميشه در بين اين شعرها با غافلگيری مواجه می شويم كه انسان را به تفكر مجبور می كند . همين حالت در ترانه های او كاملا مشهود است .

                               


آيا غير از اين است كه در دنيايی ديگر كه ما قادر به ديدن آن نيستيم بر اثر هر گناه صورت ما كريه تر می شود ؟ اينچنين صورتی برای منسن نيز بعلت گناهان ناخواسه ايست كه انسان مرتكب گرديده . البته بايد قبول كنيم كه اگر كسی می خواهد حرفش را بزند و صدايش را به گوش همه برساند بايد برای شهرت نيز تلاش كند . بعضی ها برای اينكه انسان های بی حوصله امروزی را تا آخر شو پای تلويزيون بنشانند از رقاصه ها يا زيبايی خود يا چيزهای ديگر استفاده می كنند و ترفند منسن هم چيزيست كه می بينيد ضمن اينكه آرايش صورت منسن در هر شو كاملا وابسته به مضمون آهنگ است و احساس آهنگ را در همان ابتدا و بدون نياز به دقت حتی به شنوندگان غير حرفه ای ميرساند . كه البته بايد به تقليد گروههای ديگر از او نيز اشاره كرد (مانند Slipknot) كه اين امر به خودی خود نشان دهنده موفقيت مرلين در هدفش است.

من نميدونم چرا بعضی از طرفداران امی نم و اين سايت مزخرف ياهو مرلين منسن رو با امينم مقايسه ميكنند . بابا اصلا چه ربطی داره؟ در آهنگ های مرلين شما با سبك تازه ای از موسيقی كه من اسمشو سبك برتر می ذارم آشنا می شيد و در تمام طول آهنگ سر جاتون ميخكوب می شيد و احساس می كنيد از فرط هيجان تمام سلول های خاكستری مغزتون داره می تركه ولی امی نم چی؟ آخه 5 دقيقه تند نتد حرف زدن هم كاری داره؟ می گن سبكشه ديگه رپه(rap) ولی من نميدونم آخه اين ديگه چه جور سبك مزخرفيه كه آدم وقتی گوش می ده احساس ميكنه كه در يك كنفرانس خبری شركت كرده نه آهنگ درست حسابی نه ريتمی نه ملودی..... بيچاره دنيای موسيقی چقدر ذليل شده كه چنين سبكی بايد طرفدار داشته باشه. بابا اين مرلين بيچاره تو هر آهنگش خفن ترين شعرا رو می خونه اونم با صدايی كه يه لحظه آرامش نداره و دائما لحن و تن صداش داره عوض می شه ولی امی نم با صدايی به زيبايی صدای كلاغ فقط برای ما كنفرانس ميذاره . اصلا اين امی نم به خاطر خوندنش ويا به خاطر سبكش معروف نشده كه. شهرتش به خاطر اينه كه می گن پسريه كه از خط های قرمز جامعه امريكا عبور كرده . ولی عزيزان آخه آمريكا به ما چه مربوط؟ نكنه شما هم ميخوايد اين كارو تو جامعه خودمون بكنيد؟ بی خيال شيد بابا . به هر حال خط قرمز های امريكا محكم تر از آن چيزيست كه زيبا رويانی چون امينم بتوانند از آن بگذرند به قول دوست عزيزم منسن : the beautiful people you can't see the forest for the trees.يعنی ای آدم های قشنگ! شما می گوئيد كه جنگل را نميتوانيد ببينيد به خاطراينكه درختان جلو ديدتان را می گيرند!!!

امی نم خواست مثل مرلين هجو و هزل رو به شعراش اضافه كنه ولی نه آقا كسی كه بانوی محترم و مظلومی مثل بريتنی اسپيرز را مورد هدف قرار دهد اصلا مرد نيست (لابد با اين كارش هم می خواسته مشكلی رو از مشكلات جامعه حل كنه !) ای امی نم حقا كه تو هم از دارو دسته ی همون مدونايی(لعنت الله عليه و آله و آبائه اجمعين) از بريتنی كه نگذشتی لا اقل بی خيال مرلين شو چون آق مرلين اصلا مثل بريتنی پروانه ای نيست و زور امثال تو هم به او نمی رسه . ولی به هر حال نرود ميخ آهنين در سنگ و بابك (بعنوان نماينده تمام عاشقان دلسوخته ی پسر مو طلايی بينی عروسكی ) می گويد كه هنوز هم امی نم گوش می ده . مرلين جان اشك نريز . حيف اشكات .

و در نهايت . . .

چه او را دوست داشته باشید و چه از او متنفر باشید این واقعیت غیرقابل انکار است که این هنرمند در میان بدنام ترین و جنجالی ترین و بحث انگیزترین موزیسین های دهه نود جایگاه ویژه ای دارد.او احتمالا آخرین اعجوبه لیست بلندبالایی است که به راک بازی های شوک آور معروف هستند و شروعش با آلیس کوپر است.اگر چه نباید فراموش کرد آنچه باعث شد منسون به صدر جداول فروش راه پیدا کند وارد شدنش به حیطه های تابو در اشعار و فرم ظاهری کارهایش بود.مسائل اروتیک - مواد مخدر و ... مسائلی بود که مرلیلین منسون سعی داشت به آنها دامن بزند و همین باعث شد تا جامعه منتقدین موسیقی او را پس بزنند اما توانست در میان جوانان بازار مناسبی راه پیدا کند و در جریان خط اصلی سلف های خود به یک ضد قهرمان محبوب بدل شد این مسئله باعث بروز تنش هایی میان او و افراد بالارتبه سیاسی و جامعه سنتی به خصوص والدین آینده نگران آینده کودکان خود شد منسون با نام برایان وارنر در کانتون اوهایو متولد شد در سن هجده سالگی به تامپابای در فلوریدا نقل مکان کرد و آنجا به عنوان یک روزنامه نگار با زمینه و گرایش موسیقی مشغول کار شد در 1989 با گیتاریستی به نام اسکات میچل آشنا و پس از مدتی دوست شد آنها تصمیم به تشکیل یک گروه گرفتند و همان زمان بود که اسکات خود را با نام دیزی برکویچ و وارنر خود را با نام مارلین منسون مطرح ساختند.اندک زمانی نوازنده باس گجت گین و نوازنده کیبورد مادوناواین نیز به گروه ملحق شدند گروه اوایل با نام مرلین منسون و اسپوکی کیدز شروع به فعالیت نمود .کارهای اولیه گروه در حد ضبط و انتشار چند کاست مستقل و نواختن در کلوب ها و برنامه ها بود.استفاده از جلوه های بصری خاص در این نمایش ها آرایش خاص منسون و فضای گوتیک آثارشان به سرعت گروه را مطرح نمود کارهای گروه با استفاده از درام قدرتمند باعث شد تا صدایی سخت و تیزتر به گوش شنوندگان برساند و تا سال 1992 آنها در میان عامه پسندترین حرکت های هنری در حیطه فلوریدای جنوبی به شمار می رفتن

 

نظر فراموش نشه

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 11:10 توسط نویسنده سعید |


tool بيوگرافی

سراینده اشعار گروه tool مینارد جیمز کینان است .اگر بخواهیم ریشه افکار و اندیشه های مینارد کینان را جستجو کنیم به جرات می توان وی را یک نظریه پردازخواند . فلسفه ی گروه tool برگزیدن شیوه ی طریقت است . در ابتدا رنجهای ناشی از زندگی روزمزه را بیان می کند که بدون شناخت و انتخاب فرد بر وی تحمیل شده است opiate . او به علت انزجار از این زندگی به طریقت عارفانه روی می اورد تا خویش و معبود خویش را بشناسد زیرا این تنها راه رسیدن به ارامش و ازادیاست. سپس به بیان سختی ها و مشکلات این راه دشوار می پردازد . او اکنون عاشقی است که تمام دلبستگی هایش را - که در دوره اول زندگی به تقلید از دیگران برگزیده بود کنار گزاشته و به دنبال معشوق خود است و در سر گردانی ها و گمراهی ها هیچ نشانی به جز اندیشه و احساس درونی اش وی را راهنمایی نمی کندundertow . اما زندگی را به همان گونه ای که هست می پزیرد و با خطرات و مشکلات ان روبرو میشود و با اراده ی استوار راه را تا رسیدن به هدف ادامه می دهدaenima . بالا خره جهان به گونه ای دیگر در نظرش پدیدار میشود و عابت ثبات و پایداری و شیوه ای از زندگی را که بتوان در عالم مستی باقی ماند می یابدlateralus .

بیوگرافی گروه tool

گروه tool در سال 1990 در لوس انجلس در امریکا شکل گرفت و به سرعت به یکی از پیشگامان سبک alternative progressive metal تبدیل شد. البوم کوتاه opiate به تهیه کنندگی سیلویامسی شروعی قدرتمند وهیجان انگیز برای گروه بود . تور مشترک انها با گروه های rage aginy the machine در اروپا وrolling band در امریکا باعث شد تا گروه مورد توجه محافل موسیقی امریکا قرار گیرد. در سال 1993 البوم undertow با اشعاری پر مغز و مفهومی واهنگسازی تجربی و جسورانه انتشار یافت . با این البوم گروه tool موفق به دریافت جایزه پلانتیوم از جشنواره موسیقی لولاپالوزا شد . در سال 1996 البوم aenima با حضور جاستین چانسلور justin chansellor بیسیست جدید گروه ساخته شد در همین سال عنوان بهترین موسیقی سبک راک اروپا و امریکا به اینالبوم داده شد . در دسامبر سال 2000 مجموعه ای از اجراهای زنده ی چند اهنگ منتشر نشده و چند اهنگ از البوم های قبلی گروه به نام salival در اختیار علاقمندان قرار گرفت که در حقیقت این البوم نشانه قدرت و توانایی گروه در اجرای بی کم وکاست و زیبای ترانه ها - به صورت زنده به حساب می اید . وسرانجامدر سال 2001 البوم lateralus - به عنوان اخرین کار گروه تا این زمان - با موسیقی و اهنگسازی متفاوت و در حقیقت متکامل روانه بازار شد . tool در لغت به معنای ابزار و نیز تهذیب است. که در واقع می توان موسیقی و اشعار این گروه را وسیله و ابزاری برای خود شناسی و جهان شناسی به شمار اورد.

بیو گرافی اعضای گروه

مینارد جیمز کینان meynard james keenan با نام اصلی james herbet keenan متولد اوریل 1964 در راونا ravena :

پدرش معلم دبیرستان بود . خوانواده او ار معتقدان یکی از فرقه های مسیحیت به نام بپتیسم baptism بودند . در 12 سالگی از طرفداران پر وپا قرص kiss به شمار می رفت . او دوره دبیرستان را در اسکات ویل میشیگان به پایان رساند و در سال 1982 وارد ارتش شد . در این دوره وارد باشگاه ورزش های صحرایی ارتش شد. باشگاهی که با شعار من دروغ نمی گویم تقلب نمی کنم دزدی نمی کنم و کسانی که چنین میکنند را تحمل نمی کنم . مورد توجه میتارد قرار گرفته بود در سال 1984 با ترک ارتش در اکادمی هنر های مفهومی کندال میشیگان ثبت نام کرد . او در دهه هشتاد در گروه های texant...,anarchronistic dynasty در مقام وکال فعالیت کرده است .سپس به لوس انجلس نقل مکان کرد و در این شهر مدتی را با دیو ماستین dave mustin خواننده و گیتاریست و مغز متفکر گروه mega death همخانه بود. بعد ها پس از همسایگی با دنی کری و اشنایی با ادام جونز گروه tool راپایه گذاری کرد میناد در حال حاضر در گروه aperfect circle نیز کار میکند .

(( به عقیده من موسیقی قدرتی است در درون خودش که به یک روزنه خروج با واسطه نیاز دارد . در این صورت ما فقط واسطه هستیم ))

دنی کری danny carey :

با نام اصلی daniel edwin carey متولد اول می 1961 در پایولا paola کانزاس متولد شد.

پدرش کارشتاس بیمه و مادرش معلم مدرسه بود . از 10 سالگی نواختن درامز را با یک اسنیر snare اغاز کرد . در سیزده سالگی اولین مجموعه ی درامز خود را خریداری کرد . سه سال در دانشگاه میسوری موسیقی خواند . جغرافیا و علوم ماوراءالطبیعه نیز از دیگر علایق علمی از به شمار می امدند . او عضو تیم بسکتبال دانشکده بود و به رغم پیشرفت قابله ملاحظه در این رشته موسیقی را انتخاب کرد . در سال 1986 به لوس انجلس نقل مکان کرد او چهار سال در گروه های مختلف به طور نه چندان جدی به نواختن درامز پرداخت و همزمان در یک شرکت ضبط موسیقی کار کرد تا اینکه در سال 1990 به گروه tool پیوست .او در لوس انجلس در همسایگی مینارد زندگی می کرد . دنی کری به گروه هایی به نام زایوم zaum نیز همکاری داشته است و بیلی کوپن billy cophan از نوازندگان مورد علاقه اوست . (( ما از معدود گروه هایی هستیم که مجبور نشده ایم بر اساس مد روز کار کنیم و همواره توانسته ایم هنر را در درجه اول قرار دهیم)

ادام جونر adam jones :

با نام اصلی adam thoma jones متولد 15 زانویه 1965 در لیبریتی ویل در ایلی نویز است . در کودکی ویولون می نواخت . سپس در گروه electric ships به نواختن بیس bass پرداخت . او بعد از اشنایی با تام مورلو tom morello گیتاریست گروهrage against the machine نواختن گیتار را اغار کرد و همزمان در رشته فیلم سازی به تحصیل پرداخت . او در بخش جلوه های ویzhe فیلم هایی چونterminator ll وjurasic park lll همکاری داشته و کلیپ های ویدیویی گروه tool تماما ساخته و پرداخته ی ذهن خلاق اوست . او در لوس انجلس با مینارد اشنا شد و این اشنایی منجر به شکل گیری گروه tool در سال 1990 شد . اشنایی تام مورلو سهم به سزایی در پیشرفت هنری و اشنایی او با دنی کری داشته است

(( ما همه منحصر به فردیم و نظرات خودمان را داریم ما دور هم جمع شده ایم و انچه را که شما به عنوان tool میش نوید تولید می کنیم ))

پل دامور paul d'amour:

متولد 12 ماه می 1967 در اسپوکین واشنگتن است . او که موسیقی را با نواختن گیتار الکتریک اغاز کرد برای ورود به عرصه سینما به مهد این صنعت - لوس انجلس - امد . ولی پس از اشنایی با ادام جونز و موسیقی محکم و پر قدرت tool به عنوان نوازنده بیس bass به انان پیوست .پل دامور پیش از این در گروه های king of oblivion و failure گیتار نواخته است . او در سال 1994 پس از انتشار undertow از گروه جدا شد . و علت این جدایی نه اختلاف فکری بلکه گرایش شخصی او به نوعی موسیقی ملایم تربود. او پس از این جدایی از tool گروه lusk را تشکیل داد و دراین گروه به نواختن ساز اصلی خود یعنی گیتارپرداخــــــــــــــت . عقیده ی او(بزرگترین وجه تمایز انسان ها طرزتفکر انهاست که یک موسیقی خوب می تواند انها را برای لحظاتی همسو کند.))

جاستین چانسلور justin chansellor :

او در 19 نوامبر 1971 در انگلستان متولد شد . در سن 8 سالگی نواختن گیتار را اغاز کرد . 14 سال سن داشت که به همراه چند تن از دوستانش گروه peach راتشکیل داد. سال 1992 در نیو یورک با گروه tool و اعضای ان اشنا شد . دو سال بعد یعنی 1994 به همراه گروه tool اجرایی مشترک را در اروپا راه اندازی کرد . همان سال پس از جدایی پل دامور از گروه tool گروه با جاستین وارد مذاکره شد . او ابتدا از پیوستن به گروه tool امتناع کرد اما هنگامی که گروه peach 6 ماه پس از اجرای مشترک با گروه tool از هم پاشید جاستین به پیشنهاد گروه جواب مثبت داد و در سال 1995 به انها پیوست .

((من هرگز در چنین جمعی نبوده ام . جمعی که به لحاظ روحی و شخصیتی و اعتقادی بسیار متفاوت باشند و ضمنا این توانایی را داشته باشند که اختلافات خود رابه صورتی همه جاتبه همساز کنند و انها را به صورت قدرت خلاقه مثبت در اورند . ))

 

 

 

نظر فراموش نشه

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 9:29 توسط نویسنده سعید |


Slayer بيوگرافی

يه طورايي وقتي اسمه سرعت در سبک متال پيش مياد همه ميگن Kerry King و به دنبال آون هم همه از گروهSlayer نام ميبرن. گروههي که شايد بشه گفت Speed Metalرو معرفي کرد. Speed Metal در دهه 80 بوجود آمده. سريعه ، و در عين سرعت خواستار تکنيک بالاست.. گروههايي که اين سبک رو کار ميکنن بايد در عين سرعت نوازندگاني تکنيکي داشته باشند. Slayer نمود کامل همينه... در عين سرعت بسيار تميز کار ميکنه..

از گروههاي قبل از دهه 90 .. سازبندي مثل باقي گروههاي همين دوره ميمونه.. يه گروه سريع و خشن... گروههي که اشعار آهنگاشون خيلي زيباست..
•Slayer گروهي که در سال 1982 توسط Kerry King شکل گرفت.. گروهي که ميشه نمونه بارز Thrash Metall و Speed Metal نام برد. گروهي بسار سريع با خواننديي که صدايي قوي و زيبا داره! ... جاهايي سبک اونا رو Death Metal هم ديديم.. از خشونت آهنگاشون ميشه به اين نتيجه رسيد..
•Slayer ابتداي کارشون رو با بازنوازي آثار پايه گذاران متال مثل IronMaiden و Judas Priest شروع کرد. اما اين چيزي نبود که خيلي باقي بمونه. چون به اين نتيجه رسيده بودن با ترساندن و اداي شيطان در آوردن نه خودشون راضي ميشن و نه هوادارانشون. چون اين دو گروه هنوزم که هنوزه با کلفت کردن صداشون و نشون دادن شيطان تو Video هاشون سعي بر ترسوندن دارن.. چيزي که متال هم باهاش شکل گرفت.. اما اين ديگه Slayer رو راضي نميکرد.. پس Slayer با استفاده از خلاقيت خودش رو به همه معرفي کرد....
•Slayer بنا بر گفته هاي خودشون و چيزي که ار آثارشون بر مياد سعي و پافشاري بر 3 چيز داشتن: مرگ ، آثار بد جنگ و ترس از جهنم.. ميشه براحتي اينو توي ريتم آهنگاشون ديد. سريع و خشن. اشعارشون هم نمايانگر همينه..
•Slayer و نوازنده هاش خيلي زود تونستن خودشون رو نشون بدن و به هوادارانشون معرفي کنن.. اين رو ميشه مديون گيتاريست و پايه گدار گروه دونست... Kerry King که از سريعترين گيتاريستاي الکتريکه.. تکنيکي ساز ميزنه... گاها حمله هاي واقعا سريعي به گيتار ميکنه و در عرض يک ثانيه آروم ميشه... در آثارشون اين سرعت ، تکنيک و همينطور قدرت فضا سازي با گيتار الکتريک رو ميشه لمس کرد.
•آلبوم Reign in Blood و South Of Heaven از نظر هواداران گروه از بهترين آثار گروهه.. آهنگ هاي انها سريعه.. با عظمته و در عين حال زيبا... اما چيزي که اين دو با باقيه آثارشون متمايز کرده شايد بشه به خاطر متن اشعار بسيار قوي اين آلبوم نام برد..Regin In Blood از نظر سرعت و زيبايي آينقدري عالي کار شده که عده اي اون رو بهترين آلبوم Speed Metal که تا وجود داشته نام ميبرن.. خصوصا آهنگ Raining Blood ... و عده هم Master Of Puppets از متاليکا رو بهترين Speed Metal ميدونن.. الان به مخالفين متاليکا بر ميخوده البته!!! اما من خودم به هيچ وجه اين دو رو قابل مقايسه نميدونم. حد اقل از نظر سرعت Reign Blood خيلي قوي تره.
•Slayer بارها دراميست عوض کردن.. يه طورايي ميشه گفت کار هر کس نبوده درام زدن واسه Slayer ... البته هيچگاه عوض شدن دراميست براي بد کار کردم اون نبوده...
•يکي ديگه از آهنگهاي معروف Slayer ميشه آهنگ Angel Of Death نام برد. آين آهنگ باعث رسوايي جهاني براي مرجع خودش يعني Joseph Mengele يا همون دکتر نازي شد.. کسي که مرتکب بي رحمي هاي بسيار بزرگي بر عليه بشريت شده بود...

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:35 توسط نویسنده سعید |


 Megadeth بيوگرافی

يه گروهه کار درست متال که کمتر ديده ميشه ازش حرفي زده بشه. يک گروه Thrash متال که در آمريکا و در سال 1983 فرم گرفت. توسط Dave Mustain. البته بعد کنارگيري از متاليکا ( به عقيده عده اي از گروه متاليکا اخراج شد به دليل رفتار ناشايست. ) به هر ترتيب گروه رو با همراهي Dave Ellefson به عنوان بيسيت و Chrid Poland گيتارست و Chris Samuelson دراميست گروه راه اندازي کرد.

•MegaDeth هم مانند Metallica در بدو شروع کار يک گروه Thrash ساده بود. اما اين براي مدت کمي در گروه باقي ماند. با گوش دادن به Progressive متال و تاثير پذيري از آن ، بالاتر بردن سرعت کارهاشون ، خشن تر و سرعتي تر کردن سازها و استفاده از Lyric هايي که پوچ گرايي بيشتري رو نشون ميداد به سرعت بدل به يکي از پشگامان Thrash تبديل شد. خصوصا در دهه 80. مورد توجه موسيقي دوستان قرار گرفتن و در اندک مدتي طرفداران زيادي کسب کردن.
•Mustain از وضعيت خانوادگي خوبي در زمان کودکي بهره نبرده بود. به علت مشکلات فراوان وي گاهي به سبب ترک مادر با عمه ، و يا عموهاش زندگي ميکرد. چيزي که هميشه بنا به گفته خودش باعث دلگرميش بود موسيقي خصوصا موسيقي متال بود. به همين دليل در 1981 ، Metallica رو با جيمز و لارس پايه گذاري کردند. بعد از گذشت 2 سال وقتي از Metallica جدا شد بلافاصله گروه MegaDeth رو پايه گذاري کرد. با همراهي Kerry King ( گيتاريست حال حاضر Slayer ) Lee Rauch. دراميست گروه. اين ارنج براي مدت کمي باقي ماند و به سرعت گيتاريست گروه عوض شد.
•اولين اثر گروه در اواخر سال 1984 تحت عنوان Killing Is My Business...And Business Is... عرضه شد. آلبومي که خيلي خوب فروش کرد و بسيار نقد شد! طرفداران زيادي براي گروه بوجود آورد و هرچه بيشتر گروه را معرفي کرد.
•در سال 1986 دومين کار گروه عرضه شد. Peace Sells...But Who's Buying? . به اعتقاد کارشناسان بهترين اثر گروه تا به حال. تا جايي که به اين اثر لقب طلا داده شد. اين اثر به جز يک Track تماما ساخته Dave Mustain ميباشد. اثري که به گفته کارشناسان ياد آور شيطان ، تاريکي ، جهنم و پليديست. اين از نام Track هاي اين اثر هم بر ميآيد. بعنوان مثال ميتوان به: Wake up Dead يا Devil's Island اشاره کرد. اين اثر گروه هم به خوبي مورد استقبال قرار گرفت. به خوبي فروش کرد و مورد نقد قرار گرقت.
•رفته رفته Mustain دچار اعتياد بسيار سختي به هرويين شد. تا حدي که اعتياد وي گروه رو تحت تاثير خيلي بدي قرار داد.. 2 نفر ار اعضاي گروه اون رو ترک کردن و براي بار ديگري ارنج گروه تغيير کرد و با ارنج جديد اثر بعدي گروه عرضه شد.در سال 90 يعني 2 سال بعد ار اين اثر اعتياد وي به بالاترين حد رسيد ، تا جايي که Mustain در صدد درمان بر امد و در عرض 1 سال کاملا درمان شد. گروه را مجددا هدايت کرد و دوباره ارنج را تغيير داد. اين بار Marty Friedman به گروه پيوست در نقش گيتاريست گروه. بعد از ورود Friedman به گروه بلا فاصله آلبوم بعدي گروه با نام Rust in Peace عرضه شد. بازهم يکي ار بهترين آثار گروه. اثري که بيش از باقيه آثار از Progressive تاثير پذير بوده.
•به عقيده عده اي در اين زمان رقابت شديدي ميان Megadeth و Metallica در جريان بود. کسب موفقيتهاي يکسان در آثارشون هر دو گروه رو جزو بهترين گروهها رقم شده بود. تا جايي که اثر بعدي از Medadeth يعني Countdown to Extinction عرضه شد و پر فروش ترين اثر گروه تا به حال لقب گرفت.
•بعد از ورود Friedman به گروه هر چند که همچنان 90% آهنگهاي ساخته شده توسط خود Musitain بود و تمامي آثار بعدي گروه مثل Youthanasia ، The World Needs a Hero ، Cryptic Writings جزو بهترين کارهاي گروه در نظر گرفته شدن و به بالاي جدول بهترين هاي موسيقي راه پيدا کردند.
•نهايتا در سال 2002 ، Mustain متوجه اختلال عصبي در دست چپ خود شد و اين امر تا حدي پيشرفت کرد باعت ممانعت وي از نوازنگي گيتار شد. براي مدت کوتاهي گروه رو ترک کرد و نهايتا در آپريل 2002 گروه بهد از چيزي نزديک به 20 سال فعاليت در زمينه موسيقي متال منحل شد.
MegaDeth يک گروه خوب متاله. يک گروه قوي که Thrash ، Speed و Heavy متال بودن. وجود نوازندگان خوبي از جمله خود Mustain يا Kerry King ، Friedman باعث پيشرفت گروه شد. هرچندي برخي ار اين نوارندگان مدتي کمي گروه رو همراهي کردن، اما همه و همه باعث ارتقاي سطح کار گروه شدن. خصوصا Friedman که بعد از ورودش به گروه تاثير بسيار زيادي بر گروه داشت. تمامي آثار بعد از پيوستن وي قابل توجه واقه شدن. نوازندگي گيتار احساس وي در کنار سرعت و تکنيک چيزي عظيم از وي ساخته.

ممنون میشم نظر بدین

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 8:48 توسط نویسنده سعید |


Nirvana بیوگرافی

هسته اصلي اين گروه بوسيله Kurt Cobain خواننده و نوازنده گيتار الكتريك و Krist Novoselicنوازنده باس در Aberdeen Washington شكل گرفت . بعد از بارها تغيير نام و اعشاي گروه . آنها نهايتاَ Chand Chaning را ملاقات كردند كه بعنوان نوازنده Drums براي اولين آلبومشان انتخاب شد... اولين آلبوم گروه بنام Bleach در جون 1989 عرضه شد... يك آلبوم غم انگيز همراه با صداي خشك گيتار اين آلبوم شامل ملوديهايي ساده بود بعلاوه آهنگهاي پخته‌تري مثل About A Girl ... بعد از ضبط اين آلبوم و اضافه كردن يك گيتاريست به گروه بنام Jason Everman آنها بري چند اجرا به سفر رفتند... علت اضافه شدن jason به گروه اين بود كه Kurt مطمئن نبود همزمان از عهده خواندن و نواختن گيتار فائق آيد... بعد از اين چند اجرا گروه به دنبال يك شركت توضيع و پخش جديد مي‌گشت تا اينكه بالاخره يك شركت قراردادي بمدت 2 سال با گروه منعقد كرد... در اين مدت بعد از چندين بار عوض كردن جازيست drummer گروه Dave Grohl را بعنوان چهارمين و آخرين درامر خود انتخاب كرد. سپس Nirvana آلبوم بعدي خود را بنام Never Mind در مي 1991 ضبط كرد و در سپتامبر همان سال به بازار عرضه كرد.كه بيشتر از 500000 نسخه از آن در مدت 3 هفته فروش كرد... و بخاطر ويدئو Smeells Like Teen Spirt آلبوم در فوريه 92 به صدر جدول پرفروش ترينها راه يافت .

بعد از يك اجراي بزرگ بخاطر Never Mind گروه به خانه برگشت . سپس چند اجراي پيوسته داشت و بالاخره در مارس 1993 به استوديو برگشت دا آلبومي كه انتظار زيادي براي آن كشيده شده بود را بنام In Utero ضبط كنند. شركت توزيع كننده اين آلبوم ابتدا اصلا از آن راضي نبود.. آنها بعد از شنيدن اين آلبوم گفتند وموهاي جالبيه ! كي بايد انتظار شنيدن آلبوم اصلي را داشته باشيم؟! و فكر مي‌كردند كه اين آلبوم فاقد ارزش تجاري است. و طرفداران Nirvana را بعد از شنيدن آلبومي مثل Never Mind از گروه نا اميد ميكند. بعضي از آهنگها دوباره ضبط شدند و لي بيشترشان به همان صورت اوليه باقي ماندند ... يكي از علتهايي كه باعث شد اين آلبوم به خوبي Never Mind نباشه اين بود كه In Utero فقط ظرف 2 هفته ضبط شد . بيشتر صدابرداري آن در 1 روز انجام شد و اكثر آهنگها در همان برداشت اول ضبط شدند... ولي شركت بعد از حل كردن مشكلاتشان با شركت توزيع و پخش ، اين آلبوم را در 14 سپتامبر 1993 در انگلستان و در 21 سپتامبر در آمريكا منتشر كرد.بعد از آن Nirvana اجراهاي زيادي در آمريكا و ساير نقاط جهان داشت ......

 

در 8 جون 1994 گروه آخرين اجراي خود را در آمريكا در سياتل واشنگتن انجام داد سپس به اروپا سفر كرد و آخرين اجراي خود را در 1 مارس در مونيخ انجام داد . مدتي بعد از بازگشت به آمريكا Kurt بعد از فرار از يك مركز بازپروري معتادين كه براي ترك اعتيادش به هروئين در اونجا بستري بود نا پديد شد مدتي بعد در 8 آوريل جسد او كه مدتي از مزگش گذشته بود بوسيله يك برقكار در خانه‌اش در سياتل واشنگتن پيدا شد ... بله Kurt خود كشي كرده بود و ياد داشت خودكشي او فرداي آن روز در اتاقش پيدا شد ...Kurt Cobain نابقه سبك Punk Rock در 27 سالگي به زندگي خود پايان داد تا تمام طرفدارانش در بهت و حيرت فرو روند . در قسمتهايي از يادداشت خودكشي او ميخوانيم : «... من هيچوقت به همان اندازه كه از شنيدن موسيقي لذت مي‌بردم از خلق يك اثر لذت نبردم من احساس گناهي فراي كلمات در مورد اين مسايل ميكنم . مثلا وقتي كه ما در پشت صحنه هستيم و ناگهان چراغها خاموش مي‌شود و جمعيت ديوانه وار فرياد ميزنند و منتظر ورود ما هستند من را آنطور تحت تاثير قرار نميدهد كه Freddie Mercury را تحت تاثير قرار ميداد كسي كه هميشه بنظر ميامد كه از تحسين جمعيت غرق لذت ميشود و اين هميشه چيزي بود كه حس تحسين و حسادت من را همزمان بر مي‌انگيخت خقيقت اينست كه من نمي‌توانم هيچكدام از شما را فريب دهم . جرمي از بالاتر نيست كه تظاهر كنم كه غرق در لذت هتم در صورتي كه اينطور نيست. من تمام تلاشم را كردم كه از اين موقعيت لذت ببرم (و خدا ميداند كه همه سعيم راه كردم ولي كافي نبود) اين موضوع را ميدانم كه من و گروه عده زيادي را تحت تاثير قرار داديم ولي مثل اينكه منهم جزو آن دسته آدمهايي هستم كه تا چيزي را از دست ندهند قدرش را نميدانند . من خيلي حساس هستم اخساس مي‌كنم بايد كمي كرخت و بي حس شوم تا شور و شوق كودكي را دوباره بدست بياورم . در 3 اجراي آخر احساس كردم كه از همه چيز بيشتر لذت ميبرم و حس قدرداني و شورو شوق در من بيشتر شده ولي همچنان نميتوانم بر حس درماندگي يأس و گناهي كه در وجودم هست قلبه كنم من احساس مي‌كنم كه مردم را خيلي دوست دارم آنقدر دوستشان دارم كه اين مسائل من را غمگين مي‌كند...»

اين هم قسمتي از نامه Kurt Cobain قبل از مرگش ...

اما از مهمترين جوايزي كه اين گروه كه هيچوقت سردسته آنها را راضي نكرد بدست آورد ميتوان به اين موارد اشاره كرد ؛ جايزه Music Video MTV در سال 1992 Nirvana بخاطر اهنگ Smells Like Teen Sprit بعنوان بهترين گروه تازه كار انتخاب شد. جايزه grammy در سال 1995 بخاطر البوم Never Mind و آهنگ Smells Like Teen Sprit از طرف مجله Guitar World در سال 1999 Kurt Cobain بعنوان بهترين هنرمند اين دهه انتخاب شد ! جايزه Diamond در سال 1999 بخاطر آلبوم Never Mind كه بيش از 10 ميليون نسخه از آن فروخته شد . همچنين نام اين گروه در سال 2000 در كتاب ركوردهاي جهاني Guiness ثبت شد بخاطر آلبومهاي MTV Unplugged و From The Muddy Banks Of Wishkah همچنين ويدئو Smells Like Teen Sprit كه بيشترين تعداد دفعه پخش را در MTV داشته...

 

 

نظر دهید جای دوری نمیره

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 9:30 توسط نویسنده سعید |


 

گروه Soulfly (پروازروح) درسال ۱997 همراه با عقيده اي كه آهنگ و ايمان

معنوي را با هم مي آميخت آغاز به كار كرد. آنها بر اين عقيده اند كه

Soulfly متعلق به آينده است و موسيقي جزئي از زندگي آنها را تشكيل

مي دهد. ماكس كاوا رلا گروه جديدش را با ROY نوازنده درام

و MARCHELLO نوازنده باس آغاز كرد و كار خوانندگي و نواختن گيتار را

نيز خود بر عهده گرفت.

ROY در تاريخ 4. 6. 1970 در يكي از ايالات برزيل به نام NYC متولد شد

نواختن درام را از سه سالگي آغاز كرد.اولين مجموعه درام او يك كيت

مكي ماس بود. اما نواختن را به طور جدي در 12 سالگي آغاز كرد.

اولين گروهي كه او در آن شروع به نواختن نمود گروه YOUTH QUAKE

ناميده مي شد كه گروهي با سبك پانك – راك بود.

ROY هنگامي كه قبلاً همراه ماكس كاوارلا در گروه Sepulture بود.

با وي آشنايي پيدا كرده بود و هر دو آرزو داشتند كه بتوانند روزي با

هم كار كنند. وقتي كه ماكس براي گروه جديدش به يك نوازنده درام

نياز داشت از او دعوت به عمل آورد.

ROY معتقد است كه هميشه مي تواند خودش باشد و خودش را

براي كسي تغيير ندهد!

وCradle Of Filth

در سال 1993 که آلبوم Total Fucking Darkness به شکل دمو عرضه شد ؛زمزمه هاي يک گروه جديد به نام COF از بلک متالرها شنيده ميشد.و اين زمزمه ها ادامه داشت تا اينکه در سال 1994 آلبوم The Principle Of Evil Made Flesh عرضه شد.و به خيلي ها ثابت شد که اين باند از لحاظ فضا سازي تاريک ؛به کار بردن عناصر وحشت انگيز در Track ها و در کل در شيوه ي Hellish Black Metal از بسياري از باندها يک يا چندين گام جلو تر است.که شايد علاوه بر خلاقيت باند و وکال قوي Dani Davey که استفاده از افکت در آن بي تاثير نبوده؛به کار بردن کيبورد بدانيم که به فضا سازي در باند کمک بسيار بزرگي کرد و کمتر باندي در آن سالها از کيبورد استفاده مي کرد.که البته در اين ميان استثنا هم بسيار است و باندهاي هستند که بدون کيبورد هم بسيار موفق بودند نظير باند بزرگي به نام Dark Throne .در اينجا قصد بر آن نيست که تمامي آلبوم هاي اين باند نقد شود...بلکه آلبوم هايي که روند صعود و نزول باند را شامل مي شوند مورد بحث قرار خواهند گرفت.

در سالهاي 1996 و 1998 اين باند دو آلبوم بسيار مهم را در تاريخ خود ثبت کرد.آلبوم هايي به نام Dusk And Her Embrace و Cruelty And The Beast که از قوي ترين آلبوم هاي اين باند بود...عشق به Elizabet Bathory ملکه خونخوارمجارستان ؛تاريکي؛ شياطين و نيروهاي پليد و ومپايرتيک از موضوعات اصلي اين دو آلبوم بودند و فضا سازي ها نيز کاملا در راستاي اين موضوعات در Track ها صورت گرفته بود ودر واقع اين دو آلبوم بود که گروه را بيش از پيش مشهور ساخت.حال به آلبوم مهم ديگر مي پردازيم Midian ...تلفيقي از شيوه ي تاريک COF به اضافه ي ريتم هاي ساده تر و هيجاني تر و در مجموع آلبومي با ملودي هايي عامه پسندانه تر نسبت به آلبوم هاي قبلي اين باند.به اعتقاد من اين آلبوم سر آغاز روندي بود که بسياري از باندهاي Black Metal از آن بيزارند؛روند تجاري شدن.

خواسته يا نا خواسته اين آلبوم وسوسه هاي تجاري شدن را در سر اعضاي باند انداخت و کارهاي dani davey وکالر اين باند هم در اين روند بي تاثير نبود.از جمله بازي در فيلم Cradle Of Fear ...صحبت کردن به جاي يکي از شخصيت هاي کارتوني به نام Daminator اجازه ي انجام مصاحبه هاي فراوان از طرف تلوزيون ها و مجلات مختلف که همه و همه ناشي از عطش شهرت در اين باند بود که متاسفانه سبب عوض شدن ديدگاه بلک متالر هاي حرفه اي نسبت به اين گروه شد و اين باند برچسب تجاري بر خود گرفت.

در رابطه با آلبوم 2003 به نام Damnation And A Day  از نظرم باز همان روند قبليست با اين تفاوت که اندکي تهاجمي تر شده که باز من اميدي در آن نمي بينم و فکر نکنم هرگز اين باند به روند سابق خود باز گردد.بله تمامي اين جريانات در کنار هم است که امروز اگر از يک دختر 16-17 ساله ي به اصطلاح متال باز بپرسي گروهاي مورد علاقه اش چيست..نام ببردEvanescence ,Rasmus ,Cradle Of Filth که جاي بسي تاسف است که بلک متال در بعضي از باندها به اين درجه ي سطحي بودن مي رسد.بلک متالي در بعضي از باندها نظير Immortal براي جلوگيري از تجاري شدن باند منحل ميشود و در بعضي از باندها نظير COF تا مرز غرق شدن در پول ادامه مي يابد.

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 8:10 توسط نویسنده سعید |


 بیوگرافی ماردوک marduk

گروه ماردوک در سال 1990 به وسيله morgan hakansson در کشور سوئد و با گرايشات شديد شيطان پرستي تشکيل شد . گروه در سال 1991 اولين شاهکار خود را به نام fuck me jesus به صورت نوار کاست ضبط کرد . دومين آلبوم گروه dark endless نام دارد که در سال 92 ضبط و پخش شد . در سال 1993 گروه با شرکت فرانسوي osmose براي پخش آثارش قرار داد بست و سومين آلبوم

خود را به نام those of the unlight در سال 1994 به وسيله اين شرکت پخش کرد .

بعد از اين آلبوم براي اولين بار گروه در خارج از سوئد و در فستيوال بلک متال در نروژ شرکت کرد . و در مي 1994 با ساپورت گروه ايمورتال در تور اروپا  son of the northen darkness شرکت کرد و در پاييز همان سال هم گروه به استوديو رفت تا آلبوم بعدي خود را ضبط کند . opus nocturne نام آثر بعدي مردوک بود . در فوريه 1995 و بعد از شرکت در تور the winter war گروه آلبوم fuck me jesus را به صورت mcd ضبط مجدد کرد که فروش اين آلبوم هنوز در هفت کشور اروپا ممنوع

 است .

در ژوئن 1995 گروه در توري در مکزيک شرکت کرد و بلا فاصله آماده ضبط آلبوم بعدي شد اين آلبوم که heaven shall burn … when we are gathered نام دارد در فوريه 1996 ضبط و در ژوئن همان سال پخش شد . بعد از اين آلبوم گروه مجددا در تور اروپا شرکت کرد و بعد از آن هم ميني البوم

 glorification را ضبط کرد که شامل يک آهنگ ضبط مجدد و سه آهنگ کاور شده از گروههاي bathory ، philedrive و destruction بود .

در اکتبر 1997 گروه آلبوم heres no peace را ضبط کرد و در نوامبر گروه براي ضبط يکي ديگر از شاهکار هايش به نام nightwing آماده شد که در مارس 1998 اين آلبوم که از دوقسمت تشکيل شده آماده شد . در اوخر همين سال هم گروه البوم  panzer division marduk را که خفن ترين البوم بلک متال که تا به حال من گوش کرده ام  را ضبط کرد و بعد از آن هم در فستيوال هاي مختلف شرکت کرد .

اولين اثر استوديويي گروه در قرن بيست و يکم هم ميني سي دي  obedience بود که در مارچ 2000 پخش شد و بعد از اين البوم هم گروه با گروههاي deicide و cannibal corpse در تور اروپا شرکت کرد .

آلبوم بعدي گروه infernal eternal است که گلچيني از بهترين اجراهاي زنده گروه است . اين آلبوم هم در اواخر سال 2000 پخش شد . la grand dance macabre آلبوم 2001 گروه است که فوق العاده زيباست . آخرين آلبوم گروه تا الان هم world funeral نام دارد که محصول سال 2003 است .

 اين البوم به نظر من نهايت موسيقي بلک متال است و آلبومي بي نظير نسبت به تمام آلبوم هاست که حتي خود مردوک هم فکر نکنم بتواند همچين البومي را دوباره بسازد . بعد از تور اين البوم متاسفانه عشق من

 يعني خواننده گروه legion از گروه جدا شد و تا آخرين خبري که من از گروه دارم هنوز کسي به عنوان جانشين براي او انتخاب نشده است .

 

اعضاي گروه مردوک از ابتدا تا الان :

Morgan hakansson : از سال 1990 تا الان گيتاريست گروه است و سابقه فعاليت در گروههاي abrubtum و devils whore house را دارد .

B war : با نام واقعي roger svenson از سال 1992 تا الان بيسيست گروه بوده و در گروههاي allegiance و devils whore house فعاليت داشته .

Emil dragutinovic : از سال 2002 تا الان درامر گروه بوده و در گروههاي legion و

nominon فعاليت داشته .

Andreas axelsson : از سال 1990 تا 1993 خواننده گروه بوده و در گروههاي edge of sanity و infestdead فعاليت داشته است .

Legion : با نام واقعي erik hagsted از سال 1995 تا 2003 خواننده گروه بوده و در گروههاي ophtalamia و dissection فعاليت داشته است .

Magnus andersson : از سال 1992 تا 1994 گيتاريست گروه بوده و در گروههاي cardinal sin و ... کار کرده است .

Joakim gothberg : از سال 1990 تا 1995 درامر گروه بوده

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 9:32 توسط نویسنده سعید |


بازم اوریل

با دادن اين آلبوم جديد مقام اول Pop Charts رو به خود اختصاص داد اونم بدون هيچ عمل غير
اخلاقی.نه لباس‌های مبتــذل
می‌پوشـه و نه رقص وسوسه آميز انجام ميـده و نه به حوادث به صورت
خلاصـه اشاره می‌كنه و از هيـچ عامل و روش
Hip Hop هم استفاده نكــرده هيچ Lyrics
تحريك كننده ای هم
نخونده.
Avril Lavigne از همه خواننــده‌ها و همه رديف‌هــای خود هم خودش رو جســورتر نشون ميده و هم
منظورش رو به صورت روشنتر و واضح‌تر بيان ميكنه.رفتار و گفتار اون باعث شده ميليــون‌ها بچـــه دوبــــاره به
پدر و مادرشون اطمينان بدن.

ولی Avril Lavigne ممكنه كه تاثيرگذارترين و نفوذ ناپذيرترين و مرموزترين ســتاره‌ی Teen-Pop در تمام دوران
بشه.از دو سال گذشته تا حالا خصوصيات
Avril بودن در اون متـــمركز شده همون خصوصـــياتی كه در آلبــوم
Under My Skin بازگو می‌كنه.اون به هيچ چيز خيانت نكرده و حتی الان هم پس از گذشـت چند ســال با روش
خود كه باعث موفقــيـت فـــوق‌العاده‌ی اولـــين آلبوم خود بنـام
Let Go شد هنــوز هـم هر جــوری كه هست
كارنامه‌ی عمل خودش رو بدون لكه‌ی ننگی تميز نگه داشته.اون يك ۱۹ساله‌ی سفيد لوحه

ساده بودن همون چيزی هست كه باعث شده بهترين آهنگ‌هاش مــقاوم و ســخت و پايدار باشـن حالا خواه
اينكه شايسته‌ی
Punk يا Faux يا Maudlin Ballad باشه Avril
اين آهنگ‌ها رو قطعـــا و كاملا به طور صــريح و
و بی‌پرده می‌خــــونه .شما مـــی‌تونين هر چقدر كه بخوايــــن آهنگ‌هاشو گوش بدين.موزيـــك
Avril واقعــــا
ديوانه كنندس و خيلی سخته كه بگيم در كدوم دسته موسيـــــقی قرارش بديم - آهنــــــگ موفقيــت آميز و
درخشـان
I'm With You تقريبا يه صدا و حال و هوای ييلاقی غير قايل احساس داشــت و يك ملودی متــــــال
مبــــهـم و سربسته و يك همخوانی كه نمی‌تونه بيـجا و بی‌محـــل به عنوان يه مدعــــــی آمريكايی مطـــرح
بشه اگرچـــه هيچكدوم از اين مدعيان و مسابقه‌دهندگان نمی‌تونستن به اين سادگـــی است آهنـــــــگ رو
بخونن.

Lavigne در آلـبـــوم جديـــدش يعنی Under My Skin با يك ماتريس تيمی رو كه روی بيشتر آهنگ‌های آلبوم
Let Go كار كرده بودن رو جدا كرد Avril در اين آلبوم جديد با يه گروه Songwriter غير قابل تحمل و گيتاريستش
Evan Taubenfeld و Songwriter كانادايـــــی Chantal Kreviazuk شــــروع بكار كرد و در تهيه اين آلبـــوم با
بهم پيوستن اين عوامل آلبومی قابل قبول و فرمول دار تری بوجود آورد.
Lavigne در آلبـــــوم Under My Skin
هيچ فكر و هدف تازهای وارد نمی‌كنه بلكه چهره‌ی آهنــگ‌های آلبوم قبلی يعنــــی
Let Go رو درخــشان‌تر
می‌كنه اغلب اوقات صداش رو در يك آهنگ به چند جور و نوع تغير ميده تا مطمئن بشه كه شما از خوانندگی
اون خســـــته نشدين و زيبايی
Chorus ها رو درك می‌كنين.آهنگ اصلی و مهم اين آلبوم همون آهنگی كه
زودتر از خود آلبوم
Under My Skin منتشر شد كه Don't Tell Me نام داره ميشه گفت كه آهنگی هســت كه
بيشترين شخصيت
Avril رو در خودش داره و نشون ميده كه Avril دنبال چه چيزی هست و منظورش چيـــــه
اون در اين
Clip با يه بوسه‌ی شرم آور دوست‌پسر شهوتی خودش رو می‌خواد ترك ‌بكنه و همين كه شــروع
می‌كنه به عنوان يه گيتاريست گيتار ميزنه از پسره می‌پرســـه كه
Did I not tell you that I'm not like that
?
girl/The one who gives it all away, yeah/Did you think that I was going to give it up to you يعنـــی
اينكه " آيا به تو نگفتم كه من اون دختر نيستم ﴿اون دختری كه تو انتظار داری باشم﴾ " / " كسی كـه مرتبا و
بطور پيوسته اونو به تو ميده؟" / " فكر می‌كردی كه می‌خواستم اونو به تو تسليم كنم؟" حالا نمی‌دونـــــــم
شايد منظورش يه بوسه بوده.نحوه‌ی بيان اين مسئله و ديدگاه ممكنه رنج‌اور باشه ولـــی در عوض اون
Avril
با صدای خوبش از پس اين كار بر مياد صدايی كه تظاهر به صداقت و درستكاری ميكنه.

در اين آلبوم هيچ آهنگی شبيه به آهنگ " Nobody's home " نيست آهنگی كه سبكه Hip-Hop در خـــــودش
داره و بطور آزمايشی خوانده شده و در آلبوم
Let Go قرار دارد.تنها چيــــزی كه در ايـــــن آلبوم Avril Lavigne
تغيير نكرده وسواسی بودن و دقت زياد او در آمــــــاده كردن اين آلبوم بود.اون به تنهايی تمام هجاها رو تلفظ
می‌كنه يعنی اينكه
Background Vocal هم نداره و آهنگ‌هــــــاشو به تنهايـــــی می‌خونه.از خواندن تند تند
و محكم ادا كردن هجاها مثله بعضی خواننده‌ها كه می‌خوان ما رو متقـــاعد كنن كه ترانه‌شون معنا خاصـــی
داره ، خودداری می‌كنه.كلمات و ريتم‌ها همون چيـــــــــزهايی هستن كه
Avril ميخواد به مخاطب برســـونه
و همين ها كافی هستن.

بعضی از ترانه‌هاش مبهم هستن و نمايان شدن صورت خشك Avril هم در فهماندن معنی ترانه كمكـــــــی
نميتونه بكنه.در آهنگ
How Does It Feel از ايـــن آلبوم اون بارها و بارها می‌پرسه كه "How does it feel to
be/Different from me" يعنی اينكه متفاوت بودن با من چه احساسی داره؟ .شما در اين آهنگ پی ميبريـن
كه
Avril چندان علاقه‌مند به شنيدن جواب اين سوال نيست و هنوز هم كسی پيدا نشده كه اين احســـاس
سادگی ملال‌آور و خسته‌كننده‌ی دوران
Teenage مانند احســــــاس Avril براش پيـــش اومده باشه.بهترين
آهنگ آلبوم
Under My Skin كه كمی هم خشن هست آهنگ ۳ دقيقه‌ای He Wasn't نام داره .در Lyrics اين
آهنگ جملات نامفهومی از قبيل "
He wouldn't even open up the door/He never made me feel like I was
special." " اون هيچ وقت نمی‌خواست در رو باز كنه/هيچ وقت باعث نشد اونی كه هستم رو احساس كنم."
وخود داره.اين جملات پر از احساس خفت و خواری و دلسوزی به حال خود هستند ولی
Avril طــــــــوری اين
جملات رو می‌حونه كه انگار زياد ناراحت نيست.

Avril Lavigne چيزی كه در درونش ميگذره رو آشكار و بازگو می‌كنه


آنسوی ملـــودی‌های تفريحـــی و زيبــــا در آخرين كار Avril Lavigne بنـــام Don't Tell Me مردمــی هـــم

كنار اين خواننده‌ی ۱۹ ساله زندگی می‌كنن انگار كه وخود خارجی ندارن.

در جای ديگری ، در آلبوم جديدش بنام Under My Skin كه May 25 بيرون اومد ، اين خواننده‌ی كانادايـی از عهده‌
موضوعات و سرفصل‌هايی چون "جدايی خيلی احساسانه" در آهنگ ﴿"
Together"﴾ و "باطن‌بينی و درون‌گـرايی"
در آهنگ ("?
How Does It Feel") و "ترس از رشد كردن و بزرگ‌شدن" در آهنگ ("Nobody's Home") برمياد.

اين موضوعاتی كه Avril در اين آلبوم مورد برسی قرار ميده خيلی بالغ‌تر از دوران Teenage اون و "آلبــــوم 2002 بنام Let Go ميباشد.

Avril ميگه : "من همون شخص هستم و همونی هستم كه روی آهنگ‌های هر دو آلبــــوم كار كردم ، ولــــی
سليقه‌ی من تغيير كرده.وقتی روی اولين
Record كار می‌كردم مانند يه دختره ۱۶ ساله بودم"

در حالی كه بعضی از آهنگ‌ها در دومين آلبوم Avril تاريك‌تر و مبهم‌ترند ، نشون ميده كه آهنگ‌هـــاش كمـــــی
سنگين‌تر شدن.

Avril توضيح ميده كه : "وقتی شما جوانترين ، زودتر رشد می‌كنين و هميشه در حال عوض كردن و تغيـير دادن
ذهن خود هستين.شما يك روزی در اين راه قرار می‌گيرين و روز ديگر در راه ديگری.شما تلاش می‌كنين كــــــه
تفاوت اونی كه هستين با اونی كه می‌خواين باشين رو بفهمين و اين دو رو تمايز بدين.
Under My Skin چيـــزی
هست كه من در موردش فكر می‌كنم ، چيری كه ممكنه منو اذيت كنه و چيزيه كه در كنار منه"

مهم‌تر از همه اينه كه Avril رشد كرده و به عنوان يه Songwriter هم فـــعاليت مــــی‌كــنه و حتی به درجـه يه
businesswoman رسيده و ميدونه كه آروم و آهسته پيش رفتن خوبه ولی تغيير جهت كار درستی نيست.

Avril ميگه : "من در راه موســــيقی تيره تری هستم و ميدونســتم كه بايد روی آهنگ‌های Rock كار كنم ولی
همون موقع به عنوان يه ستاره‌ی Pop
مطرح شدم.من نمی‌خوام جهتگيـــری مخالف در برابر موســــيقی Pop
داشته باشم.من از Pop
متنفر نيستم بلكه ميخوام در كنار اين دو سبك فعاليت كنم."

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 9:28 توسط نویسنده سعید |


AnathemA Anathema ، یه گروه Doom ، Gothic متالی که در سال 1990 شکل گرفت. گروه توسط برادران Cavanagah شکل گرفت. دو برادری که هر دو گیتار میزدن. با خوانندگی Darren White ، بیس Duncan Patterson و درامری با نام John Douglas . با نام اصلیه Pagan Angel . Anathema یه گروه انگلیسی Doom و Goth متاله. سبکی که میشه Paradise Lost و My Dying Bride رو هم ازش نام برد. Anathema خودشون بر این عقیدا که چیزی بین Doom و Death متال بوجود آمدن، به ظاهر کارهاشون هم بیان گر همین مسئله هست. Anathema کار هاشون رو با چند Demo در سال 1990 و 1991 شروع کردند. یکی از اینها An Iliad Of Woes هستش. که به عقیده کارشناسان یه کاریه که صراحتا از Paradise Lost و Black Sabath الهام گرفته شده. با چند Demo دیگه کارشون رو ادامه دادن تا نهایتا دز سال ۱۹۹۳ اولین آلبوم رسمیه گروه با نام Serenades عرضه کردند. این البومشون 14 Track داره که تمامی این Track ها ساخته جمعی گروه هستش. این البوم رو Doom متال ترین کار گروه میدونن. کاری متوسط از گروه که اونرو برای معرفی گروه کافی میدونن. سال 1994 و پس از تورهای مختلف Mini Album ی با نام Pentecost رو عرضه کردند. آلبومی که در مجموع کارهای رسمی گروه قرار نداره. اما اعتقاد دارن اون رو میشه جزو بهترین کارهای گروه دسته بندی کرد. این Mini Album از Anathema 4 Track داره. اما با زمان های طولانی . 10 و12 دقیقه ای! بعد از این آلبوم خواننده گروه برای تشکیل یه گروه مستقل از اونها جدا شد . خواننده گروه به علت جنس صدا و علاقه خودش کار رو بیشتر به سمت Death پیش میبرد. پس از جدایی وی سمت حرکت کلی گروه کمی تغییر کرد و به طور کلی بیشتر به یه موسیقی با خاصیت Doom نزدیک شدن و در نهایت آلبوم The Silent Enigma رو در سال 1995 منتشر کردن. Track اولی این Album یا همون Restless Oblivion رو بهترین کار این آلبوم میدونن. Track ی با نام A Dying Wish هم از این Album جزو کارهای قوی گروهه. با یه Solo یی آروم و دلنشين شروع میشه. سولویی به نسبت طولانی که به یک باره با همراهی گروه قوی میشه. و صدای خواننده اضافه میشه. یک کاره سنگین و دارای یک ریتم زیبا که از نظر سرعت و نحوه خواندن خواننده کاملا در نوسانه. این کار خیلی زیبا کار شده. خصوصا اونجایی که با فرياد SILENCE خواننده همه سازهای یک لحضه ساکت میشن. جاهایی از این آهنگ کار بر اساس Bass به پیش میره. ضربه های آروم به Drum و یک جو Atmospheric ه قوی که جزو نقاط قوت Anathema به حساب میاد. سال 1996 و آلبوم Eternity از گروه. عده ای اون رو بهترین کار گروه میدونن. کاری که از اون خشونت باقی مونده از Death متاله موجود در The Silent Enigma جدا شده و خشونت Guitar هاش با یک جو Atmospheric که توسط Keyboard تداعی میشه پیش میره. کاری که به عقیده کارشناسان چیزیه که تو گروه PINK FLOYD میشه دید. با این آلبوم تداعی کننده یک گروه جدید به حساب اومدن ، نه در حد یک گروه Doom ه دیگه. جزو نقاط قوت این کار همکاری Les Smith نوازنده Keyboard ه گروه Cradle of filth به حساب میاد. بعد از این Album هم درامر گروه اونها رو ترک کرد و با یک درامر جدید عوض شد. در سال 1998 البوم Alternative 4 رو عرضه کردند. از این آلبوم Fragile Dreams رو کاری قوی میدونن. سال 1999 و آلبوم Judgment که بازهم کاری قوی از Anathema رو نشون داد. این آلبوم باز با همراهی درامر اصلی گروه بود که به گروه بازگشته بود. و باز هم 2 آهنگ خوب آلبوم رو ساخت. یعنی Don't Look Too Far و Wings of God . طرح Cover این آلبوم با Wing Of God ارتباط مستقیم داره. یک طرح بی نظیر که بسیار مورد تو جه قرار گرفت. این آلبوم رو نوعی برگشت مقتدرانه Anathema میدونن. Anathema به طور کلی جزو گروههاییه که واقعا در سبک خودشون جایی برای حرف نذاشتن. کارهاشون اصولا دلنشینه. نوازندگی قوی سازها و صدای خوب خواننده گروه. گروهی که از چیزی بین Doom/Death متال به بهترینهای Doom/Goth تبدیل شد.

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 7:42 توسط نویسنده سعید |


METALLICA

به راحتي مي توان مدعي شد كه متاليكا يكي از بهترين ها و تاثير گذارترين گروهاي هوي متال دهه 80 است. آنها به نوعي موسيقي متال را زميني كردند و به اين موسيقي رو به اضمحلال جاني دورباره دادند. گرو در اوايل كار چنان صحبت مي كرد كه امگار دقيقاً مستقيم از خيابانهاي جنوب شهر به استوديو پا گذاشته است، آنها مرزهاي موسيقي (( ترش)) را گسترش دادند و سرعت را چاشني كار قرار كردند، انتشار آلبوم KILL EM ALL در سال 1983 از سوي گروه نقطه آغاز متاليكا بود، آن ها آميزه اي در خشان از متال زير زميني با ترش متال را ارايه دادند و بعد از آن با انتشار هر آلبوم جديدي شكل و شمايل تازه و مدرن ازمتال رو كرند. جيمز هتفيلد با نوع خواندن خود چنان ريتم هايي آفريد كه همه را انگشت به دهان كرد، گرگ همت كه نوازنده گيتار ليد بود به يكي از چهره هاي متال تيدبل شد كه بسياري ازاو تقليد كردند، لارس اولريچ هم به درامري مي مانست كه هيچ كس نمي توانست سرعت و تكنيك اش را به فراموشي بسپارد در حالي كه شيو هي نواختن باس كليف بورتن سرآمد دوره خود شده بود. پس از اتشار آلبوم Master of puppets در سال 1986 بود كه تراژدي اول گروه آغاز شد. در يك حادثه ناگوار اتوبوس حامل گروه در ميانه يك تور واژگون مي شود و بورتن كشته مي شود، اما گروه تصيم مي كيرد كاررا ادامه دهد پس جيسون نيوستد جايگزين او مي شود. بهد گروه با آلبوم بلند پروازانه (( و عدالت براي همه))، در صدر جدول قرار مي گيرد، در حالي كه هيچ گونه حمايتي از سوي شبكه راديويي يا MTV نمي شود. اما متاليكا با آلبومي هم نام با عنوان خود گروه در سال 91 به جريان اصلي موسيقي روز متال وارد مي شود نتيجه اين ميشود كه آلبوم نامبروان شد و بيش از هفت ميليون كپي از آن فقط در آمريكا به فروش مي رسد. گروه دست به يك تور طولاني و با شكوه مي زند، كه نزديك دو سال به طول مي انجامد. تا دهه 90 متاليكا، قوانين خشك متال را در هم مي شكند و شيوه اي مبدعانه بنيان مي گذارد، آن ها ليدر هاي ژانر بودند، و نه تنها از سوي بزرگان اين شيوه مورد احترام واقع شدند بلكه حتي منتقدين و خريداران ريكورد هاي جريان اصلي سبك، نيز آنها را ستودند درباره متاليكا بايد گفت كه هيچ گروه هوي متالي نتوانسته مثل آن ها هردو سوي مخاطب عام و خاص را مجذوب كند، اما متاسفانه آنقدر براي ضبط آلبوم بعدي وقت صرف كردند و آن قدر انتشار كار بعدي خود را طول دادند كه مقداري از هوا داران خود را از دست دادند، اين آلبوم با عنوان Load درسال 96 مي توانست ميزان هواداران گروه را به طور جدي افزايش دهد اما فاصله ي زماني بين انتشار آن و آلبوم قبلي موجب شد تا متاليكا دور تازه اي ازيافتن مخاطب را آغاز كند در اين آلبوم گروه به سوي موسيقي راك آلترناتيو گام بر داشت، اين تغير رويه حتي به صورت ظاهري نيز در گروه قابل مشاهده بود، اعضاي گروه موهاي خود را كوتاه كردند و از آنتون كوربين خواستند تا تصاوير جدي و بسياري از آن ها گرفته تا به شمايل جديد خود را معرفي كنند. آلبوم در تابستان آن سال به موقعيت بالايي دست پيدا مي كند و در چات ها نامبر وان شده و ظرف فقط دو ماه سه ميليون كپي از آن به فروش ميرسد پس از آن متاليكا در دور ششم كنسرت هاي لولاپلازا شركت مي كند تا با هواداران خود از نزديك ارتباط برقرار كند Reload آلبوم بعدي گروه بود، آميزه اي از آهنگهايي با متريال جديد و البته مشتملبر آهنگ هايي كه از پكيج آلبوم load به جا مانده بود اين آلبوم با فاصله اندك در سال 97 منتشر شد و علي رغم نقد هاي ضعيفي كه بر آن نوشته شد با فروش بالايي روبرو شد. بعد ازآن متاليكا مجموعه اي از شامل دو ديسك با عنوان Garage Inc منتشر مي كند كه در سال 98 به بازار مي آيد. در سال 1999 متاليكا دست به يك حركت غير منتظره اما زيبا مي زند، اجراي برنامه مشترك با اركستر سمفونيك سان فرانسيسكوبه صورت زنده كه تحت عنوان S & M منتشر شد و با استقبال فراواني روبرو مي شود متاليكا اغلب سال 2000 را در سپري مي كند كه در گير يك قضيه دعواي حقوقي با شركت Napster شده بود، ماجرا از اين قرار بود كه اين سايت موسيقيايي اجازه داده بود تا كار بران اينترنتي به صورت رايگان تمامي آثار گروه را به راحتي دانلود كنند و اين در حالي بود كه اين شركت هيچ گونه كپي رايتي پرداخت نكرده بود ودر اين ميان بيشتر از سي هزار نفر توانسته بود به صورت رايگان كارهاي گروه را كپي كنند. در ژامويه سال 2001 نوازنده باس گروه يعني جيسون نيوستد، اعلام كرد كه قصد دارد از گروه جدا شود و تنش هاي جديدي آغاز شد اندك زماني بعد گروه در مراسم اهداي جوايز Espn در آپريل شركت كرده و هتفيلد همت و اولريچ خود را براي ظيط آلبوم بعدي آماده مي كنند. در خلال غيبت نيوستد، اين هتفيلد بود كه وظيفه نواختن باس را بر عهده مي گيرد اما شايعاتي شنيده مي شد كه نوازنده بيس سابق ازي ازبورن و آليس اين چينز يعني مايك اينز قرار است به گروه ملحق شود، در جولاي 2001 متاليكا شكايات خود را عليه NAPSTER پس مي گيرد و با عنوان گروه مردمي شناخته مي شود، در اواخر تابستان 2001 گروه با تركيب جديد خود دست به اجراي كنسرت هاي متعددي ميزند و متاليكا با عضو جديد خود يعني مايك اينز سعي در ارايه كترهاي جديد دارد.

 

RASMUS

چهار عضو گروه كه از اهالي هلسينكي بودند و عاشق راك، گروه را در 1995 تشكيل دادند، آن زمان هر جهار نفر اعضاي گروه در دبيرستان تحصيل مي كردند و موسيقي انگليسي زبان كشور فنلاند چيز تازه اي براي عرضه نداشت. آلبوم اول گروه با عنوان Peep به سرعت شنوندگان خود را پيدا كرد و چنان تحسيني روبرو مي شد كه اعضاي 16 ساله گروه راسموس به ستاره هاي راك فنلاند بدل مي شدند.آن ها بلافاصله آلبوم بعدي را ظبط و پخش مي كنند كه عنوان p.b را بر خود داشت اين آلبوم هم جايزه ي گلد را مي ربايد و جايزه اي به نام Emma براي راسموس درپي مي آورد كه نسخه فنلاندي جايزه ي معتبر گرمي به شمار ميرود. آلبوم سوم راسموس با نام Hell of a Tester چنان سرو صدايي به پا مي كند كه دور از انتظار گروه مي شود تا جايي كه تراك Liquid از آن آلبوم به عنوان بهترين تراك موسيقي سال در فنلاند از سوي منتقدين معرفي مي شد. سال 2001 آلبوم بعدي گروه با نام Into منتشر شده و جايزه پلاتينيوم را مي گيرد و راسموس با آهنگ F.F.F.Falling به صدر جدول فروش مي رسد. از اينجا هواداران گروه بين المللي مي شوند و راسموس در سراسر اروپا توري برگزار مي كند. با نامبروان شدن Dead Letters در سال 2003 در آلمان، استراليا و سوئيس، راسموس جهاني مي شود.

BONJOVI

جان بون جووي كه در گروهاي مختلف راك اندرول مي نواخت مي خواست گروهي متعلق به خود داشته باشد پس با همراهي ديو سابو به عنوان گيتارسيت، آلك جان ساچ به عنوان نوازنده باس و تيكو تورس به عنوان نوازنده درام در سال 1983 و در سايرويل نيوجرسي گروه را تشكيل مدهند. اما درست پيش از ورود به استوديو براي ظبط آبوم اول سابو جاي خود را به ريچي سامبورا ميدهد. اولين آلبوم گروه در سال 1984 منتشر شد و Runawau در جدول 40 اثر برتر را مي يابد، موقعيت گروه با آلبوم بعد يعني فارنهايت 780 به اوج ميرسد اما در كمال تعجب براي آلبوم بعدي رويه خود را عوض مي كند و slippery when wet با چرخشي قابل توجه منتشر مي شود. اين تغير در آلبوم بعدي يعني ((نيو جر سي )) هم وارد مي شود و جالب آنكه بيش از پنج ميليون كپي از آن به فروش مي رسد، سال 1989 گروه به حمايت ((چر))خواننده مطرح پاپ مي پردازد كه البته بايد علت آن را نامزدي او و (( سامبورا)) دانست. جان بون جووي وارد حيطه آهنگ نويسي براي موسيقي فيلم ميشود اما كار گروهي را رها نمي كند. آلبوم پنجم گروه با عنوان Keep the faith (حفظ جان) در پاييز سال 92 منتشر شده و با موفقيت بي نظيري روبرو مي شود. تك آهنگ بستري از گل هاي رز به چنان محبوبيتي مي رسد كه هيچ كدام از اعضا در خيال خود هم نمي ديدند انتشار آلبوم Crush در سال 2000 برگ ديگري از بون جووي بود كه توانسته به مدت بيست سال در عرصه موسيقي راك و متال دوام بياورد.

PanTera

پنترا در اوايل دهه 80 شكل گرفت، زماني كه برادران آبوت يعني درال و ويني پل نوجواناني بيشتر نبودند. آنها در كنار ركس براون و ترنس لي سال 1983 با آلبوم اول خود يعني Magic Metal وارد عرصه موسيقي متال شدند. اين روند سال بهد با آلبوم projects in jungle ادامه يافت اما پس از آلبوم سوم در سال 1985، خواننده گروه يعني ترنس جاي خود را به فيل آنسلمو داد و گروه با تكيب جديدي ركورد Metal power را ضبط كردند كه در سال 1988 منتشر مي شود. اين آلبوم باعث آشنايي گروه و Easteest ميشود، پنترا با آلبوم هاي خود ثابت كرد مي شود كار شنيدني عرضه داشت به خصوص در 80 كه هيچ صداي قابل قبولي شنيده نمي شد پنترا به نوعي متفاوت عمل مي كرد. آلبوم كابوس هايي از جهنم را به نوعي مي توان اولين آلبوم رسمي پنترا ناميد كه اعضا پديد آوردنده آن شامل آنسلمو (خواننده)، دارل (گيتار) ويني پل (درامز) و ركس براون (باس) مشد. اين آلبوم پنترا را رو نقشه متال جاي داد و اعتباري برايشان به وجود آورد. دو سال بعد پنترا با آلبوم Vulgar Displayof power باز مي گردد كه مخلوطي از متال با صداي مخصوص گروه بود. آلبوم به خاطر نو آوري هايش به زمان نياز داشت تا بتواند در دل مخاطب جاي باز كند اما اين اتفاق با كمك شبكه MTV افتاد و پنترا به شهرت رسيد. سال 94 با ارايه آلبوم Beond Driven For به يك گروه عامه پسند بدل شد و آلبوم در صدر جدول فروش قرار گرفت. سال 96 آلبوم the Geat southern trendkill منتشر ميشود و بعد از آن تغيرات اندكي در گروه بوجود مي آيد. آنها در اصوات خود دست به تجربيات جديدي مي زدند و كاري تلخ تر با اصواتي سنكين تر و هوي تر اريه دادند. سال 97 پنترا با آلبومي با نام official live 101 proof را منتشر مي كنند كه از مدت ها قبل آن را آماده كرده بودند. مشكلات درون گروهي در اين سال بالا گرفت و سرانجام اعتياد آنسلمو كار دستش داد، گروه ارپذيرفتن او سر باز زد و پنترا كم و بيش از هم پاشيد. اما حضور گاه و بيگاه پنترا در اين سال ها به صورت اجراهاي زنده باعث شد تا پنترا خود را در خزاره جديد نبز به عنوان گروهي فعال زنده نگه دارد.

P.O.D

گروه سال 92 در سوكال در نزديكي سان يزيردو، تشكيل شد. ماركوس گيتاريست و وو به عنوان درامر كه در حيطه جنوب شهر سان يزيردو بود و با فرهنگ عمومي و موسيقي آنجا رشد كرده بود، با هم آشنا شدند، آن ها به علايق مشترك خود در موسيقي ((جز)) و ((رگه)) پي مي برند و به عنوان پانك هاي جوان مطرح مي شوند و تصميم مي گيرند تا گروه P.O.D را كه خلاصه شدن عنوان payable On Death تشكيل بدهند، خيلي سريع پسر عموي ماركوس كه يك MC در موسيقي هيپ هاپ بود و ساني نام داشتبه آنها ملحق مي شود. سال 97 با آمدن ترا كه اصليتي كليولندي داشت روي نقشه موسيقي روز افتاد. در خلال دهه 90، گره نمايش هاي پر تعدادي را در آن منتقه انجام داد و بيش از 40 هزار كپي از سه EP خود فروختن! اين EPها كه در كمپاني شخصي رسوريكوردز متعلق به خودشان منتشر شده با استقبال روبرو مي شد تا جايي كه كمپاني هاي بزرگ به سوي آنها متمايل مي شدند و سال 99 سرانجام اولين آلبوم رسمي گروه با نام the Fundamental Elements of south town را با همكاري يك كمپاني معروف بزرگ منتشر مي كند. آلبوم به جايزه پلاتينيوم دست پيدا مي كند و گروه افتخاراتي از جمله بهترين گروه هارد راك يا متال، بهترين آلبوم سال و آهنك هاي مطرح را كسب مي كند. يك سال بعد با شركت در تور سال 2000 Ozzfest به همراه staind و crazytown به شهرتي مي رسد. ساختن چند ساند تراك براي فيلم هايي از جمله ((نيكي كوچولو)) با در سال 2001 از مجموعه كمدي هاي آدام سندلر و يا فيلم ((هر يكشنبه موعود)) با حضور آل پاچينو وضعيت گروه را به حالت تثبيت شده اي بدل مي كند. آلبوم دوم گروه با نام satellite در بهارسال 2001 منتشر مي شود. از بخت بد حادثه، يكي از اعضاي اوليه يعني ماركوس در فوريه 2003 گروه را ترك مي كند تا هدف هاي شخصي خود ار در موسيقي دنبال كند. پس از او جيسون ترودي به تيم P.O.D وارد مي شود و گروه با اجزاي ساند تراك براي فيلم ((ماتريكس:((ريلودد)) به شهرتي بيش از پيش مي رسد.

Manowar

گروه توسط گيتاريستي به نام رزبوس شكل مي گيرد، گروه اصلي شامل بر خواننده اي به نام اريك آدامز، گيتار باس به نام جوي دي مايو و درامري به نام دوني هامزيك مي شد. شيوه پاور متال گروه كه با ريشه هاي راك كلاسيك آميخته شده بود مورد تحسين واقع مي شود، ريف هاي زيبا و اشعار خاص منووار آن ها را دچار يك وضعيت قابل تو جه مي كند، خشونت شاعرانه كاهاي منووار به شاخصه گروه تبديل مي شود اما بعضي حركات خشونت وارشان از جمله پوست كندن حيوانات روي سن نمايش، گروه را به شهرتي منفي ميرساند. منووار سعي داشته با هر آلبوم، تفاوت در كار را تجربه كرده و به نمايش بگذارد، اما علي رغم همه موفقيت ها رز و باس به اختلاف نظر مي رسند و همه به اين نتي جه مي رسند كه گروه دهه 80 ديگر نمي تواند دهه 90 هم تكرار شود اما آلبوم دهه90 گروه از جمله Triumph،steel Hell of، Louder than Hell خلاف اين ادعا را ثابت كرد.

Wasp

بلیک لاوس که خواننده و نوازنده باس بود همراه با گیتارستهایی به نام های کریس هلموز و رندی پیپر، واسپ را تشکیل می دهند، بعد از مدتی درامری به نام تونی ریچاردز، به آنها پیوسته و فعالیت های گروه آغاز می شود EP مستقل گروه با نام Animal آن ها را در جمع موسیقی دوستان مطرح می کند و کمپانی های بزرگ به سراغشان می آیند، اما موفقیت اصلی با آلبوم اول وسمی گروه به نام خود گروه نصیبشان می شود، نمایش های ترس ناک گروه آن ها را در هارد راک و هوی متال به جایگاه خاصی می رساند و بعد از آن با انتشار the last command که در آن از درامر جدیدی به نام استیون ریلی استفاده کرده بودند به موفقیت بزرگی می رسند. حرکت عمده گروه از سال 1986 و با آلبوم Electric Circus inside the آغاز می شود. محبوبیت گروه سربه فلک می زند و با آلبوم های گروه با استقبال فراوانی روبرو می شود اما اختلاف گروه که ناشی از حواشی هولمز می شد باعث ناهنجاری های بسیار شد. آلبوم headless children در سال 1989 با زگشت وسپ به عقاید اولیه خود و ÷س از آن دیگر کاری از گروه بیرون نیامد تا سال 1993 که ldol the crimson منتشر می شود. وسپ مدتی را بی خبر تنها به اجرای برنامه های زنده می پردازد تا اینکه سال 97 دوباره حرکت خود را آغاز کرده و بعد از آن در سال 99 متعاقب آن در 2001 به ترتیب سه آلبوم K.F.D، Helldorado و unholy را منتشر می کنند.

AC/DC

گروه در سیدنی استرالیا و در 1973 تشکیل می شود. مالکوم یانگ گیتاریست جوان گروه ولوت آندرگراند به همراه برادر کوچکترش آنگوس که نوازنده گیتار لید بود تصمیم گرفت به تشکیل گروه می پردازند اوایل کار تنها به اجرای برنامه در سیدنی می پردازند. در حالی که آنگوس فقط 15 سال سن داشت تا جایی که خواهرش گفته بود او با یونیفورم مدرسه روی صحنه ظاهر می شد. پس از مدتی دیواوانز به عنوان خواننده و هری وندا و جرج یانگ دیگر برادر آنگوس و مالکوم از راه می رسند و گروه به ملبورن نقل مکان می کند، جایی که درامری با نام فیل راد و بیسیستی به نام مارک ایوانز نیز به آن ها ملحق می شود. جالب آنکه شوفر ماشین گروه یعنی بن اسکات نیز به عنوان لید و کالیست با آنها همره می شود البته فقط در مواقعی که دیواوانز نمی توانست روی صحنه بیاید. سال 1974 و 1975 گروه دو آلبوم High Voltage و TNT را در استرالیا منتشر می کند و با رسیدن شهرت این آلبوم ها به اروپا و آمریکا گروه تورهایی را در هر دو کشور انگلستان و آمریکا برگزار می کند. در آغاز 1977، ایوانز گروه را ترک می کند و کلیف ویلیامز جای او را می گیرد، در پاییز همان سال گروه دست به انتشار Let There Be Rock می زند که اولین آلبوم گروه که به صدر جدول فروش آمریکا راه پیدا می کند می شود. بهار 1978 با انتشار Powerage همراه می شود و چنان مورد استقبال واقع می شوند که تماشاگران در اجرای زنده این آلبوم درهای ورودی را می شکنند! اما وقتی بن اسکات در 20 فوریه 1980 می میرد، قطار موفقیت های گروه از ریل خارج می شود، در مارچ همان سال گروه برایان جانسون را جایگزین او می کند و بعد دست به انتشار آلبوم Backin Black می زنند. که بزرگترین آلبوم گروه شده و بیش از ده میلیون کپی از آن به فروش می رسد، در سال 1982 راد نیز گروه ر ترک می کند و سایمون رایت جای او را می آید. اما یک سال بعد از محبوبیت تجاری گروه کاسته می شود، تا اینکه دهه نود از راه می رسد، Edge the Rezao,s باز هم نا شان را بر سر زبان ها می اندازد. سال 95 شانزدهمین آلبوم آن ها با نام Ballbreaker منتشر می شود که نقدهای مثبتی را روانه گروه می کند و ظرف شش ماه یک میلیون کپی از آن به فروش می رسد. اوایل سال 2000 stiff upper lip را از گروه شاهد می شویم.

Anthrax

شتکیل شده در ژانویه سال 1981 در نیویورک توست اسکات یان و دان اسپیتز که بعد از مدتی یعنی پس از انتشار یک آلبوم، جوی بلادونا به عنوان خواننده و فرانک بلو به عنوان نوازنده باس نیز با آنها همراه می شود. بلو کمک شایانی می کند تا گروه از کلیشه های دست و پاگیر فراتر برود و آنتراکس به یک گروه اسپید متال بدل شود. دهه نود برای گروه آغاز حرکت جدیدی بود که طی آن آنتراکس هیپ هاپ را هم تجربه کرده و به سوی رپ متال گرایش پیدا می کند. جان بوش نیز سال 92 به گروه می پیوندد. گروه اگر چه از تاثیر گذاران بوده اما در میان عموم مردم محبوبیتی کسب نمی مند، انتشار آلبوم فراوان و رفت باز گشت پیاپی گروه بر شهرت آنها چیزی اضافه نکرد و آنتراکس در خلال این سالها فقط سعی کرده اگر نتوانسته مانند: متالیکا یا مگادث مطرح شود، لااقل در سرعت نواختن سازها و رفتن به سوی ترش متال چهره ای شاخص به جای بگذارد.

Sepultura

گروه بر خواسته از بلوهورایزن واقع در برزیل که سال 1984 تشکیل شد. مکس کاوالرا خواننده و نوازنده گیتار ایگور کاوالرا نوازنده درامز پل جونیوز باس و جایروتی نوازنده گیتار لید اعضای تشکیل دهنده این گروه هستند آن ها سعی داشتند هوی متال و یانک را در هم بیامیزند، و در اوایل کار تحت تاثیر متالیکا اسلیر و آیرون مدن به کار پرداختند. اما به سرعت به سوی صدای دث متال حرکت کردند که متاثر از گروهای چون passessed و Death بودند، اما متاسفانه نوجوان بودن اعضای گروه مانع از آن می شد که در نواختن ابزار موسیقی حرفه ای عمل کنند. پس از عقد قرار داد با شرکت ضبط مستقل Cogumelo گروه چهار آهنگ می سازد و ضبط می کند. اما آلبوم Bestial Devasttion در سال 1986 که دو روزه ضیط شد اولین گام جدی سپولترا بود. آنها با حداقل امکانات و بوجه کاری در خور ارایه می دهند که منجر به ساخت اولین آلبوم رسمی گروه با عنوان Morbid Visions می شود. پس از یک اجرای زنده در یائوپولو، گروه گیتاریست خود جایروتی را با یکی از نوازندگان محلی همان جا به نام آندریاس کیسر تعویض می کند و شانس با ورود این مرد قدرتمند از راه می رسد، توانایی های آندریاس گروه را وارد مرحله جدیدی از شهرت و قدرت می کند. آلبوم بعدی سپولترا با نام Schizophanai در 1987 منتشر می شود که در اروپا و آمریکا غوغایی به پا می کند. آلبوم سال 89 گروه با عنوان Beneath the remains یکی از چهار آلبوم تاثیر گذار سپولترا می شود مطرح طرین گروه هوی متال دهه نود شروع تازه ای را تجربه می کند. گروه برای حمایت از آلبوم خود توری یکساله بر پا می کند و بعد از آشنا شدن با تهیه کننده ای به نام اسکات برنز، آلبوم سال 91 خود را با عنوان Arise بیرون میدهد. این آلبوم اگر چه از سوی MTV توقیف می شود اما هجم هواداران برای خرید آن از فروشگاها نشان می دهد سپولترا توانسته همگام با مخاطب خود پیش برود. مدتی بعد مکس کاوالرا با مدیر گروه یعنی گلوریا بوژنوسکی ازدواج می کند که تقریباً دو برابر سن مکس را داشت! سال 93 گروه آلبوم chaosA.d را منتشر می کند که باز گشتی به زبان اشعار برزیلی بود و تلفیق پانک و هاردکور آن به مذاق بسیار می نشیند یک تور یکساله اجرا می شد و بعد از آن هرکدام از اعضا برای دنبال کردن پرروژه های شخصی راهی می اندیشید. تا اینکه برای آلبوم Roots که سال 96 منتشر شد، گردهم می آیند. اما روزگار برای سپولترا همیشه خوب نبودند، درست چند ساعت پیش از حضور گروه در فستیوال غول های راک اگلستان، اهضای گروه در می یابند پسر مکس و گلوریا در یک حادثه اتومبیل کشته شده، مکس و گلوریا گروه را ترک می کنند و سپولترا سه نفره در جمع حاضر می شوند. بعد از آن حادثه اختلافات میان اعضا و گلوریا در بالا می گیرد و سپولترا به دنبال مدیر جدیدی می گردد، مکس هم به دنبال همسرش از گروه می رود و پس از مدتی سپولترا با خواننده ای از اهالی کلیوند به نام دریک گرین باز می گردد. در یک آلبوم سال 98 سپولترا با عنوان Againat کار می کند. سال 2001 سپولترا با آلبوم Nation باز می گردد که نقد های آتشینی در پی می آورد، اکثر نقدها به صدای نامناسب گرین بود تا جایی که گروه در کنسرت زنده خود در سال 2002 باز هم از مکس دعوت به عمل می آورد. آلبوم این برنامه تحت عنوان Under a Pale Greey Sky در پاییز سال 2002 منتشر می شود.

 

 

System Of a Down

همچون همه گروه های متال دهه 90، سیستم اُف ادوان هم توازنی دیدنی و شنیدنی میان تراش زیر زمینی دهه 80 و راک های آلترناتیو دهه 90 بود. متال ابداعی آنها آمیزه ای از دنیای تاریک ذهنشان بود که توانست شنوندگان بسیاری را متوجه شان کند. گروه در سال 95 شکل گرفت، زمانی که سرژتانکیان خواننده، دارون ملکیان گیتاریست، شیواو جانیان نوازنده باس و جان دولمیان درامر در کالیفرنیای جنوبی باهم یکی شدند. آن ها به سرعت در لس آنجلس هواداران بسیاری پیدا کردندکه شیفته نوع خوندن رویایی سرژ شده بودند. گروه با یک دمو شامل سه آهنگ کار را شروع کرد و دوستاران شان نه تنها در آمریکا که حتی از اروپا و نیوزلند نیز با آن ها هم صدا شدند. پایان سال 97 نزدیک بود که گروه با کلمبیا ریکوردز قرار دادی می بندد و این کمپانی آمریکایی/کلمبیایی نخستین آلبوم شان را در تابستان 1998 با عنوان نام خود گروه منتشر می کند. فروش آلبوم با آمار وحشتناکی روبرو می شود و گروه به اعجوبه های موسیقی بدل می شوند. آن ها در تور برنامه های ozzfest همپای اسلیر بالا می آیند و همه منتظر کار بعدی می مانند تا اینکه Toxicity منتشر شده و منتقدین به این باور می رسند که موفقیت اول گروه یک افاق نبود مشکلی که برای آهنگهای گروه در اینترنت پیش می آید باعث می شود تا گروه از این دزدی ها به ستوه آمده و مجموعه ای از کارهای خود را در آلبومی در عنوان عجیب این آلبوم را سرقت کن! منتشر کند.

 

FearFactory

سال 1990 ودر لس آنجلس، بارتون سی بل به عنوان خواننده ریموند هر را به عنوان نوازنده پرکاشن، داچ لورد دینو کازارس به عنوان نوازنده گیتار با هم پایه های فیر فکتوری را می ریزند. پس از اجرای چند تراک متال با یک کمپانی بزرگ قراردادی امضاء می کند و اولین آلبوم خود را با نام new machine of a در 1992 منتشر می کنند که در این آلبوم آندرو شیوس به عنوان نوازنده جدید باس با آن ها همراه می شود. سال 94 کریستن اُلد ولبرز جایگزین شیوس می شود و در سال 95 گروه دومین آلبوم خود را با عنوان Demanufacture منتشر می کند که دو سال بعد رمیکس از آن ها منتشر می سازد سال 96 به جای دیه گو، استسو توشا وارد گروه شده و پس از آن که مدتی از کار گروهی خبری نبود سرانجام در سال 1998 برای ارایه آلبوم Obsolete گرد هم می آیند. فیر فکتوری با این رکورد وارد شییوه ای جدید از متال آلترناتیو می شود و با شرکت در مراسم ozzfest سال 99 شهرتی به هم میزند. آلبوم بهدی آ نها با عنوان Difimortal در سال 2001 منتشر شد و وارد چهل لیست آلبوم برتر سال می شود اما خواننده گروه یعنی بل تصمیم به جدایی از گروه گرفته و مارچ همان سال از سایر اعضا جدا می شود این که از پس فیر فکتوری باید بدون او ادامه دهد ترس را وارد اعضای گروه می کند اما ضبط و پخش موفقیت آمیزی دموی concrete شک همه را برطرف می کند.

 

NIGHTWISH

نابت ویش سال 1997 به دنبال موج نوی گروه های موسیقی گاث متال متشکل از گیتارهای خشن به اضافه صدای یک زن به عنوان وکال اصلی توسط نوازنده کی بورد با نام توماس هولوپاینن در کیتی فنلاند تشکیل شد. در نهایت موفق شد تا صدای مختص به خود خلق کند. توماس پس از آشنا شدن با خواننده اپرایی به نام تاریاترونن پایه اول گروه را ریخت، گروه که پس از آمدن گیتاریستی با نام ایمپووورینن نوازنده باس، سامی وانشکا و درامری به نام جوکانوالا در مسیر اصلی گروه های مقلب به متال سمفونیک قرار گرفت. دموهای اولیه گروه باعث شد تا کمپانی ضبط موسیقی فنلاندی با نام اسپینفارم با آن ها وارد مذاکره شده و در نتیجه آلبوم نخست گروه با عنوان ((فرشته ها اول سقوط می کنند)) منتشر می شود. این در حالی بود که از شروع آغاز به کار گروه تنها کمتر از یک سال می گذشت. پس از انتشار آلبوم دوم، گروه تور سراسری اروپای خود را به راه می اندازند تا اینکه در سال 2000 با آلبوم ((ارباب آرزو)) در راس چارتهای فروش موسیقی جهان قرار گرفت. امروز نایت ویش که بیشتر با آهنگ ((کاش فرشته ای داشتم)) معروف است، به یک گروه معتبر بین المللی تبدیل شده است.

 

 

 

 

CREED

این گروه برخاسته از فلوریدا در 1995 تشکیل شد، خواننده ای به نام اسکات استاپ و گیتار یستی به نام مارک تریمونتی که در دبیرستان از دوستان نزدیک بود، با هم تصمیم می گیرند که گروهی تشکیل بدهند، نوشتن آهنگ را آغاز می کنند و از سوی دیگر برایان مارشال و اسکات فیلیپز به ترتیب به عنوان نوازنده باسو درامز به آنها ملحق شده و اولین آلبوم آنها با نام own prison My در 1997 منتشر می شود که چهار ترک از آن آلبوم نابروان می شود، حضور در MTV چهره و نام گروه مطرح می کند و دو میلیون کپی از آن ظرف دو سال به فروش میی رسد. کرید آن سال در جشنواره گرمی تقدیر می شود و جایزه ای می برد در خلال تابستان سال 2000، نوازنده باس گروه برایان مارشال در یک مصاحبه تلوزیونی اداعا های دروغینی را می گویند که بعدها آن را باز پس می گیرند. چند ماه پس از آن تصمیم گرفته می شود تا مارشال از گروه حذف شود و برت هستلا جایگزین او می شود و جالب آنکه همان سال عضو دیگر گروه یعنی استاپ با لیمپ بیزکیت درگیر می شود ولی با وجود مشکلات پیش آمده آلبوم بعدشان weathererd در نوامبر 2001 منتشر و نامبروان می شود. فروش پنج میلیون نسخه ای آلبوم از کرید یک گروه آلترناتیو مطرح می سازد. در آپریل 2002، استاپ درگیر یک تصادف اتومبیل می شود و آسیب می بیند، تور گروه ناتمام می ماند و موکول به فرصتی دیگر می شود. برای نزدیک یک دهه کرید با فروش غیر منتظره از سی میلیون کپی کارهای خود روبروست و شاید بتوان حدس زد چرا مل گیبسون در پروژه جاه طلبانه خود مصائب مسیح از آن ها استفاده کرد تا ساند تراک آن را بسازد.

 

 

GUNSNROSES

در سال 1985 تشکیل شد و یک سال بعد اولین آلبوم خود را با عنوان Appetite For Destruction منتشر می کند، آلبوم با فروش چندانی روبرو نمی شود تا اینکه MTV چند تراک از آلبوم را پخش می کند و گانز به بزرگترین مدتی زیاد فاصله از انتشار آلبوم کار نامبروان می شود و گانز به بزرگترین گروه جهان بدل می شود. انتظار برای آلبوم بعدی طولانی می شود و کار به دهه 90 می کشد، در اکتبر سال 90 بود که مشکلات اعتیاد آدلر به مواد مخدر باعث می شود گروه جایگزینی برایش پیدا کند و مت سوروم وارد گانز می شود، مدتی بعد دیزی رید هم به عنوان نوازنده کیبورد به آن ها ملحق می شود و آلبوم بعدی گروه در سپتامبر سال 91 منتشر می شود. در انتهای سال بود که گروه بهترین مهره خود استرادلین رااز دست داد و دیگر کسی نمی دانست از این از این پس چه کسی آهنگ های زیبای گروه را خواهد نوشت تا اینکه گیلبی کلارک می آید و آن ها آلبوم spaghettilncident را منتشر می کنند که کاوری از کارهای پانک بود و نقد های خوب را دریافت می کند. سال 94 شایعه انحلال گروه شنیده می شود این در حالی بود که اختلاف میان دو عضو اصلی یعنی اسلش و اکسل رز بالا گرفته بود و هر کدتم سلایق خود را اعمال می کردند این ماجرا ادامه داشت تا اینکه اسلش به دنبال کردن علائق خود در گروه شخصی اش رفت و گانز را تنها گذاشت، آکسل تنها مانده بود، از افراد باقی مانده پل هوک، استرادلین و کلاریک یه سویش باز گشتند و گروه دوباره شکل گرفت. سرانجام پس از مدت ها بی خبر گانز تراکی برای فیلم پایان ایم با بازی آرنولد در سال 99 آماده می کند که استقبال روبرو می شد. سال 2000 رابین فراک و باکت هد نیز به آن ها ملحق شد و ترکیب جدید یعنی آکسل رز، فینک، باکت هد، استینسون، برایان مانتیا، پل هوگ و دیزی رید نمایشی دیدنی در لاس و گاس براه می اندازند.

TOOL

بزرگترین هدیه تول به جامعه موسیقی ارایه فرمی آمیخته از متال زیر زمینی و تاریک و تلخ با هنر نوازندگی راک بود، آن موسیقی آلتر ناتیو اوایل دهه 90 را چنان با مهر خود در آمیختند که می توانستند ادعا کنند ابداع گر یک نوع موسیقی از جنس متال بودند به هر حال تول به نوعی در حیطه موسیقی راک به جا مانده از نیروانا گیر افتادهبود. حضور در تورلولاپلازا در سال 1993 که سومین حضور گروه در این مراسم بود کمک شایانی کرد تا آن ها آلبوم طولانی مدت خود را با نام Vndertow منتشر کنند. که توانست با جوایز پلاتنیوم مفتخر شود. سه سال بعد آن ها با یک دنباله قوی با عنوان Aenima باز گشتند که آن ها ار وارد جریان اصلی موسیقی آمریکا نمود و هوادارانشان رفته رفته با سبک خاص گروه که حول محور متال احساس گرایانه بود عادت کردند، این نشان می داد که آلبوم اول گروه نتوانسته بود هواداران را راضی کند، جالب آنکه آلبوم اول توانست در چارت های فروش رده دوم را تصاحب کند. اشعار سیاه و سر شار از خشونت گروه به اضافه نواختن زنگ دار گیتارشان هر دو گروه هواداران موسیقی راک آلترناتیو و متال را جذب کند، حضور در تورهای لولاپلازانیز میزان طرفداران گروه را افزایش داد، سال 97 در رقابت با گروه کورن پر قدرت نشان دادند و تا یکسال بعد تورهای این آلبوم را ادامه دادند، اما در این میانه اختلافات داخلی شروع شد، کینان تصمیم گرفت تا به پروژه های مشخص خودش برسد و برای همین Aperfectcircle را بر انداخت، شایعه انحلال گروه بالا گرفت خصوصاً پس از موفقیت گروه تازه کبنان در سال 2000، اما جسته و گریخته اخباری شنیده می شدکه گروه به فعالیت های استودیویی خود ادامه می دهد، تا اینکه طلسم شکست و در می 2001 سومین آلبوم تول با عنوان latera;us منتشر و در چارت ها به مقام اول رسید تا جایی که بسیاری آن را بزرگترین موفقیت گروه نامیدند.

Biohazard

گروه تشکیل شده در1998 که یکی از اولین گروه های متال آمیخته با سایر شیوه های موسیقی بود. آن ها ارتباط قدرت مندی با سایر گروه های از جمله آنتراکس و پابلیک انمی برقرار کردندو همین باعث شد تا از همه آن ها تاثیر بگیرند. بایوهازارد در برو کلین شکل گرفت، اعضای اصلی و اولیه عبارت بودند از گیتاریست و خواننده بیلی گرازیادی، نوازنده باس و خواننده ایوان سنفیلد، نوازنده گیتار همبل و درامری به نام دنی شولر که کار را در کلوب های محلی آغاز کرده بود و اشعار سیاسی شان باعث مطرح شدن نام گروه شد. اولین آلبوم گروه در 1990 و با عنوان نام گروه منتشر شد اما تا سال 92 نتوانستند هواداران خود را افزایش دهند. آن ها هر دو سوی ریف های ترش و هارد کور را اجرا کردند و سعی کردند تا سبکی نو بیافرینند. آلبوم سال 94 گروه یعنی state of the worl Address توانست اعتباری برای بایوهازارد کسب کند. آلبوم گروه با تاخیرهای دو ساله تاکنون به فروش بالایی دست پیدا کرده است و بایوهازارد می رود تا در هزاره جدید نیز نام خود را ثبت کند.

 

AEROSMITH

اولین جمع گروهی زمانی شکل می گیرد که استیون تایلر خواننده باجوپری گیتاریست آشنا شد و این دو تصمیم به تشکیل گروه می گیرند، تایلر که بیش از این و در اصل یک درامر بود با دعوت تام هامیلتون به عنوان نوازنده باس در 1970 در بوستون آمریکا پایه این گروه سه نفره را می ریزند. اما ترکیب آن ها یه سرعت به چهار نفر می رسد و گیتاریست دوم یعنی ری تابانواز راه می رسد او به سرعت جایگزین برادویتفور و جوی کرامر درامر هم وارد معرکه می شود و تایلر به عنوان خواننده تمام وقت گروه شناخته می شود. پس از اجرای برنامه در کلوب هایی در ماساچوست و نیو یورک برای مدت دو سال، گروه در سال 1972 با کامبیا ریکوردز قرار دادی می بندد. اولین آلبوم گروه با عنوان خود گروه در پاییز 1973 منتشر می شود و تور متعاقب آلبوم، هواداران شان را تعین می کند، دومین آلبوم گروه شان با عنوان Your wings Get در 1974 منتشر شد که 86 هفته تمام در جدول فروش قرار گرفت. آلبوم سوم آن ها در سال 1975 و با عنوان Toys in the Atlic توانست نظر منتقدین و باز موسیقی را یکجا کسب کند و در تابستان همان سال در میان چهل آلبوم بر تر قرار گرفت و مقام یازدهم را کسب می کند. در 1977 آئروسیت مدتی را استراحت می کند تا روی متریال آلبوم پنجم خود دقت صرف کند که در اواخر همان سال منتشر می شود، سال 1979 بود که جوپری گروه را ترک می گوید و اوایل دهه 80 بود که براد و یتفورد هم از آن ها جدا شد. گیتاریست جدیدی یعنی جیمی کرسپو از راه می رسد و اندک زمانی بعد ریک دانی هم می آید و گروه اواخر 1980 آلبومی تحت عنوان شاهکاری آئروسیت باز می گردد تا تور بزرگ آن ها شکل بگیرد. اما در اواسط همان کنسرت تایلر به استفاده از مواد مخدر و الکل اعتراف می کند. تایلر و پری در همکاری با هم از نویسندگان بزرگ راک چون هالی و نایت و درزموند چایلد نیز سود می جستند. در اوایل دهه 90 گروه در اوج محبوبیت به سر می برد توانست همپای خوانندگان روز از میزان فراوانی طرفداران نوجوان برخوردار شود.

 

LimpBizkiT

یکی از پر انژی ترین گروه های متال نوین که آمیزه ای زیبا از رپ – متال را به نمایش گذاشت، لیمپ بیزکیت در 1994 و در فلوریدا شکل گرفت، خواننده ای بنام فرد دارست و دوستش سام رایورز که نوازنده باس بود هسته اولیه را تشکیل دادند، مدتی بعد پسر عموی سام، جان اوتو هم به عنوان درامری به آن ها ملحق شد و با آمدن گیتاریستی به نام وس بورلند جمع شان کامل شد، البته این پسر با دی جی لیتال تعویض شد. پس از آنکه گروه کورن در منطقه جکسون ویل در سال 95 اجرای برنامه می کند و فلیدی از آن گروه چند خال کوبی برای دارست انجام می دهد، این دو به دوستان صمیمی تبدیل می شوند، بار دیگر که کورن به جکسون ویل می آید، دمویی از کارهای لیمپ بیزکیت را می گیرند و به تهیه کننده خو رز رابیسون می دهند، اینجا بود که لیمپ بیزکیت برای اجرای برنامه در تور به همراه گروه های چون دفتونز و هاوس اوپین انتخاب شد، به دنبال این تور قرار دادی هم با گروه بسته شد و اندک زمانی بعد اولین آلبوم گروه با عنوان Three Dollar Bill Tall منتشر شد. تا نیمه سال 98 گروه به یکی از سردم داران رپ کور زیر زمینی بدل شد بود و شرکت در نمایش سال 98 برنامه ای در MTV آن ها را مطرح ساخت اما آنچه باعث شد پروفایل کاری گروه پر و پیمان شود شرکت در تور فامیلی والوس بود، دومین آلبوم گروه other signi hicant در ژوئن 1999 منتشر شد، و ساخت کلیپ ترانه NOOKIE آن ها را به یک سوپر استار بدل ساخت. تا پایان سال چهار میلیون سال از کار به فروش می رسد. اما در میان این موقعیت عظیم کارهای جنبی دارست تا محبوبیت گروه زایل شود، فرد دارست کوشید تا هر طور شد محبوبیت سابق را تجدید کند ونتیجه این تلاش انتشار آلبوم سوم گروه به نام dog flavored water chocolate starfish and hit بود.

 

NineInchNiles

مایکل ترنت رزنور که عاشق موسیقی کلاسیک بود جذب موسیقی زیر زمینی می شود و پس از جذب شدن به گروه های مختلف و ارایه کارهای مختلف در عرصه های گوناگون موسیقی سال 1989 و در کلیولند اوهایو گروه خود را تشکیل می دهد، و اولین آلبوم خود را در همان سال با عنوان hate machine pretty منتشر می کند، کار ترنت به سرعت می گیرد و او تورهای مختلفی برگزار می کنداو در می یابد که باید اعضای گروه را خودش تعین کند و نواختن برای دیگران سودی ندارد پس با استفاده کریس ورینا به عنوان نوازنده درامز و ریچارد پارتیک به عنوان نوازنده گیتار سعی می کند تا این گروه را با فلسفه جدی تری و شخصی تری به شهرت برساند گروه در طول سال ها فعالیت توانسته بر بسیاری از گروه ها پس از خود تاثیر بگذار و علی رغم تعویض های پی درپی اعضایش توانسته سر پا بماند. دهه 90 در کار های گروه اختلالی ایجاد می شود اما سر انجام در 99 با یک سی دی دوبل به نام the fragile باز می گرند و سال 2002 توری با شکوه برگزار می کنند.

Tiamat

در خلال دهه 90 تیامت مطرح ترین چهره موسیقی متال سودان به شمار می رفت، که توانست در شاخه های بسیار موسیقی متال حرکت قابل توجهی ارایه دهند. جان ادلاند که خواننده، گیتاریست و نوازنده کیبورد بود اولین عضو گروه بود که فکر ایجاد یک گروه موسیقی متال را در سر می پروراند، سال1988 دموهای گروه منتشر شد که آنها را باکمپانی های بزرگ موسیقی آشنا می سازد. اما اولین آلبوم رسمی گروه با عنوان Sumerian Cry سال 1990 منتشر می شود، اعضای این گروه عبارت بودند از ادلاند، یورگن تالبرگ، نوازنده باس، استفان لاگرمن نوازنده گیتار و آندریاس هولمبرگ. تیامت به سرعت اعضای موقت را رد می کند و به جای آنها از توماس پترسون و نیکلاس اکستراند به ترتیب به عنوان گیتاریست و درامر دعوت به کار می کند. آلبوم سال 91 گروه با عنوان the Astral sleep به موفقیت بالایی دست می یابد و سال 93 تیامت با آۀبوم موفق Clouds طعم شهرت را میچشد. تیامت برای هر آلبوم با ترکیب متفاوت و جدیدی ظاهر می شود اما در طی سال هل فعالیت این امکان پیش نیامد که یکدستی کارهایشان از بین برود. تور سال 94 گروه باعث می شود تا میزان هواداران تیامت افزایش پیداکند و حرفه شان پیشرفت پیدا کند. در گیری های گروه با اعضای ثابت و قرار دادی آن وارد حیطه های خطر ناکی چون انحلال می کند اما تیامت تاکنون دوام آورده و توانسته با دو آلبوم هواداران خود را راضی نگه دارد.

 

Mega Death

پس از آنکه دیو موستین سال 1982 از گروه متالیکا خارج می شود، گروه ترش متال چهار نفره مگادث را تشکیل می دهد و به یکی از تاثیر گذار ترین گروه های دهه 80 بدل می شود. هر آلبوم منتشره از گروه با تحسین روبرو شده و جایزه گلد دریافت می کند، اعضای گروه عبارتند از دیو الفسون نوازندخ باس و دیو موستین خواننده و نوازنده گیتار که با هم مگادث را پایه ریزی کردند. اندکی بعد گیتاریست گروه اسلیر یعنی کری کینگ به آنها پیوسته ولی راچ هم به عنوان درامر با آن هاهمراه می شود. هر چند پس از مدت کوتاهی کریس پولند گار ساموئلسون جایگزین دو عضو دیگر شدند و گروه با این ترکیب جدید اولین آلبوم را با عنوان Business Killing Is My را منتشر می کند. که البته با نقد های بسیار خوبی روبرو می شود. فروش آلبوم سر به فلک می زند و کمپانی های بزرگ با آن ها وارد مزاکره می شوند، اما پیش از رسیدن به دهه 90 گروه دچار یک معضل جدی می شود، دیو موستین در گیر مواد مخدر می شود و در اوایل سال 90 به خاطر عدم داشتن گواهی نامه رانندگی از سوی پلیس دست گیر می شود این مسئله باعث به هم خوردن بسیاری از قرارهای کنسرت مگادث می شود. مگادث هم چون بسیاری گروه ها دیگر بارها ترکیب خود را تعویض می کند و هر بار با اعضای جدیدی در صحنه ظاهر می شود اما از شهرت آن ها کاسته نمی شود. موستین طی کنسرت تگزاس در ژانویه 2002 دچار حادثه جدی می شود و سال 2003 زمزمه های انحلال گروه پس از بیست سال فعالیت پرثمر شنیده می شود.

 

 

Black Sabbath

سال 1969 چهار دوست نوجوان از آستون در نزدیکی بیرمنگام انگلستان به نام های آنتونی تونی ایومی نوازنده گیتار، ویلیام بیل وارد نوازنده درامز، جان ازی ازبورن خواننده و ترنس گیزر باتلر نوازنده باس، گروه بلک سبت را تشکیل می دهند. اجراهای زنده گروه توانستند عده ی بسیار یرا به سوی آن ها جلب کنند و سرانجام بلکدر 1970 نخستین آلبوم رسمی خود را با نام عنوان گروه منتشر کردند که در تاپ تن انگلستان راه یافت اگرچه در آمریکا موفقیتی اندک نصیبش شد. آن ها به سرعت این موفقیت آلبوم Paranoia تکمیل کردند که در سپتامبر 1970 منتشر شد و استقبال فراوانی از آن به عمل آمد، بیش از چهار میلیون نسخه از آلبوم به فروش رفت و گروه در آگوست 1971 سومین آلبوم خود را بیرون می دهد. Masterofeality در هر دو سوی آتلانتیک موفق می شود و بلک سبت راه خود را پیدا می کند. سال 1973 گروه از یک نوازنده کیبورد به نام ریک ویکمن برای کار در یک ترک استفاده می کند که اصلاً مسیر کاریشان را تغییر می دهد و گروه در جولای 1975 ششمین آلبوم خود را تحت عنوان sabotage بیرون می دهد کخ بحث جدالهای فراوانی بر سر تغییر شیوه گروه بوجود می آورد. ایومی و ازبورن می خواهد اصوات جدیدی را تجربه کنند که آلبوم 1976 گروه یعنی technical Ecstasy متجلی می شود. فروش خوب آلبوم نشان می دهد که این تحولات چندان بد نیست اما ازبورن تصمیم می گیرد تا از گروه جدا شود و از سال بعد بلک سبت با خواننده جایگزین خود دیو والکر کار را ادامه می دهد. اما هنوز جای خالی او در ضبط های استودیویی خالی بود تا اینکه خواننده ای به نام جیمز دیو به آن ها می پیوندد و این ترکیب جدید Heaven and Hell را منشر می کند که یک کار تجاری موفق از آب در می آید و تنها در انگلستان یک میلیون کپی از آن به فروش می رسد. پس از آن بیل واد هم گروه را ترک می کند و وینی آپیک به جای او می آید و نوامبر 1981 ایومی، باتلر، دیو و آپیک آلبوم Mob Rules را بیرون می دهد. آلبوم موفیت بسیاری کسب می کند اما اختلاف میان دیو و ایومی بالا می گیرد و دیو در 1083 از گروه می رود و آپیک هم به تیعیت از او می رود. گروه از بیل وارد می خواهد تا مجدد برگردد و از سوی دیگر خواننده دیپ پارپل یعنی یان گیلان نیز به بلک سبت می پیوندد تا آالبوم BCm Again در سپتامبر 1983 منتشر شود. دیو بیوان به عنوان درامر به آن ها ملحق می شود و تا مارچ 1984 با آن ها می ماند تا اینکه دوباره به دیپ پرپل پیوسته و دیو دوناتو جایگزین وی شود که تا اکتبر آن سال بدون آنکه حتی در ضیط ها حاضر شود همراه گروه می ماند. در جولای 1985 ازبورن با گروه همراه می شود تا کنسرت Live Aid انجام پذیرد. و بعد از آن بود که باتلر هم می رود و ترکیب جدید گروه می شود. ایومی، گولن هوگز، دیو اسپیتز، جف نیکولز و اریک سینگر که در تور 1986 گروه باز هم هوگزوری گیلن جای خود را عوض می کنند، بلک سبت سال خا در راس مانده و همیشه و هر بار ترکیب جدیدی به میدان آمده، دهه 90 نیز از این قاعده مستثنی نبود اما هیچ گاه محو نشد، آن ها در 2001 تور بزرگی راه انداختن که طی آن در بیست ونه کشور اجرای برنامه کردند.      

 

 

LINKIN PARK

چند بچه پر شر و شور که هیپ و هاپ اصیل، راک کلاسیک و سنتی و اصوات الکترونیک را در هم آمیختند و از این کولاژ صدای به یاد ماندنی ایجاد کرده و لینکین پارک را در 1996 در لس آنجلس کالیفرنیا شکل دادند. راب بوردن به عنوان درامر، براددلسون به عنوان گیتاریست و مایک شینوادا به عنوان MC و خواننده که دوست قدیمی و مستحکمی در دبیرستان با هم داشتند پایه های اصلی را می ریزند، اینک زمانی بعد دی جی جوزف هان که فارغ التحصیل هنر های نمایشی بود و دیو فونیکس فارل به عنوان نوازنده باس به آن ها ملحق می شوند. گروه با نام Xero به کار می پردازد و پس از مدتی به هایبریدتئوری تغییر نام می دهد اما در نهایت با نام لینکین پارک شروع بع فعالیت می کند، این عنوان ماحصل پیشنهاد آخرین عضو ملحق شده به گروه یعنی چستر بنینگتون بود که به عنوان خواننده در 1999 به آن ها پیوست. خیلی زود این گروه به قابل توجه ترین چهره محل های نمایشی چون Whisky بدل شد و در لس آنجلس هواداران فراوانی پیدا می کنند. جف بلور از زومبامیوزیک در آغاز هزاره به سمت لینکین پارک می آید تا قرار دادی را با آن ها منعقد کند، کار روی آلبوم اول شروع می شود و نام هایبرید تئوری را برایش در نظر می گیرند، که از برداشتی از گذشته گروه محسوب می شد، آلبوم در پاییز سال 2000 منشر می شود و گروه به نوابغی جوان آن هم در آستانه هزاره جدید تیدیل می شود. هر یک از ترک های آلبوم با استقبال فراوان روبرو می شود و MTV چهره آن ها را با کلیپ های دیدنی شان عمومی می کند گروه در تورهای مختلفی شرکت می کند و سال 2001 را در حالی پشت سر می گذارد که بیش از 324 نمایش را به اجرا در آورده بود. ژانویه 2002 از راه می رسد و هایبرید تئوری سه جایزه گرمی از جمله بهترین آلبوم راک و بهترین هنرمند تازه وارد را در یافت می کند. آن ها پس از تمام سال را در استودیو می گذارنند تا دومین آلبوم خود را با نام Meteora آماده کنند، آلبومی که در ماچ 2003 منتشر می شود و تراک جایی وابسته می شوم از آن به موفقیت بالایی دست پیدا می کند، تور سراسری لینکین پارک بعد از آلبوم با استقبال فراوانی روبرو می شود و لینکین پارک جهانی میشود بعد از آن گروه با آلبوم Irion Texas دور تازه ای از موفقیت را در سال 2004 تجربه می کند.

 

RAMMSTEIN

رمستین سال 1993 پاگرفت آن هم در کشوری که کمتر استعدادهایی را در زمینه متال روانه بازار بین المللی کرد است یعنی آلمان. رمستین برخاسته از آلمان غربی است. نام گروه البته با یک M اضافه برداشتی از حمله ای در آلمان غربی است که تراژدی مرگ هشتاد نفر از اهالی در اثر حمله هوایی آمریکا در آن جا شکل گرفت. تیل لایندمن که روزگاری قهرمان شنای المپیک بود قصد خواندن می کند پس ازچند نفر دیگر این گروه سیاه و تیره را شکل می دهد. آلبوم اول گروه با عنوان Herzeleid نام شان را مطرح می کند و گروه شهرتی به هم می زند گروه در خارج از آلمان هم به شهرت می رسد و سراسر اروپا با نام رمستین آشنا می شوند. رمستین در طول این سال ها دامنه شهرت خ.د را افزایش داده و سعی کرده با نمایش های غیر منتظره وجهه ای قابل توجه از موسیقی متال آلمانی را به دید عموم بگذارد.

 

OzzyOzborn

جان مایکل ازبورن حرفه موسیقی خود را در اواخر دهه 90 آغاز کرد، یعنی زمانی که با گیتاریستی به نام تونی ایومی، نوازنده باس به نام جیزار باتلر و درامری به نام بیل وارد گروه بلک سبت را تشکیل دادند. گروه شیوه خود را با ساختن ملودی های غم انگیز و تم های سیاه شروع کردند و اولین آلبوم خود را درسال 1970 با عنوان بلک سبت منتشر کرد پس از آلبوم Never say Die از کروه در سال 1978، ازبورن راه خود را از بلک سبت جدا کرد و پروژه های شخصی خود را سر گرفت، او با مدیر جدید بر نامه هایش، شارون، ازدواج کرد و گروه خود را تشکیل داد که نام Blizzard of ozz را برایش انتخاب کرد، در این گروه رندی رودز نوازنده گیتار، باب دیزلی نوازنده گیتار باس ولی کرسلیک نوازنده درام بود اولین آلبوم گروه با عنوان نام خود گروه در سپتامبر 1980 در انگلستان منتشر شد و گروه که متاثر از اشعار و شیوه یلک سبت کارش را آغاز کرده بود تصمیم گرفت از صدای بلنتر و هوی تر استفاده کند. آن ها فرمولهای استاندارد متال را با شیوه های مبدعانه خود در هم آمیختند و آلبوم به مقام هفتم در چارت های انگلستان دست یافت و در رده بندی بهترین های آمریکا مقام 21 را دریافت کرد. آلبوم در کمال تعجب دو سال تمام در صدر فروش بود و به یک موفقیت هظیم تبدیل شد. دو عضو گروه یعنی کرسلیک و دیزلی جای خود را به تومی آلدریج و رودی سارزو دادند و مدتی کوتاه پس از آلبوم Diary of a madman در نوامبر منتشر می شود. این بار آلبوم در آمریکا مقام 16 را بدست آورد و با فروش بالایی روبرو میشود به نظر می آمد که ازبورن توانسته هواداران خود را از بلک سبت جدا کند اما ناگهان شهرتش با خدشه ای جدی روبرو شد و ازبورن با لقب ((حیوان آزار)) به شهرت سوئی رسید. در خلال یک کنسرت خفاشی به روی سن پرتاب می شود و ازبورن هم این حرکت یکی از هواداران را با حرکتی عجیب تر پاسخ می دهد به این ترتیب که سر خفاشی را بادندان از بدنش جدا می کند! اینمسئله باعث بروز بیماری در او می شود و ازبورن به بیمارستان منتقل می شود، اندک زمانی بعد رودز در حادثه هواپیمایی غیر منتظره کشته می شود و موفقیت های پی درپی گروه به لحاظ ناامید کننده ای تبدیل میشود. ازی با از دست دادن بهترین دوست خود به افسردگی دچار می شود و نقشه های وی برای یک آلبوم از اجرا های زنده، تغییر پیدا می کند او در یک نمایش زنده با دو کبوتر ماجرای جنجالی می آفریند یکی از کبوترها را رها می کند و سر دیگری را مثل دفعه پیش که سر خفاش را کند بود با دندان از بدنش جدا می کند و با این حرکت می تواند نظر مثبت مدیران کمپانی جت ریکورد را جلب کرده و با آن ها قرار دادی را امضاء کند. از اینجا گیتاریستی به نام جیک ای.لی به او ملحق شد و the Moon Bark at در 1984 منتشر می شود. آلبوم نقدهای خوبی را شاهد است در حالی که دوسال بعد وقتی در 1986 ازبورن با Ultimate Sin باز می گردد از این نقدهای مثبت خبری نیست اما این باعث نمی شود ارزش های موجود در آن را نادیده بگیریم، در همان سال، ازبورن متهم می شود که با اشعار خود توانسته شنوندگان را به خود کشی جلب کند و استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی را ترویج دهد. اگر چه این اتهام بعداً رفع می شود اما باعث می شود تا شهرت سوء ازبورن شدت پیدا کند. سال 1987 با آلبوم زنده ای که سال 1981 ضبط شد بود و به عنوان Tribute را برای گذاشته بود باز می گردد که یکی از قدرت منترین کارهای او تا به امروز محسوب میشود او از کنسرت خود نیز آلبومی تهیه و در سال 1990 راهی بازار می کند و آلبوم جدید خود را یکسال بعد در استودیو ضبط می کند، تا اینجا ازبورن توانسته بود صدای خودش را مطرح کند، پس کمی از موسیقی کناره گرفت تا وقت بیشتری را به خانواده اش صرف کند. وقتی آلبوم No More Tears در پاییز منتشر می شود شایع می شود که ازبورن می خواهد با اجرای یک تور کار خود را برای همیشه پایان دهد اما به دنبال تور آلبومی از آن تهیه ئدر سال 1993 با عنوان Live Loud منتشر می شود. بعد از آن بود که ازبورن دست به ابتکار جدیدی به نام Ozzfest می زند که در واقع برنامه کنسرتی بود که سالانه به معرفی برنامه های خودش در کنار سایر گروه های متال می پرداخت. در سال 97، گروه هایی چون پنترا، مریلین منسون، بک سبت در این برنامه شر کت کردند و ازی آلبومی از این برنامه های منتشر کرد، او همرا با گروه سابق خود بلک سبت قطعاتی را ضبط و آلبومی تحت عنوان Reunion را در 1998 به بازار می دهد. او مدتی بعد همراه با درامر سابق گروه فیت نومور، یعنی مایک بوردن و رابرت تراجیلو نوازنده سابق باس در گروه T.I.G و وایلد نوازنده گیتار دنباله ای برای Ozzmosis را ساخته و ارایه می دهد او با آلبوم Earth Downto که در پاییز 2001 منتشر می شود دور تازه ای از فعالیت های انفرادی را پس از مدت ها آغاز می کند و همرا با راب رامبی، یک تور عظیم براه می اندازد در همین اثنا ار سوی MTV برای برنامه ای دیدنی دعوت به کار می شود به این صورت که زندگی خانوادگی او همراه با سایر اعضاء خانواده به صورت یک سریال شبانه تلوزیونی در می آید که نام خانواده ازبورن سر و صدای فراوانی به راه می اندازد.

Children Of bodom

گروه بلک متال که در سال 1993 و در ایسپو تشکیل شد که می توان محصول موفق دیگری از فنلاند به حساب آورد، نام گروه برداشتی از لقب قاتل روانی و وحشت آفرین در تاریخ اسکاندیناوی است. گروه در اصل توسط خواننده و گیتاریستی به نام آلکسی شکل گرفت، آشنایی او با درامر جاسیکا پاتیکانین باعث بوجود آمدن ریشه های گروه می شود، اندک زمانی بعد الکساندر و کویرالا به عنوان نوازنده گیتار، هنکا یلک اسمیت به عنوان نوازنده باس و جان ویرمن به عنوان نوازنده کیبورد نیز از راه می رسند و اولین EP گروه با عنوان Wild something در 1998 و در آمریکا منتشر می شود. سال بعد از آن harebreeder از گروه منتشر شده که به موفقیت بالایی می رسد و گروه سال 2001 هم آلبوم Reaper را بیرون می دهد.

MARILYN MANSON

چه او را دوست داشته باشید و چه از او متنفر باشید این واقعیت غیر قابل انکار است که این هنر مند در میان بد نامترین و جنجالی ترین بحث انگیزترین موزیسین های دهه 90 جایگاه ویژه ای دارد. او احتمالاً آخرین اعجوبه لیست بلند بالایی است که به راک بازی های شوک آور معروف اند و شروعش با آلس کوپر است. اگر چه نباید فراموش کرد آنچه باعث شد منسون به صدر جداول فروش راه پیدا کند، وارد شدنش به حیطه های تابو در اشعار و فرم ظاهری کار هایش بود، مسائل اروتیک، مواد مخدر و... مسایلی بود که مریلین منسون سعی داشت به آن ها دامن بزند و همین باعث شد تا جامعه منتقدین موسیقی او را پس بزنند، اما توانست در میان جوانان بازار راه پیدا کند و در خط اصلی سلف های خود به یک ضد قهرمان محبوب بدل شود، این مسئله باعث بروز تنش هایی میان او و افراد بالا رتبه سیاسی و جامعه سنتی به خصوص والدین نگران آینده کودکان خود شد، منسون با نام برایان وانر در کانتون اوهایو متولد شد، در سن 18 سالگی به تامپابای در فلوریدا نقل مکان کرد و در آن جا به عنوان یک روزنامه نگار با زمینه و گرایش موسیقی مشغول کار شد، در 1989 با گیتاریستی به نام اسکات میچل آشنا و پس از مدتی دوست شد، آن ها تصمیم به تشکیل یک گروه گرفتند، و همان زمان بود که اسکات با نام دیزی برکویچ و وانر خود را با نام مریلین منسون مطرح ساختند، اندک زمانی بعد نوازنده باس ((گجت کین)) و نوازنده کیبور ((مادوناواین)) نیز به گروه ملحق شد، گروه اوایل با نام مریلین منسون و اسپوکی کیدز شروع به فعالیت نمود، کارهای اولیه گروه در حد ضبط و انتشار چند کاست مستقل و نواختن در کلوب ها و برنامه ها بود، استفاده از جلوه های بصری خاص در این نمایش ها، آرایش خاص منسون و فضای گوتیک آثارشان به سرعت گروه را مطرح نمود، کارهای گروه با استفاده از درام قدرتمند باعث شد تا صدایی سخت و تیزتر به گروش شنوندگان برسرد و تا سال 1992 آن ها در میان عامه پسندترین حرکت های هنری در حیطه فلوریدای جنوبی به شمار می رفتند. در 1993، ترنت رزنور از گروه nine inch nails با آن ها تماس گرفته و پیشنهادی را کردبرای ارایه یک کار جدی، گروه با شرکت مربوط به او یعنی ((ناتینگ ریکوردزلیبل)) قرار دادی ببندند، شاید این گونه شانس گروه برای حضورهای جدی و ماندگارتر بیشتر شود. منسون این پیشنهاد را می پذیرد و در خلال تابستان 1994 با کمپانی یاد شده وارد مذاکره می شود، این در حالی بود که یک نوازنده جدید بیس با نام، ((تویکی رامیرز)) جایگزین عضو قبلی ((گین)) شده بود. از همین جا بود که شهرت منفی گروه آغاز شد اجرای گروه در ((سالت لیک سیتی)) شروع این حرکت بود، کارهای غیر منتظره، منسون روی صحنه نمایش او را یک شیطان منسجم ساخته بود. جالب آنکه هر چه تضاد او با جامعه بیشتر می شد و عده منتقدینش افزایش پیدا می کرد، محبوبیت وی در میان هوادارانش بیشتر می شد، تا جایی که انتشار آلبوم children Ep smells like در سال 95 وارد خط اصلی جریان سازان برای نوجوانان شد، تاثیر گیرش از گروه ((یوریتمیک)) و حتی اجرای کاور آهنگ معروف یعنی رویاهای شیرین توتنست به یک موفقیت غیر منتظره بدل شود.اندک زمانی بعد بر گویچ هم از گروه جدا می شود و جای خود را با گیتاریستی با نام مستعار ((زیم زوم))می دهد، LP بعدی گروه سال 1996 و با نام ((آنتی کریست سوپر استار)) منتشر می شود که در میان سه آلبوم مطرح پاپ سال جای می گیرد، محبوبیت منسون روبه افزایش می رود و جامعه با او در گیر می شود، کنسرت هایش با پا فشاری مردم کنسل می شود و موسیقی اش از سوی گروه های مذهبی و پیروان آن ها مورد هجوم نقد قرار گرفته و ترحیم می شود، مریلین منسون که در یک فشار جدی قرار گرفته بود، برای گفتن حقایق کارهای و زندگی به دنبال رسانه ای دیگر می گردد و در مصاحبه مفصل با مجله رولینگ استون اسراری را فاهش می کندکه تحت عنوان ((جاده دور و دراز خارج از جهنم)) منتشر و به پر فروش ترین اتوبیو گرافی سال بدل می شود. این مصاحبه جنجالی گروه های مذهبی به یقین می رساند که او روحش را به شیطان فروخته است. حیوانات میکانیکی آلبوم بعدی او در سال 1999 منتشر می شود که به دنبال موفقیت اش منجر به برگزاری یک تور حمایتی یکساله می شود. ((هالی وود)) در اواخر سال2000 منتشر می شود و گروه به اجرای یک کنسرت بزرگ در سال 2001 دست می زند و در خلال اجرای برنامه گروه در جولای و در میشیگان به خاطر یک حرکت ناشایست روی سن از سوی گارد امنیتی برگزاری مراسم دستگیر میشود. منسون به کار ساند تراک هم روی می آورد و نسخه ای از آهنگ taint love او روی فیلم ((نه یک فیلم نوجوان پسند دیگر)) قرار می گیرد در حالی که یکی دیگر از محافظین وی مدعی می شود منسون او را دچار حادثه جدی نموده است و سر او از این بابت آسیب دیده است. این ماجرا در کنار سایر پرونده های منسون تا سال 2002 ادامه پیدا می کند و در ژانویه آن سال ماجرا تمام می شود. هواداران منسون در ماه می 2003 شاهد انتشار آلبوم ((دوران طلایی گروتسک)) می شوند که یک هفته تمام در صدر جدول فروش قرار داشت و حتی عده ای از منتقدین نیز آن را در لیست ده آلبوم برتر خود جای دادند. در آپریل 2004 آلبوم با نام طولانی و عجیب lows lunch Box and choklit بیرون می آید و در پایان سپتامبر همین سال مجموعه ای از بهترین هایش را تحت عنوان ((بگذار فراموش کنم)) را منتشر می کند که به جز کارهای گروهی َشامل یک کاور جدید از آهنگ personal tesun اثر گروه دیچ مد نیز می شد.

 

نظر فراموش نشه ها

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 12:39 توسط نویسنده سعید |


نام:مایکل کن جی شینودا:خواننده ام سی،خواننده وکال، کارگردان،طراح جلد سی دی ،پیانو،ارگ،گیتارالکتریک

سن:28

The Glueلغب:سیریش:

متولد آگورای کالیفرنیا

مایک شینودا یک نیمه ژاپنی آمریکایی است شاید رابطه دور خاندان وی با اهنگساز معروف چایکوفسکی ریشه های موسیقی را در وجود این پسر پایه گذاری کرد مایکل یا همانطور که امروز معروف است مایک از ده سالگی آموزش موسیقی را آغاز کرد

«آوایل عاشق موسیقی کلاسیک بودم اما هر لحظه که بزرگتر می شدم علاقه ام تیز عوض می شد مدت کوتاهی دیوانه جَز و صدای اعجاب آورآن بودم و بعد هم نمی دانم چطور شد که هیپ هاپ را شناختم . اما رفته رفته فهمیدم راک و متال چیز دیگری هستند» اینها را مایک می گوید

مایک تحصیلاتش را با فارق التحصیل شدن در رشته گرافیک تمام می کند مایک را می توان همه کاره لینکین پارک نامید زیرا او فعال ترین عضو گروه است و جدیداً اولین آلبوم سولوی خود را هم تا چند ماه دیگر منتشر می کند که فقط به سبک هیپ هاپ خواهد بود امیدوارم البوم خوبی از آب دراد و مایک بتونه در بین ام سی ها شهرتشو دو چندان بکنه

لینکین پارک در خلال تورهای  پروجکت رولوشن امکان همراهی با اسامی نام آشنای موسیقی را داشته باشد از جمله این اسامی می توان امینم ،کورن،اسنوپ داگ و خیلی های دیگه را نام برد امینم در تور دیترویت پس از اجرای برنامه خود در آهنگ "یک گام نزدیکتر"همراه با لینکین پارک به نمایش پرداخت و امینم خود قطعات رپ را همراه با مایک اجرا کرد که سروصدای زیادی به راه می اندازد

«امینم نمونه یک ام سی حرفه ای است که به کارش ایمان دارد درباره او چیزهای زیادی شنیده بودم اما احساس نمی کردم تا این حد فوق العاده باشد،او قدرت بداهه بالایی دارد تا جایی که گاهی  قیافه هایی ردیف می کرد و من نمی دانستم چه جوابی باید به او بدهم و تنها به چشمهایش زل می زدم من کار اورا ستایش میکنم چون در حیطه ای به قدرت رسیده که اصلا برایش ساخته نشده» مایک با این الفاظ از امینم یاد میکند

دانشگاه پاسادانا را می توان محل تلاقی نطفه اصلی شکل گیری گروه دانست اما اعضای گروه بسیار پیش از این ها همدیگر را ملاقات کرده بودند کجا؟ خب معلوم است دبیرستان آگورا. با این تفاوت که در دوره دبیرستان آنها بیشتر عاشق موسیقی بودند تا تشکیل یک باند حرفه ای موسیقی

 

این دبیرستان محصول دیگری  را هم به دوستاران موسیقی عرضه کرد ای یکی "راب بوردون"

نام داشت،اویک یهودی است

نام:راب بوردون:نوازنده درام،خواننده بک گراند

سن:26

متولد کالاباس کالیفرنیا

راب از همان کودکی نواختن پیانو را با قطعات کلاسیک آموزش دید اما او زودتر از سایر اعضای لینکین پارک کار گروهی و فعالیت در یک تیم حرفه ای موسیقی را تجربه کرد

اوتنها 13 سال داشت که به عنوان نوازنده درام وارد چندین گروه موسیقی شد و حتی یک بار هم با تنی چند از دوستهایش به دوباره نوازی آهنگهای معروف از گروههای معتبر پرداخت

"همچون روی نوجوانی لبخند بزن" از گروه نیروانا یکی از همین آهنگ ها بود که سر و صدای فراوانی به راه انداخت

راب عاشق گروه های فانک همچون "اسلای" "فامیلی استون" "جیمز براون" و "تاوراف پاور" بود او بیشتر اوقاتش را با دوستانش در این رابطه صحبت می کرد و یا در حال خرید ریکوردهای آنها دیده می شد

شاید بزرگترین شانس راب رفتن به کالج اسپادانا بود جایی که علاوه بر ملاقات با مایک و براد با جو هم آشنا شد

در میان اعضای گروه این راب بود که همیشه مراقب بود اشتباه نکند و شاید اگر به او لغب بی اشتباه ترین عضو لینکین پارک را بدهیم چندان بیراهه نباشد

«چیزی درباره این پسر مرا همیشه مجذوب نگه داشته است و آن لذتی است که او از کارش میبرد. وقتی که از او می خواهید قطعه ای را برای شما بنوازد، چنان با حرارت این کار را میکند که گویا قصد دارد در یک تست نوازندگی قبول شود شاید اگر جدیت او را هر کدام از ما داشتیم الان بیش از این ها نمایش اجرا کرده بودیم» چستر اینگونه اعتراف میکند و ادامه میدهد

:«راب و فونیکس وقتی با هم کار می کنند درست رفتاری مانند یک گروه کوچک دارند. در ضمن راب خیلی احساساتی است،وقتی لوح طلایی را برای آلبوم هایبرد تئوری دریافت کرد چند بار مجری مراسم را بوسید و مدام با دستش روی شانه او کوبید تا جایی که دیگر آن مرد با خنده گفت به نظرم راب مرا با سازش اشتباهی گرفته و می خواهد از من صدای مناسبی در بیاورد

 

 

ومیرسیم به مغزمتفکر گروه یعنی جو هان پسری که با دستان هنرمند و مغز متفکرش سهم به سزایی را در رسیدن لینکین پارک به این درجه قائل است

نام:جوزف هان :دی جی،ریکوردینگ،تنظیم،کارگردان کلیپها،خواننده بک گراند

سن:28

Mr.Hahnلغب:مسترهان:

متولد گلندان کالیفرنیا

جوهان از والدینی کره ای در 15 مارچ سال 1977 متولد شد اگر چه در دبیرستان شیفته رشته هنرهای بصری و تصویری شد و حتی در دانشگاه هم این رشته را دنبال کرد،اما عشق به موسیقی چنان در وجودش ریشه داشت که در همان دوره دبیرستان یک تراک موسیقی را ساخته و اجرا می کند.

جوهان که در لینکین پارک به نام مسترهان شناخته شد،از همان دوران کودکی با یک مشکل روحی روانی دست و پنجه نرم میکند. این مشکل به دو شخصیتی بودن او بر می گردد.

نام کاراکتر دوم او"رمی" است که درست عکس شخصیت حقیقی وی رفتار میکند.هرچقدر جو فردی آرام و سر به زیر است،رمی اهل شوخی کردن،بازی و تحرک است.دوستان نزدیک او عقیده دارند که مشکل جو به دروغ گویی های او برمیگردد خصیصه ای که از کودکی به آن عادت داشت و اصلاً معلوم نیست کی راست می گوید کی دروغ...

ولی با تمام این اوصاف این مسترهان بود که با طراحی و کارگردانی کلیپ ها پای لینکین پارک را به شبکه های معروف جهان مانند ام تی وی باز کرد و من و تمام طرفدارای لینکین پارک احترام زیادی برای او قائل هستیم

اکثر کلیپ های گروه را مسترهان کارگردانی کرده است کلیپ در پایان را می توان به عنوان شاهکاری از او نام برد  ودر چند فیلم سینمایی هم دستیار کارگردان بوده است و برای انیمیشن شهر اشباح هم چند صحنه طراحی کرده است

 

برویم به سراغ براد دلسون

نام : براد دلسون : گیتار الکتریک،گیتار بیس،خواننده بک گراند

سن : 28

برادر بزرگه بد BBBلغب:

متولد آگورای کالیفرنیا از یک خانواده یهودی

«سالهای رشد من با موسیقی آمیخته است ، آن زمان تنها چیزی که می توانست برای من لذت بخش باشد قطعات موسیقی بود که از رادیو می شنیدم همیشه از خانه ما صدای موسیقی بلند بود» اینها را براد می گوید، عضوی از گروه که حالا در لس آنجلس سکونت دارد و به اعتراف دوستانش با آن همه ادعا درباره موسیقی اصیل و پرمایه چنان با شنیدن صدای بریتنی اسپیرز به وجد می آید که گروه او را مایه ننگ خود می دانند!!!!!

براد اولین گیتار خود را به عنوان هدیه تولد زمانی دریافت کرد که در کلاس ششم تحصیل می کرد. آگر چه بعدها به ترومپ علاقه مند شد «خب صدای ترومپ را دوست داشتم اما مانور دادن روی آم مانند گیتار نیست و به نظرم شما جای کار چندانی روی ترومپ ندارید». براد با همین فرضیه بعدها همان گیتار را دنبال و در جستجوی همین عشق بود که تحصیلات خود را نیمه کاره رها کرد

«از اینکه نتوانستم درسم را ادامه بدهم اصلا ناراحت نیستم چون حالا به جایش به عنوان نوازنده ای موفق در گروهی موفق مشغول به کارم و با اینکه می دانم عقیده ام کاملا خود خواهانه و خود پسندانه است اما باید بگویم من واقعا برادر بزرگه بد هستم!»

این لغب را سایر اعضای گروه به او دادند ، حتی امروز هم هوادارنش او را با نام مستعار صدا می زنند. براد همیشه سعی کرده است در کارش به هارمونی دست پیدا کند که خود را تافته ای جدا بافته کند و به نظر من همینطور هم شده است.

نظر یادتون نره

منبع:navid99.MihanBlog.Com

بیوگرافی کوتاهی از Gorgoroth براتون آماده کردم .

اعضا فعلی :
Gaahl خواننده.Infernus گیتار . King باس .Frost درامGorgoroth در سال 1992 بدست Infernus در برگن تشکیل شد و در میان شنود و آوازه خشونت جهانی بلک متال سری در سرهای گروه های نروژی در آورد .سبک گروه بر پایه عقاید ضدمسحیت بوده و اشعارگروه بر پایه Satanism و Death . گروه Gorgoroth در دوره سختی ها و تغییرات در موسیقی نروژ کار خود را شروع کرد و فقط با اراده قوی اعضا توانستند در آن شرایط سخت,ممنوعیت ها ,در گیری ها به کار خود ادامه دهند . در این بین گروه یکبار توقیف شد و پلیس نروژاعضای گروه را به زندان انداخته بود که پس از یک دوره کوتاه دوباره کار خود را شروع کردند .infernus

گروه با اینکه با فروش کم دو دموی اول خود رو به رو شده بود و توانست آلبوم هایی مثل Pentagram وAntichrist و Under the Sign of Hell را درسال های متوالی آماده و به بازار عرضه کند و با اینکه استارت اولیه قدرتمندی نداشتند اما توانستند در مراحل بعدی کار خیلی قدرتمند تر عمل کنند . اعضا گروه در این سال ها تغییر کردند , خواننده دوم , باسیست ودرامر از گروه جدا شدند و اعضا جدید جایگزین شدند .

در سال های بعد Gorgoroth پیشرفت بسزایی کرد با افرادی بزرگی همکاری کرد افرادی که در کار گروه تاثیر زیادی داشتند (Frost از گروهSatyricon و Grim از Immortal و Ares از Aeternus و افراد دیگر) . بعداز آلبوم Incipit Satan تعداد اجرا های زنده گروه بالا رفت ,محل کنسرتها از ییلاقها و تپه جنگل های نروژ به کشور های اروپایی هم کشید,لهستان و سوئد اولین محل های بر گزاری کنسرت این گروه بودند . بعد ازاتمام تور گروه حدود سه ماه گروه از هم جدا شد ولی به وسیله Infernusکه بعنوان رئیس گروه شناخته شده اعضا دوباره کار را برای آلبوم جدید
شروع کردند و در آخر هم در اواسط سال 2003 آلبوم wilight of the Idols به بازار عرضه شد .

gorgoroth

آلبوم بعدی گروه که بعد از سه سال پخش شد به نامAdMajoremSathanas Gloriam که امسال به بازار آمد و استقبال خوبی هم داشته است . بعد ازاتمام آلبوم گروه Gorgoroth دوباره با گروه 1349 تور بزرگی را در کشورهای اروپا د که حدود بیست کنسرت به همراه گروه های مختلف کشور های میزبان اجرا میشود .

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 8:23 توسط نویسنده سعید |


 

Black Sabbath
سال 1969 چهار دوست نوجوان از آستون در نزدیکی بیرمنگام انگلستان به نام های آنتونی تونی ایومی نوازنده گیتار، ویلیام بیل وارد نوازنده درامز، جان ازی ازبورن خواننده و ترنس گیزر باتلر نوازنده باس، گروه بلک سبت را تشکیل می دهند. اجراهای زنده گروه توانستند عده ی بسیار یرا به سوی آن ها جلب کنند و سرانجام بلکدر 1970 نخستین آلبوم رسمی خود را با نام عنوان گروه منتشر کردند که در تاپ تن انگلستان راه یافت اگرچه در آمریکا موفقیتی اندک نصیبش شد. آن ها به سرعت این موفقیت آلبوم Paranoia تکمیل کردند که در سپتامبر 1970 منتشر شد و استقبال فراوانی از آن به عمل آمد، بیش از چهار میلیون نسخه از آلبوم به فروش رفت و گروه در آگوست 1971 سومین آلبوم خود را بیرون می دهد. Masterofeality در هر دو سوی آتلانتیک موفق می شود و بلک سبت راه خود را پیدا می کند. سال 1973 گروه از یک نوازنده کیبورد به نام ریک ویکمن برای کار در یک ترک استفاده می کند که اصلاً مسیر کاریشان را تغییر می دهد و گروه در جولای 1975 ششمین آلبوم خود را تحت عنوان sabotage بیرون می دهد کخ بحث جدالهای فراوانی بر سر تغییر شیوه گروه بوجود می آورد. ایومی و ازبورن می خواهد اصوات جدیدی را تجربه کنند که آلبوم 1976 گروه یعنی technical Ecstasy متجلی می شود. فروش خوب آلبوم نشان می دهد که این تحولات چندان بد نیست اما ازبورن تصمیم می گیرد تا از گروه جدا شود و از سال بعد بلک سبت با خواننده جایگزین خود دیو والکر کار را ادامه می دهد. اما هنوز جای خالی او در ضبط های استودیویی خالی بود تا اینکه خواننده ای به نام جیمز دیو به آن ها می پیوندد و این ترکیب جدید Heaven and Hell را منشر می کند که یک کار تجاری موفق از آب در می آید و تنها در انگلستان یک میلیون کپی از آن به فروش می رسد. پس از آن بیل واد هم گروه را ترک می کند و وینی آپیک به جای او می آید و نوامبر 1981 ایومی، باتلر، دیو و آپیک آلبوم Mob Rules را بیرون می دهد. آلبوم موفیت بسیاری کسب می کند اما اختلاف میان دیو و ایومی بالا می گیرد و دیو در 1083 از گروه می رود و آپیک هم به تیعیت از او می رود. گروه از بیل وارد می خواهد تا مجدد برگردد و از سوی دیگر خواننده دیپ پارپل یعنی یان گیلان نیز به بلک سبت می پیوندد تا آالبوم BCm Again در سپتامبر 1983 منتشر شود. دیو بیوان به عنوان درامر به آن ها ملحق می شود و تا مارچ 1984 با آن ها می ماند تا اینکه دوباره به دیپ پرپل پیوسته و دیو دوناتو جایگزین وی شود که تا اکتبر آن سال بدون آنکه حتی در ضیط ها حاضر شود همراه گروه می ماند. در جولای 1985 ازبورن با گروه همراه می شود تا کنسرت Live Aid انجام پذیرد. و بعد از آن بود که باتلر هم می رود و ترکیب جدید گروه می شود. ایومی، گولن هوگز، دیو اسپیتز، جف نیکولز و اریک سینگر که در تور 1986 گروه باز هم هوگزوری گیلن جای خود را عوض می کنند، بلک سبت سال خا در راس مانده و همیشه و هر بار ترکیب جدیدی به میدان آمده، دهه 90 نیز از این قاعده مستثنی نبود اما هیچ گاه محو نشد، آن ها در 2001 تور بزرگی راه انداختن که طی آن در بیست ونه کشور اجرای برنامه کردند.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 11:31 توسط نویسنده سعید |


اینم از بیوگرافی پینک فلوید

pink

 

 

سید برت (syd barret ) به همراه راجر واترز(roger waters) و دیوید گیلمور(davidGilmour)  در دبیرستانی در کمبریج هم مدرسه ای بودند.(سید برت متولد سال 1946، راجر واترز متولد سال 1944 ، دیوید گیلمور متولد سال 1945 ) بعد از اتمام دبیرستان سید به دانشکده هنردر لندن رفت و در رشته نقاشی مشغول به تحصیل شد ، واترز که به همراه نیک میسون (nick mason ) و ریچارد رایت (Richard wright) که هردو متولد سال 1945 بودند در لندن معماری می خواند گروهی به نام SIGMA تشکیل دادند که بعدها به

 t.set-megadeath&screaming abdabs تغییر نام داد و سرانجام برت و یک گیتاریست جاز به نام « باب کلوز (bob close)«  به آن گروه پیوستند. کمی بعد از آن« سید برت » گروه Pink Floyd را تشکیل داد که عنوان آن ترکیبی بود از نام دو نوازنده قدیمی موسیقی از جورجیای آمریکا به نامهای « پینک اندرسون» و« فلوید کانسل » .

 این گروه اواخر سال 1966 به اجرای برنامه در کلوپهای زیر زمینی لندن پرداختند و در نخستین آلبوم خود آهنگ « آرنولد لِین» را بیرون داد. موسیقی ابتکاری ، اشعار نامتعارف و لهجه انگلیسی« سید برت» در تقابل با لهجه آمریکایی که بر تمامی آهنگهای راک چیرگی داشت، آنرا جزو بیست آهنگ پرفروش انگلستان قرار داد. در ما مه سال 1967 آهنگ « نواختن امیلی را ببین » منتشر شد و به جای ششم جدول صعود کرد ، دراوت همان سال نخستین آلبوم گروه « نی زن بر دروازه های سپیده دم نقش» غلبه « سید برت» را در گروه نشان داد. آوازهای این آلبوم سرشار از تصاویر کودکانه و انعکاسی از آثار« لوئیس کارول» آفریننده داستان« آلیس در سرزمین عجایب» بود و عناصر معصومیت وخوف را در هم می آمیخت. کار گیتار برت که با شیوه نامعمول ارگ نواختن ریچارد رایت کامل می شد بسیار چشمگیر بود . کمی بعد از انتشار این آلبوم رفتار برت به طرز عجیبی غیرعادی شد و رو به تباهی رفت و حتی در برخی از کنسرتها او اصلآ چیزی نمی نواخت وبی حرکت روی صحنه می ایستاد. در سال 1968 « دیوید گیلمور» که درآن زمان دانشجوی زبانهای مدرن بود به گروه ملحق شد. بدون اشعار برت گروه بخت چندانی برای موفقیت در آهنگهای تک نداشت درعوض گروه کار خود را بر اجراهای زنده متمرکز کرد و پیشگام کنسرت در هاید پارک لندن شد.آلبوم« یک نلعبکی پر از راز» نشان داد که گروه می تواند به حیات خود ادامه دهد ودر این آلبوم از کار الکترونیکی و همسرایی« راجر واترز» بویژه در آهنگ« دستگاهها را روی قلب خورشید تنظیم کن» بهره گیری شد. کنسرتهای بعدی نوآوری و قدرت تخیل گروه را در استفاده از نور پردازیهای مدرن و بکارگیری صوت شفاف نشان داد.

موسیقی این گروه از دیر باز برای شنوندگان بسیاری در بیرون از انگلستان که زادگاه آن بود وحتی جهان غرب جاذبه ای جادویی داشت.

گروهی این جاذبه را به کاربرد نوآورانه وهوشمندانه سازهای الکترونیکی مانند کیبورد و گیتار الکتریکی وترکیب آن با جلوه های صوتی مانند« صدای انفجار، تیک تیک ساعت ، گریه کودک و... نسبت می دهند وعده ای دیگر متفاوت بودن مایه ها و نغمه های موسیقیایی به کار رفته در تصنیف را در این امر سهیم می دانند. گروه سومی نیز بر این باورند که  «اجراهای زنده و تکان دهنده ، ترکیب شگفت انگیزجلوه های نوری و جلوه های تأتری نمادهای آشنایی چون هواییمایی که منفجر میشود یا تصاویری که در بالای سر گروه نقش می بندد با کیفیت سحرانگیزی صدای کوادروفونیک وجه تمایز Pink Floyd از دیگران است ونیز هستند بسیار کسانی که اشعار معنی دار تلخ و نامتعارف گروه را همچون صدای اعتراضی علیه نظم موجود عامل موثری در گستردگی مخاطبان این نوع موسیقی می شمارند.

در کنار این برداشت ها عامل دیگری باعث شده تا افسانه ها و تصورات گوناگون درباره  گروه و اعضای آن بر سر زبان ها بیافتد که در بیشتر موارد فرسنگها ازحقیقت دوراست این عامل ، گمنام و ناشناس بودن تک تک اعضای گروه است.

اعضای این گروه هرگز به صورت ستاره های موسیقی عامیانه مانند «بیتل ها» و یا « رولینگ  استونز» مطرح نبودند و خود همواره بر این گمنامی اصرار داشتند. در نتیجه بعد از سی سال فعالیت خلاقانه هنری وآفریدن تعدادی از پرفروشترین آلبوم های دوران ، هویت و زندگی اعضای گروه همواره در سایه کیفیت آثار واجراهای زنده آن ها گم شده است.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 11:30 توسط نویسنده سعید |


گروه Korn در سال ۱۹۹۲در کشور آمریکا و شهر کالیفرنیا تشکیل شد. سبک این گروه funk-metalاست و گروه از پنج عضو تشکیل شده است .



اولین و اصلی ترین عضو ،خواننده گروه یعنی Jonathan Houseman Davis نام دارد که به او HIV نیز گفته میشود. او در هجدهم ژانویه سال 1971 در ایالت کالیفرنیا متولد شد و از دانشکده سانفرانسیسکو نیز فارق التحصیل شده. جاناتان متاهل است و یک پسر به نام ناتان (Nathan ) دارد.

James Shaffer یکی از گیتاریست های گروه است که به او munky نیز گفته میشود. او در ششم ژوئن 1970 در ایالت کالیفرنیا متولد شده است.

brian Welch ملقب به head دومین گیتاریست گروه است او در نوزدهم ژوئن 1970 در کالیفرنیا متولد شد. برایان و جیمز در مدرسه با هم آشنا شدند و برایان مشوق اصلی جیمز در کار موسیقی بود. برایان هم اکنون متاهل است و یک دختر به نام Jenneaدارد.

David Silveria تک درامر گروه است.او در بیست و یکم سپتامبر 1972 متولد شده. دیوید ازدواج کرده و نام همسرش Shanon Bellino است.

Reginald Ariuzu بیسیت گروه است که به او Fieldy نیز گفته میشود. او در دوم نوامبر 1969 متولد شده و در اواخر ماه می سال 1998 با Shela Arvizu ازدواج کرده و هم اکنون صاحب دو دختر به نامهای Serena و Olivia هستند.

بیوگرافی و تشریح کار اعضاء:

نام گروه :

کورن (KoRn)

تشکیل گروه :

1992 در بکرسفیلد،واقع در ایالت کالیفرنیا آمریکا. (بکرسفیلد در 120 مایلی لس آنجلس قرار دارد)

سالهای فعالیت:

از دهه نود تا کنون

اعضای گروه:

جاناتان دیویس (Janathan Davis) خواننده ، لقب : H.I.V، سن: 34 سال

جیمز رندال شافر (James Rendal Shaffer ) گیتار ، لقب: James The Gorilla and Munky سن: 35 سال

رجینالد آروزو (Reginald Arvizu ) بیس ، لقب :Fieldy And Dog سن : 36 سال

برایان فیلیپ ولچ (Brian Philip Welch) گیتار ، لقب :Head And Sir Headly ، سن: 35 سال

دیوید سیلویریا (David silveria) درام ، لقب : Wally Balljaker سن: 33 سال

شیوه های کاری :

آلترناتیو متال (Alternative Metal ) ، پست گرانچ (Post Grunge )


مراحل آغازین تشکیل گروه :

گروه کورن در سال 1992 در بکرسفیلد واقع در ایالت کالیفرنیا تشکیل شد. گروه با سبک آلترناتیو متال آغاز به کار کرد و به سرعت به محبوبیت زیادی دست یافت . گروه در حرکت رو به رشد خود به سبک پست گرانج روی آورد و خیلی زود توانست بین گروه های این سبک جایی برای خود بدست آورد .

ورود جاناتان:

گروه در ابتدا با 2 گیتاریست به نام های جیمز و برایان و بیسیستی به نام رجینالد و درامری به نام دیوید شروع به کار کرد. اعضای گروه نامL.A.P.D را برای خود انتخاب کردند. بعد از انتشار یک EP در سال 1993 گروه با شخصی به نام جاناتان آشنا می شود و از او در خواست می کنند به عنوان خواننده به گروه آنها وارد شود.

بعد از ورود جاناتان به گروه به پیشنهاد او اسم گروه از L.A.P.DبهKoRn تغییر نام می دهد .

اولین آلبوم رسمی:

گروه در همان سال قراردادی را با شرکت Epic’s Immortalامضا می کند و در اکتبر سال 1994 اولین آلبوم رسمی خود را با نام کورن که شامل 12 تراک بود منتشر می کند .

اولین تور گروه:

بعد از آن گروه در توری شرکت می کند که در آن تور بزرگانی چون ازی ازبورن،مرلین منسن و مگادث حضور داشتند و گروه به لطف حضور آنها در تور به شهرتی دست می یابد .

موفقیت باور نکردنی لیمپ بیزکیت مدیون کورن:

در سال 1995 گروه در منطقه ی جکسون ویل اجرای برنامه میکند. در آنجا رجینالد بیسیست گروه با فرد دراست خواننده ی گروه لیمپ بیزکیت آشنا می شود و برای او چند تاتو انجام می دهد . در ملاقات بعدی دو گروه، کورن دمویی از کارهای آنها می گیرد و به تهیه کننده ی خود می دهد تا با آنها قراردادی امضا کند، بعد از آن لیمپ بیزکیت به موفقیت هایی باور نکردنی می رسد .


موفقیت دومین آلبوم گروه و اولین بدشانسی گروه:

در سال 1996 گروه دومین آلبوم خودرا با عنوان زندگی لذیذ است را که
شامل 14 تراک بود منتشر می کند. این آلبوم به موفقیت چشمگیری دست پیدا می کندتا حدی که به صدر آلبوم های پر فروش در آن سال می رسد. در تابستان همان سال گروه در تور شرکت می کند اما با یک بدشانسی مواجه می شود زیرا جیمز دچار بیماری مننژیت می شود وآنها را مجبور به ترک تور می کند .

کمی اختلال در کار گروه:

در هشتمین ماه سال 1998 گروه آلبومی با نام پیروی از رهبر را منتشر می کند که پرفروش ترین آلبوم آنها تا آن زمان به حساب می آمد. در همان زمان گروه در صدر خبر های جهانی قرار گرفت چرا که یک دانش آموز به خاطر پوشیدن تی شرت با لوگوی کورن ادامه تحصیلش به تعلیق در آمد، نظر مسئولین مدرسه در این باره این بود که موسیقی گروه شرم آور،رکیک و ناپسند است. این مسئله کمی باعث اختلال در گروه شد ولی نتوانست از روند رو به رشد گروه جلوگیری کند .

موفقیت فوق العاده به همراه لیمپ بیزکیت:

در همان سال گروه در یک تور سالیانه به نام Family values شرکت کرد . این تور برای گروه یک موفقیت فوقالعاده بود به گونه ای که این گروه برای سالهای بعد از آن به عنوان شناخته شده ترین گروه آن تور به تور به حساب می آمد. در این تور گروه هایی چون لیمپ بیزکیت ، رامشتاین و آیس کیوب نیز حضور داشتند .

بیماری درامر (دیوید) و شایعات دور و بر گروه:


در اواخر سال 1999 گروه آلبومی به نام پی آمدها منتشر می کند . برای همین آلبوم در سال بعد به یک تور دعوت میشود ، در تور دیوید به دلیل بیماری از همراهی گروه باز می ماند . اما گروه با دعوت از مایکل بوردین درامر گروه Faith No More به اجرای برنامه در تور ادامه می دهد . همچنین این مسئله باعث بروز شایعاتی پیرامون خروج دیوید از گروه شد، زیرا او قبل از بیماری در چند فشن به عنوان مدل کار کرده بود، و اقکار عمومی این بود که او می خواهد حرفه ی خود را تغییر دهد .


توری با بزرگان دنیای موسیقی:

این فرصت مناسبی بود برای دیوید که به استراحت بپردازد چرا که گروه قرار بود در همان تابستان در یک تور که بزرگانی چون متالیکا، کیدراک،پاور من5000 و سیستم آف ا دان در آن حضور داشتند شرکت کند .


فعالیت های گروه 2 سال معلق شد!

یک تور کوتاه قبل از اینکه گروه فعالیتهایش را به طور موقت قطع کند برگزار شد . در طی 2 سال وقفه در کار گروه رجینالد آلبوم رپ خود را منتشر می کند و جاناتان نیز در یک فیلم با عنوان

Queen of the Damned بازی می کند .

شروعی دوباره گروه با موفقیت:

سال 2000 گروه برای ضبط آلبوم بعدی خود به استودیو می رود و در نهایت در ژانویه 2001 آلبوم جدید خود را با عنوان غیر قابل لمس ها که شامل 14 تراک بود منتشر می کند .


در این آلبوم آهنگ های زیبایی همچون Alone I Break،Here to stay، Thoughtless جالب توجه است .

جشن بازگشت متالیکا:


در سال 2003 گروه در جشن باز گشت متالیکا شرکت می کند و ترانه ی یگانه ی متالیکا را اجرا می کند. در اواخر همان سال گروه آلبومی را با نام یک نگاه به آینه کن را که شامل 14 تراک بود را منتشر می کند. تراک 14 این آلبوم همان ترانه ی یگانه است که گروه برای متالیکا اجرا کرده است .


بهترین نمایشها و پینک فلوید! :

در اکتبر سال 2004 گروه مجموعه ای از بهترین هایش را تحت عنوان بهترین نمایشها منتشر می کند. در این آلبوم گروه تنها 2 تراک اول جدید هستند ، که آهنگWord Up کاری از گروه گارنز در سال 1994 و -Another Brick in the Wall کاری از پینک فلوید است که گروه به اجرای مجدد آنها پرداخته است .


جدا شدن برایان ولش و گروه 4 نفره شد! :


در سال 2005 با جدا شدن برایان ولش (هد) از گروه تحول خاصی در گروه ایجاد می شود به گونه ای که دیگر کسی جای او را نمی گیرد و جایگزین او نمی شود و گروه 4 نفره آلبوم بعدی خود را در 6 ام دسامبر 2005 تحت عنوان دیدن تو در جایی دیگر که شامل 14 تراک می باشد را منتشر می کند.


فعالیت های اخیر گروه :

هم اکنون گروه علاوه بر برگزاری تور ها و کنسرت ها در نقاط مختلف سراسر جهان در حال حاضر گروه آلبومی به نامUntouchables را آماده ی انتشار دارد .


این هم دیسکوگرافی :

1994 KoЯn
1996 Life Is Peachy
1998 Follow the Leader
1999 Issues
2002 Untouchables
2003 Take a Look in the Mirror
2004 Greatest Hits
2005 See You on the Other Side
2006 Live And Rare
Chopped, Screwed, Live and Unglued
2007 MTV Unplugged: KoЯn
Korn's eighth studio album

و آخرین بیو هم از گروه ناشناس اونفال هست(البته واسه ی اکثر دوستان ناشناس)که من هم این گروه رو نمی شناختم و البته الان هم اطلاعات زیادی در رابطه با این گروه ندارم فقط چند تا آهنگ و این بیو هست .

این گروه حتی سایت رسمی هم ندارد و اطلاعات در مورد آن بسیار محدود است.تنها یک سایت برای طرفداران این گروه وجود دارد که جالب است بدانید این سایت ایرانی است و البته کامل نیست و خیلی کم آپ می شود که دلیل آن ناشناس بودن بیش از حد این گروه است.

منبع: parshan(sh

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 16:1 توسط نویسنده سعید |


Slash كه نام اصلي او Soul Hudson مي باشد در 23 جولاي 1965 در ناحيه Hampstead در لندن به دنيا مي آيد . مادرش يك سياهپوست آمريكايي و پدرش يك سفيد پوست بود .

هر دوي آنها در زمينه هنري فعاليت مي كردند .مادرش طراح لباس در تاتر و پدرش تهيه كننده كارهاي هنري در ضبط آلبوم هاي موسيقي بود . Joni Mitchell و Neil YoungوDavid Bowie از مشتريان معروف او بودند .

Slash در سن 11 سالگي به همراه مادرش به آمريكا مي رود و بعد از مدتي پدرش نيز به آنها مي پيوندد .
در ان زمان اسلش با محيط جديدش مشكل داشت و به خاطر موهاي بلندش و نوع شلوار جين و تي شرت هايش يك بچه ي ناهنجار به حساب ميامد و اصولا رفتار او چه در خانه و چه در مدرسه با قواعد و مقررات ديگران همخواني نداشت و به عنوان يك bohemian شناخته شده بود. بعد از مدتي پدر به بقيه ي خوانواده پيوست و اسلش بيشتر از قبل در محاصره دوستان هنرمند پدر و مادر خودش قرار گرفت.


اسلش با موسيقي دان ها بيشتر معاشرت ميكرد و زندگي انان برايش جالب تر مي نمود و افرادي چونJoni Mitchell‚ David Geffen, David Bowie, Ron Wood و Iggy Pop تاثير زيادي به علاقه مند تر شدن اسلش به موسيقي شدند اما او هنوز ياد گرفتن هيچ سازي را شروع نكرده بود.


Slash مي گويد :
چنين محيطي او را براي ورود به عرصه موسيقي مصمم تر كرد

در اواسط سال 1970 والدينش از هم جدا مي شوند و Slash به مادربزرگش سپرده مي شود . در همين ايام او جذب يك گروه دوچرخه سواري كراس به نام BMX مي شود و به سرعت در اين رشته پيشرفت مي كند

به سرعت در اين رشته پيشرفت مي كند طوري كه ديگر كسي از پيروزي هاي او تعجب نمي كرد . او در اين گروه به يك حرفه اي تبديل مي شود و جوايز و پول هاي زيادي دريافت مي كند در دوران دبيرستان در سن 15 سالگي مادربزرگش يك گيتار اكوستيك به او هديه مي دهد .


اگرچه آن گيتار فقط يک سيم داشت ولي او توانست ياد بگيرد چطور با آن بنوازد .
اوايل تحت تاثير سبك موسيقي افراد و گروه هايي نظير : Led Zip , Eric Clapton , The Rolling Stone , Aerosmith , jimi Hendrix , Jeff Beck , Neil Young قرار مي گيرد .


او از آلبوم ( راك ) Aerosmith تقدير مي كند كه باعث مي شود زندگيش تغيير كند .
و خودش گفته است كه البوم ROCKS از Aerosmith تاثير زيادي در ادامه ي زندگي او داشته است.


روزي ۱۲ ساعت با گيتار قراضه اش ور می رفت و تقريبا ديگه مدرسه نمي رفت و در كلاس يازدهم از مدرسه اخراج شد و از ان به بعد او زندگي جديدش را در اجتماع پر سر و صداي راك اغاز كرد. سپس به پاريس مي رود و Jeff Beck و Joe Perry را ملاقات مي كند و چيزهايي از آنها ياد مي گيرد .و بعد از آن با بسياري از گروهها ي موسيقي همكاري مي كند مانند :

Lenny Kravitz , Paul Rogers , Iggy Pop, Michael Jackson , Brian May و ..


اما جرقه ي اصلي تشكيل GNR وقتي زده شد كه اسلش با Steven Adler تشكيل دهنده ي گروه Road Crew ملاقات كرد كه دنبال يك خواننده ميگشت و او در همان جلسه Izzy Stradlin را به اسلش معرفي كرد.



Izzy يك نوار با صدا ي W. Axl Rose براي اسلش گذاشت و اسلش Axl را گير اورد و خواست كه او را از Izzy جدا كند و به گروه خودش ببرد اما دوستي Izzy وAxl قوي تر از اين حرف ها بود و اسلش بيسيست خود را به نام Duff McKagan پيدا كرد و به گروه خودش برد و بعد از ان انقدر تغييرات و جابجايي در گروه اسلش و Axl اتفاق افتاد تا دو طرف به تشكيل يك گروه مشترك به نام Guns N’Roses رضايت دادند .


اسلش با حضور در اين گروه شناخته شد و با ترك اين گروه تقريبا گم شد. وقتي به گانز امد سبك جديدي در نحوه ي در اوردن صداي گيتار به وجود اورد و به عنوان يكي از ليد گيتاريست هاي بزرگ و مطرح تاريخ موسيقي شناخته شد.



بعد از ترك گانز گروه SLASH’s Snakepit را درست كرد كه با اين گروه فقط يك البوم بيرون داد با عنوان IT’S FIVE O’CLOCK SOMEWHERE كه اصلا سبك گيتار زدنش با تمام كارهاي ديگه اش متفاوت بود و بيشتر طرفدارانش را دلسرد كرد!

اعضاي اين گروه عبارتند از :Matt Sorum, Gilby Clarke, Mike Inez, Eric Dover و Slash . بعد از البوم مذكور او قول داد كه Snakepit دوباره باز خواهد گشت.

در سال 1996 اختلافي بين Slash و Axl در مورد سبك موسيقي گروه به وجود مي آيد كه باعث مي شود Slash از گروه جدا شود .هنگامي كه Slash گروه GNR را ترك كرد بسياري از هواداران وي و مطبوعات اعلام كردند :

او با اين همه استعداد چكار خواهد كرد ! ابتدا آنها فكرمي كردند كه اين دو , دوباره با هم همكاري خواهند كرد , ولي Slash اعلام كرد : هر زمان كه Axl به موسيقي Rock بازگردد , حاضر است دوباره با هم همكاري كنند .


وي سپس تصميم مي گيرد گروهي جديد تشكيل دهد . اين گروه Slash’s snakepit نام گرفت . و اولين آلبوم گروه را به نام It’s Five o’clock somewhere را بيرون داد اسلش هنوز چشم اميدي به گانز و اكسل داشت.مشكل فقط تفاوت ديدگاه انان در مورد گانز بود. گانز براي اسلش يك گروه راك بود در صورتي كه اكسل گانز را به سوي يك گروه با سبك techno/industrial مي برد .


اسلش در مصاحبه اي عنوان كرده كه اگر گانز بخواهد البومي به سبك راك درست كند او حاضر است با گانز همكاري كند . همچنين گفته كه Snakepit گروه من است و من به اين گروه تعلق دارم و حاظر نيستم با گروهي به نام Guns N’Roses روي صحنه بروم.


همانطور كه اسلش قول داده بود Snakepit دوباره شروع به كار كرد.و اسلش تنها باقيمانده از ورشن قديمي گروه بود. حدود ۳۰۰ نوار از افرادي كه مي خواستند در گروه باشند دست اسلش رسيد واسلش ‚Matt Laug عضو گروه Venice را به عنوان درامر و Johnny Griparic كه در SLASH’s Blues Ball با اسلش كار كرده بود به عنوان بيسيست انتخاب کرد


.گيتاريست ريتم گروه عضو سابق گروه Dad’s Porno Magazine و Alice Cooper ‚ به نام Ryan Roxie بود.او بعد از تورماقبل البوم گروه را ترك كرد و Keri Kelli جای او را پر کرد و خواننده Rod Jackson عضو سابق Ragdoll از ويرجينيا به انها ملحق شد.
البوم سرانجام در تاريخ October 10, 2000 بيرون امد به نام Ain’t Life Grand . گروه شروع به برگزاري تور جديدي به همراه AC/DC در امريكا كرد كه نتايج خوبي براي گروه دربرداشت.


و بعد از ان به اروپا رفت اما در ميانه ي تور اسلش ذات الريه گرفت و بقيه ي تور را AC/DC به تنهايي ادامه داد. گروه براي استراحت به خانه برگشت.اعضا منتظر بودند تا اسلش حالش عادي شود و به گروه برگردد اما انها ديگر نمي توانستند صبر كنند و بدون اسلش شروع به كار كردند .


و عكس العمل اسلش شبيه كاري بود كه راجر واترز انجام داد‚او اعلام كرد كه گروهي به نام Snakepit وجود ندارد!

و در نتيجه اعضا كه واقعا نمي توانستند بدون slash ادامه ي كار بدهند از هم جدا شدند و به گروه هاي ديگر پيوستند.اسلش اعلام كرد كه ديگر از تور رفتن و بالا و پايين پريدن خسته شده است.و ديگر حاضر نيست كه كارهاي تكراري انجام دهد. او تصميم گرفته كه خودش اهنگ بسازد و خودش البوم بزند.و ان هم در سبك هاي مختلف.

اما جالب است بدانيد با تمام اين احوال اسلش دنبال درست كردن گروهي جديد همراه DuffوMatt و حتي شايدIzzy است! و درست در همين تابستان اسلش به همراه مت و داف اهنگ هاي خوب خوب ميسازد و دنبال يك خواننده ي قابل مي گردد. هر چه كه او الان مي سازد واقعا بايد جالب باشد چون حاصل تجربه هاي بزرگي بوده‚ او دارد به اسلشي كه ما توقع داريم نزديك مي شود.


. در جولاي سال 2002 گروه آخرين اجراي خود را انجام مي دهد و براي آلبوم بعدي آماده مي شود , ولي بعد از يك وقفه طولاني Slash اعلام مي كند كه گروه را منحل خواهد كرد , زيرا مي خواهد به تنهايي كار كند .


بعد مدتي كه به تنهايي اجراي Solo انجام مي دهد , در سال 2003 گروه جديدي به نام Velvet Rovelver را تشكيل مي دهد و اولين آلبوم گروه را به نام Slither بيرون مي دهد . Slash سال ها به هرويين معتاد بود تا اتفاقي در زندگي وي مي افتد و آن ازدواج با Renne Sura بود .
آنها در 10 اكتبر سال 1992 با هم ازدواج مي كنند و در سال 1997 از هم جدامي شوند . وي سپس در سال 2000 با Perla Ferrer ازدواج مي كند و در سال 2002 اولين فرزندش و در سال 2004 دومين فرزندش هم به دنيامي آيد .


خودش مي گويد يك چيز در Slash هيچ وقت تغيير نمي كند : عشق او به موسيقي و به خانواده اش


خلاصه : مدت تمرين در روز : 12 ساعت

نوع يادگيري : يادگيري به صورت شنيداري

سبك نوازندگي : Blues , Hard Rock , كلاسيك دهه 70


تكنيك نواختن : استفاده سريع دست چپ و آزاد گذاشتن دست راست تكنيك گرفتن Pick : بين انگشت اشاره و شصت و گاهي فقط با انگشت

نوع گيتارهاي مورد استفاده : Memphis Les Paul , Jackson Firebird , Charvel , Rich Mockingbird , Gibson , Guild Guitars


گيتار مورد علاقه : Gibson
آمپلي فاير مورد استفاده : Marshall


دستگاه افكت هاي مورد استفاده : M.X.R.10 , Dunlop Rackmount , Heil Talkbox , Boss DD-3 Digital Delay, Yamaha SPX 900
دستگاه افكت مورد علاقه : Nady 950-GT Wireless System


نوع سيم مورد استفاده : Ernie Ball

منبع

Slash’s Official Website (http://www.snakepit.org/)

www.slashonline.com
http://www.kasra747.com/index.php

 guitar4all.com

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 17:12 توسط نویسنده سعید |


six feet under

 

 زير مجموعه هاي ريتم متال شاخه هايي هستند طبق طوري که مي بينيد:

 

Traditional Metal                          Black Metal                      Christian Metal

Thrash/Speed Metal                      Progressive Metal

Doom Metal                                  Industrial Metal

DEATH metal                               N.W.O.B.H.M

 

Traditional Metal: از اولين شاخه هاي متال که ايجاد شد. گروه هاي بسياري باعث به وجود آمدن اين موزيک شدند. نام ديگر اين شاخه True Metal به معني متال واقعي است. اين شاخه توسط گروهها و شخصهايي از قبيل Judas Priste, Savatage, Metal Church بوجود آمده است. موزيک در اينجا بصورت آروم همراه گيتار آروم هستش. بعضي اوقات اين شاخه به پاور متال POWER METAL شناخته مي شوند.گروههاي اين شاخه: Defender, Iron Fire, Metalium, Risk, Manowar, Spirit Web

Thrash/Speed Metal: اين ريتم همان طور که از اسم آن پيداست تا حدودي سريع هستش. از گروهاي بسيار معروف در اين ريتم گروهاي خداي Sepultura, Testament, Overkill هستش. همچنين آلبوم « Kell'em All » از گروه متاليکا در اين نوع موسيقي اجرا شده است. اشعار بيشتر اين گروهها عليه جنگ و برده گيري است!!گروههاي اين شاخه:PANTERA , Sadus, Slayer, At War, Deathwish, Exodus, Megadeth

Doom Metal: در اينجا گروهاي همچون Black Sabbath, Paradise Lost, Anathema فعاليت دارند. در خلاف بقيه ريتم ها ممکنه در دوم متال اشعار بصورت داستان و کلمه اي بيان شود. نام اصلي اين شاخه دوم دث DOOM DEATH هستش که در کنار شاخه دث متال قرار مي گيرد. از گروههاي بسيار معروف اين شاخه گروه اپث OPETH هست..گروههاي اين شاخه: Black Sabbath, Crowbar, Winter, *Abdullah*, My Dying Bridge, Iron Man

DEATH metal: بهترين و قوي ترين شاخه در موسيقي متال ريتم دث متال است. دث متال توسط گروه دث ايجاد گرديد. به همين دليل اسم اين دث متال شد. از گروههاي خدايي که در قوي شدن اين موسيقي فعاليت کردند گروههاي DEATH, Deicide, Morbid Angel, Entombed, Obituary مي باشند. هدف در اشعار به خوبي قابل تشخيص است. گروهاي اين شاخه:  At The Gates, In Flames, Iron Maiden, Entombed

Black Metal: موسيقي بلک از گروههايي همچون Venom, Bathory, Meyhem سرچشمه گرفته است. آهنگها بسيار سريع و تند مي باشند. هدف در گروههاي بلک متال از يکديگر جدا مي باشند. صداي خواننده هاي اين شاخه بسيار نازک و همراه با جيغ فراوان مي باشد. در اين شاخه بر خلاف شاخه هاي ديگر متال از کيبورد و افکت استفاده مي شود. گروههاي معروف اين شاخه گروههاي
Darkthrone, Cradle of filth, Meyhem, Immortal, Empror, Dimmu Borgir, Arcturus, Dark Funeral, Kekal, Satyricon مي باشند..

Progressive Metal: از شاخه هاي آغازين و اولين متال مي باشد که گروههاي زيادي در آن فعاليت نمي کنند. براي نمونه گروه Dream Theater از اولين گروههاي ايجاد شده مي باشند. در سال هاي اخير توجه نسبت به اين شاخه بسيار محدود شده است و افراد زيادي طرفدار اين شاخه نيستند. همچنين بر خلاف ريتم هاي ديگر در موسيقي متال موسيقي گروهها بصورت ميکس MIX شده مي باشند. گروههاي اين شاخه: Dream Theater, Watchtower, Fates Warning, Queensryche, Cynic, Spiral Architect

Industrial Metal: در ايندوستريال متال از موزيک به ندرت استفاده مي شود. اکثر آهنگ هاي اين شاخه بصورت صحبت و بي موزيک هست.!!!.(توضيحه زيادي راجع به اين شاخه ندارم!!!) گروههاي اين شاخه: Ministry, Marilyn Manson, Nine Inch Nails

.N.W.O.B.H.M: اين شاخه در کشور انگليس توسط گروههاي انگليسي به وجود آمد. ان.دبليو.او.بي.اچ.ام. مختصر the New Wave Of British Heavy Metal مي باشد که به معني: امواج جديدي از سوي هوي متال انگليسي است.!.!.!. از سال هاي 1980 و 1984 به بعد اين ريتم مورد توجه و استقبال مردم قرار گرفت..آلبوم « دبات » از گروه آيرون ميدن در اين شاخه نواخته شده است. گروههاي اين شاخه: Iron Maiden, Def Leppard, Saxon, AngelWitch, Diamon Head

Christian Metal: همان طور که از اسم اين شاخه پيداست اکثر اشعار گفته شده در اين ريتم درباره و محدود راجع به مسيح و کريستين ها مي باشند. دليل نام گذاري اين ريتم به اين دليل مي باشد که آهنگ هاي اين اشکال گروهها بصورت دعا و سرودهاي مذهبي است که در کليسا خوانده مي شود. به دليل فعاليت بسياري از گروههاي متال در اين شاخه کريستين متال داراي زير شاخه هايي شده است که نام آنها را در پايين مشاهده مي کنيد. همچنين اشعار بعضي از گروههايي که  اين شاخه هستند مضر و نفرت انگيز نسبت به مسيح و انجيل مي باشد.(همانند اشعار گروه ديسايد ولي گروه ديسايد DEICIDE در دث متال فعاليت مي کند..)

گروههاي کريستين متال Christian MetalTourniquet, Living Sacrifice
گروههاي کريستين دوم
Christian Doom: Paramaecium
گروههاي کريستين پرگرسيو
Christian Progressive: Veni Domine
Other Christian Genres: Stryper, Bloodgood, Barren Cross

 

کلیف برتون

در فوریه سال ۱۹۶۲ در ساعت ۹:۳۸ بعد از ظهر در بیمارستان ادن در شهر سانفرانسیسکو واقع در ایالت کالیفرنیا متولد شد. پدرو مادرش Gan و Ray هر دو هیپی بودند و او بسیاری از ایده هایش را از آنها برداشت کرد ولی در کنار تمام این مسائل استعداد زیاد او در موسیقی بسیار چشمگیر بود. کلیف بهترین نوازنده بیس در دنیای هوی متال بود. Music Effect درباره او چنین مینویسد: او با ترکیب سبکهای موسیقی مثل جز، بلوز و کلاسیک به تنهایی موزیک متالیکا را که بسیار شلوغ و دارای ریتمهای بسیار تند بود را به صورتی مطلوب دراورد وگروه با او به سطح بسیار بالایی از کار خود رسید.
در سالهای کودکی کلیف، پدرو مادر او مشاهده کردند که او علاقه بسیار عجیبی به موسیقی نشان می‌دهد. در سن ۶ سالگی او پیانو را به عنوان اولین ساز خود انتخاب کرد. او بعد از گذراندن کالج، تحصیلات خود را در تئوری موسیقی به پایان رساند و جالب اینکه علاقه اصلی او موسیقی کلاسیک و جز بود.

کلیف در سالهای جوانی خود بود که بیس را شروع کرد و از سپتامبر ۱۹۷۸ تا ژانویه سال ۱۹۸۰ درسها ومتودهای نواختن بیس را آموخت. کلیف قبل از اینکه در متالیکا بنوازد عضو گروههای بسیاری بود. می توان اینطور گفت که تقریبا تمام گروههای آن منطقه دوست داشتند که کلیف در گروه انها بنوازد.

در این زمان متالیکا با بیسیست گروه به مشکل خورده بودند واین مساله به خاطر عدم توانایی و خلاقیت او بود. بیسیست گروه در این زمان شخصی بنام Ron McGovney بود. گروه کلیف را در وسکی که غرق در نواختن بیس بود ملاقات کردند. ولی مشکل اینجا بود که راضی کردن کلیف کار ساده‌ای نبود. گروه بعد از نشست های متعدد در آخر با یکدیگر به توافق رسیدند و متالیکا لس آنجلس را ترک کرد.


البته لازم به ذکر میدونم که بگم که آنها علاقه زیادی به لس آنجلس نداشتند و این به خاطر طرفداران گروه بود. طرفداران آنها به خاطر نواختن سریع و لباسهای پاره‌ای که اعضای گروه می‌پوشیدند اغلب آنها را یک Punk Band خطاب می‌کردند.



کلیف اولین کنسرت خود را با متالیکا در سوم مارچ ۱۹۸۳ اجرا کرد. اجرای بعدی کلیف با گروه در در ۱۹ مارچ همان سال بود. بیشتر شما باید تکنوازی کلیف را در ویدئوی Cliff em All دیده باشید. دیو ماستین در عالم دوستی به او لقب major rajor and the four string mother f***er را داده بود. شاید فقط کسی مثل دیو ماستین بتواند چنین لقبی به او دهد.




بعد از اجراهای مختلف گروه به نیو یورک رفت تا آلبوم افسانه‌ای خود را(Kill em All) را با شرکت Mega force Records تولید کند.پس از آن گروه برای اجرای تورهای مختلف به خانه برگشتند و برای تهیه آلبوم دوم گروه با مپانی Electra Records آماده می‌شدند. در این زمان اوزی اوزبورن به آنهاپیشنهاد داد تا در تور سراسری Ultimate Sin با او همراه باشند.


این نقطه عطف بزرگی برای گروه بود. چون آنها در این زمان با طیف وسیعتری از بینندگان مواجه شدند. بعد از اجرای تورهای مختلف با اوزی گروه به اروپا رفت. آخرین اجرای کلیف با گروه در تاریخ ۲۶ سپتامبر سال ۱۹۸۶ بود در استکهلم سوئد بود. متالیکا از اجرای کنسرت در سوئد بسیار راضی بود. آنها معتقد بودند که انرژی خوبی از طرفدارانشان دریافت می‌کنند.

بعد از کنسرت در همان شب گروه با اتوبوس اختصاصی خود برای اجرای کنسرت در شب بعد عازم کپنهاگ دانمارک شدند. ساعت ۳ نیمه شب بود که ناگهان اتوبوس شروع به لغزیدن بر روی یخهای جاده ای کوهستانی بین استکهلم و کپنهاگ کرد. به نقل از Music Effect اتوبوس حدود ۲۰ ثانیه بر روی یخها لغزید و در یک پیچ شدید کلیف از اتوبوس به بیرون پرتاب شد و اتوبوس بر روی او بر گشت و او را از بین برد.


 باقیمانده گروه به هتلی در کپنهاگ در جایی که Anthrax اقامت داشت و قرار بود با هم تور داشته باشند منتقل شدند. لارس از ناحیه پا و جیمز و کرک نیز جراحات ناچیزی برداشتند. در همان شب بعد از آنکه لارس و کرک به خواب رفتند. جیمز به کسانی که در آنجا حضور داشتند گفت که دیگر ادامه نخواهد داد. چون بهترین دوستش را از دست داده است.




به عنوان احترام به او، گروه کلکسیونی از فیلمها و تکنوازی های او و فیلمهای باقیمانده از زندگی ۳ ساله او با گروه را به صورت یک Video Tape انتشار دادند. آهنگ To Live Is To Die آهنگ دیگر گروه بود که کلیف آن را نوشته بود که بعدها در آلبوم And Justice For All گنجانده شد.



جمله ای از کليف برتون:
ما بر روی صحنه خودمان هستیم. چرا باید بخواهیم که به گونه‌ای دیگر جلوه کنیم که خیلی بزرگ و غیر عادی به نظر برسیم. ما فقط ما هستیم و این کاریست که ما انجام می‌دهیم و راه ما غیر از این نیست و آن را ادامه خواهیم داد.



....................................................................................................................................

استون سور

 

یکی از پر طرفدارترین گروه های هوی متال دهه نود گروههیه که ساختار اسلیپکنات از درون اون به وجود اومد. بله درست حدس زدید این گروه گروهی نیست به جز stone sour.

فرم اصلی این گروه در سال 1992 از Taylor و Joel Ekman  که درامر بود تشکیل شد. استون سور محصول ده سال بردباری و یک تصمیم ارزشمند بود. بعد از مدتی درست زمانس که استون سور آغاز به کار کرد یکی از دوستان تیلور به نام Shawn Economaki  وارد گروه شد. بدون داشتن آهنگ های حقیق از پیش ساخته شده شروع به نواختن با گیتاریست های زیادی در کلاب های متعددی نمود که مدتی هر کدام عضو گروه می شدند. بعضی اوقات گروه برای پر کردن جای خالی چند نفر در یک اجرا از یک نوازنده دوره گرد استفاده می کرد. نقطه بازگشت گروه به پیشرفت های شگرف درست زمانی بود که Jim Root  که بعدا همراه با کوری تیلور به اسلیپکنات پیوست در یک تمرین با گروه استون سور آشنا شد و به عضویت در آن در آمد و باعث کامل شدن گروه شد. گروه با جیم به روزهای رویایی خود رسیده بود. اجراهای متعدد گروه باعث شده بود تا همگان جیم را به عنوان مهره ای از گروه بشناسند و او را یک استون سوری تمام عیار بدانند. جیم هم در استون سور خیلی زود به حالت ایده آل خود رسید و خیلی زود با دیگر اعضای گروه هماهنگ شد به طوری که کوری تیلور او را همانند برادر خود دوست داشت.  برای پنج سال استون سور موسیقی را برای از بین بردن نژاد پرستی اجرا می کرد. استون سور این کار را برای این انجام نمی داد که مبارزه با نژاد پرستی شعار ویژه و همیشگی راک بوده است.

استون سور در سبک خود بهترین و یکه تاز بود. خیلی ها از هم پاشیدن این گروه را حادثه ی شومی می دانند که باعث از بین رفتن قسمتی از موسیقی راک و متال شد.

اما نا گهان در سال 1997 خبر جدا شدن اعضای این گروه همه جا را پر کرد.  تیلور گروه را برای پیوستن به اسلیپکنات ترک کرد. جول تشکیل خانواده داد و درست یک سال بعد از آنکه تیلور گروه را ترک کرد جیمی روت نیز برای پیوستن به اسلیپکنات از استون سور خداحافظی کرد.  همه جملاتی که درباره استون سور گفته می شد با افعال گذشته پایان می یافت.

در سال 2000 Josh Rand  گیتاریست و  چند تن از دوستان قدیمی کوری تیلور فورم جدید استون سور را به وجود آوردند و به اجرا و کار بر روی ترانه هایی پرداختند که کوری آنها را سروده بود. بر روی هم رفته آنها نزدیک به یک سال و نیم کار کردند تا توانستند استون سور را به آنچه که بود باز گردانند. به محض کامل شدن آلبوم آنها تصمیم گرفتنند که روی آلبوم به صورت دوئت خوانده شود. چیزی که آنان روانه بازار کردند کار کاملی بود که با کیفیت بالا و اوریجینال وارد بازار شد. پس آنان توانستند استون سور را به ریشه اصلی اش باز گردانند. تقریبا پس از یک دهه که گروه آغاز به کار کرد و پس از شش سال که از آخرین اجرای می گذشت با همه عضو های اصلی گروه اقدام به بر پایی یک کنسرت در Des Moines کردند که با استقبال گرم بسیار زیادی از طرف دوستداران این گروه رو به رو شدند. در همان موقع بود که گروه با اتهام کپی کردن از یک اسم رو به رو شد. خوشبختانه پس از مدت اعضای گروه توانستند تا ثابت کنند که اسمی را که برای یکی از ترانه هایشان انتخاب کرده بودند متعلق به خودشان است و بدون هیچ اقتباسی آن را بر روی آن ترانه گذاشته بودند. گروه همچنان به تور های دور دنیا به اجراهای زنده می پرداخت و طرفداران از دست رفته خود را به دست می آورد.

این بود خلاصه ای درباره گروه استون سور.

 

Dimmu Borgir

اسمش برگرفته شده از ۲ لغت Dimmu (تاريک و مه گرفته) و Borgir 

(به معنی دژ و قلعه) ... و همچنين نام منطقه ای در ايسلند ميباشد.

در سال ۱۹۹۳ اين گروه نروژی به وسيله ی Shagrath [وکال و درامز]

٬ Erkekjetter Silenoz [گیتار و وکال] و Tjodalv [گیتار] تشکيل

ميشه و بعد از مدت کوتاهی Brynjard Tristan به عنوان نوازنده ی

بیس وارد گروه میشه و بعد از اون هم Satian Arstad بهشون ملحق

میشه و نوازندگی کیبورد رو بر عهده میگیره و گروه ملودیک بلک

متال دیمو بورگیر کار خودشو با کاور کردن آهنگای بند هایی از

قبیل MetallicA و Slayer آغاز   

میکنه...

سال ۱۹۹۴ دیمو اولین آلبوم رسمی خودشو به نام For All Tid منتشر

ميکنه و ۲ سال بعد یعنی سال ۱۹۹۶ گروه ٬ آلبوم Stormblåst رو که

یکی به عنوان از بهترین آلبومای تاریخ بلک متال شناخته شد بیرون

میده و این آلبوم باعث درخشش دیمو بورگیر در بین گروهای دیگه ی

بلک متال میشه ...

همون سال Tristan (بیس) جای خودشو به Nagash میده و آلبوم بعدی

گروه به نام Devi''s Path که شامل ۴ تا آهنگه وارد بازار میشه

... که البته واسه ظبط اين آلبوم نوازندگی درامز به Tjodalv 

واگذار میشه و Arstad (کيبورد) به دليل مشغله ی کاری در ارتش

نظامی نروژ ٬ کارش رو متوقف ميکنه و به جاش خود Shagrath 

نوازندگی کيبورد و همچنین گیتار رو بر عهده ميگيره (آچار فرانسه

) !!!

سال ۱۹۹۷ بعد از بازگشت Arstad ٬ گروه ٬ چهارمین آلبوم رسمی

خودشو به نام Enthrone Darkness Triumphant بیرون میده که با

فروش بیش از ۱۵۰,۰۰۰ نسخه ٬ پرفروش ترین آلبوم گروه تا اون زمان

میشه ... این موفقیت باعث میشه که دیمو بورگیر در بین بهترین

گروه های بلک متال ٬ جایگاه مخصوصی پیدا کنه .

بعد از انتشار این آلبوم ٬ گروه ٬ Astennu رو به عنوان نوازنده ی

گیتار استخدام میکنه که Shagrath بتونه تو اجراهای زنده فقط رو

وکال تمرکز کنه .

همون سال Tjodalv گروه رو واسه چند ماهی ترک میکنه که واسه یه

مدت بتونه پيش خانوادش باشه ... و باز هم همون سال Satian Arstad 

(کیبورد) به خاطر ضعف هایی که در نواختن داشت ٬ از گروه اخراج

میشه و جای خودش رو به خانوم Kimberley Goss (که قبلا" در گروه

های ديگه ای از قبيل Therion و Ancient فعالیت داشته) میده که

اون هم بعد از مدت کوتاهی گروه رو ترک میکنه و به جاش ٬

کیبوردیست جوانی به نام Mustis به گروه ملحق میشه .

سال ۱۹۹۸ گروه آلبوم Godless Savage Garden (که شامل ۲ آهنگ جدید

٬ ۲ تا از کارهای قدیمی ٬ ۱ کاور و ۲ اجرای زنده میشه) رو بیرون

میده ... که این آلبوم نامزد دریافت جایزه ی Grammy نروژ میشه که

متأسفانه جایزه به گروه Kovenant (گروه سابق Nagash [بیس] ) تعلق

میگیره .

سال ۱۹۹۹ ٬ پنجمين آلبوم رسمی گروه با نام Spiritual Black 

Dimensions که شاهکاری عظيم در موسيقی بلک متاله وارد بازار ميشه

و ديمو بورگير ٬ جزو بهترينهای بلک متال شناخته ميشه ...

بعد از انتشار اين آلبوم ٬ Nagash (بيس) تصميم به ترک گروه

ميگيره تا بتونه با تمرکز کامل ٬ به کارش تو گروه Kovenant ادامه

بده ... و به جاش Simen Hestnaes معروف به Vortex به گروه ملحق

ميشه !!!

۱ ماه بعد Dimmu Borgir به همراه گروه Old Man's Child مشترکا"

يه آلبومی رو به نام Sons of Satan Gather for Attack ظبط ميکنن

...

همون سال Tjodalv (درامز) گروه رو ترک ميکنه تا بتونه به کارای

ديگش برسه ٬ و جای خودش رو به Nicholas Barker درامر سابق گروه

Cradle Of Filth و تنها عضو انگلیسی گروه میده .

سال ۲۰۰۰ Astennu به دلايل شخصی از گروه اخراج ميشه و همون سال

Tom Rune Andersen ملقب به Galder گيتاريست و رهبر گروه Old 

Man's Child به گروه ملحق ميشه و يک سال بعد ٬ گروه ٬ آلبوم

Puritanical Euphoric Misanthropia رو که اونم يکی از

شاهکاراشونه وارد بازار ميکنه و اين دفعه جايزه ی Grammy به ديمو

تعلق ميگيره ...

يک سال بعد ٬ يعنی سال ۲۰۰۲ ٬ گروه به استوديوی Fredman در سوئد

ميره و همون سال آلبوم آخرش رو با نام Death Cult Armageddon 

منتشر ميکنه ... اين آلبوم هم از بهترين کارهای Dimmu Borgir به

حساب مياد و بعد از ساختن ويدئوی آهنگ Progenies Of The Great 

Apocalypse ٬ اين آلبوم با استقبال بيشماری روبرو ميشه و در رده ی

 پرفروشترين آلبوم های بلک متال قرار ميگيره ..

Slipknot یک گروه Alternative/NU Metal  نه(9) نفره که در سال 1995 در Des Moines, IA, United States تشکیل شد. هر کدوم از اعضا یک عدد رو به عنوان نام مستعار برای خود انتخاب کردن. اونا به ترتیب عددهای صفر تا هشت رو برای خودشون برگزیدن. اعضای گروه علاوه بر اسامی مستعار از ماسک های غیرمعمول هم استفاده می کنن که این مسأله بر جذابیت اونا افزوده.

اعضای گروه به ترتیب از صفر تا هشت:

     
0)Sid Wilson / DJ 1)Joey Jordison / Drummer 2)Paul Grey / Bassist
     
۳(PercChris Fehn / ussionist 4)James Root / Guitarist 5)Craig Jones / Sampler & Programmer
     
6)Shawn Crahan / Percussionist 7)Mic Thompson / Guitarist ۸)Corey Taylor / Vocalist

در 1996 گروه آلبومی با نام Mate.Feed.Kill.Repeat رو به صورت غیر رسمی عرضه کرد که تمام کارهاش به عهده ی اعضای گروه بود. این آلبوم توجه کمپانی های زیادی رو جلب کرد. و سرانجام کمپانی Roadrunner موفق به امضای قرارداد با Slipknot شد. گروه اولین کار رسمیش رو در سال 1999 به بازار عرضه کرد. Slipknot  در جشنواره ی متال Ozzfest توجه زیادی رو به خودش جلب کرد. Slipknot گروهی با نه نفر و ماسک های هالووین و Alternative Metal همواره برای بسیاری از مردم جذاب بوده و به همین دلیل اونا تونستن درمدت کوتاهی این طور اعتبار کسب کنن.

 

چند خبر درباره ی Slipknot :

 در 14 مارس 2004 Corey Taylor وکال گروه ازدواج کرد.

در 23 مارس 2004 Steve Richards مدیر Slipknot و همچنین مؤسس Mudvayne بر اثر سرطان مغز درگذشت.

در 4 آوریل 2004 تصاویر Slipknot به صورت زنده در اینترنت پخش شد.

در 16 آگوست 2004 ساخت ویدئوی Vermillion و Vermillion Pt.2 به اتمام رسید.

در 17 آگوست 2004 Slipknot به همراه تمام گروههای دیگر متال حاضر در فستیوال New Millennium به بهترین ویدئوی متال رأی دادند.

در 25 آگوست 2004 Slipknot به عنوان یکی از نامزدهای دریافت جایزه ی Kerrangانتخاب شد

+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 15:40 توسط نویسنده سعید |


MARILYN MANSON

 

 او در ميان جنجالي ترين وبحث انگيزترين

 موزيسين هاي دهه نود جايگاه ويژه اي دارد او

احتمالآ آخرين اعجوبه ليست بلند بالايي است که

 

 به راک بازي هاي شوک آور معروف است او

با نام اصلي برايان وارنردرکانتون اوهايو متولد شددر18سالگي به

 فلوريدا نقل مکان کرد و در

آنجابه عنوان روز نامه نگار با زمينه ي گرايش به موسيقي مشغول

به کار شد بعد از مدتي با

گيتاريستي به نام اسکات ميچل دوست وتصميم به تشکيل گروه

گرفتند اندک زماني بعد نوازنده

کيبورد مادونا واين و نوازنده باس گجت گين به گروه ملحق

 شدند کارهاي اوليه گروه در حد

ضبط چند کاست ونواختن درکلوب ها وبرنامه ها بود

اساتفاده ازجلوه هاي بصري خاص آرايش

عجيب منسون و فضاي گوتيک آثارشان به سرعت گروه

را مطرح ساخت استفاده از درام هاي

قدرتمند باعث شدتاصدايي سخت تر و تيز تر

 به گوش شنوندگان برساند وتا سال 1992 به عامه

پسند ترين گروها در فلوريدا

 به شمار ميرفتند در1994با کمپاني ناتينگ ريکورد وارده مذاکره

ميشوند در همين زمان

 بود که نوازنده جديد باس با نام تويگي راميرز جايگزين عضو قبلي  گين

ميشود از همين جا شهرت گروه شروع ميشود اجراي گروه در

 سالک ليک سيتي و کارهاي

غيره منتظره منسون روي صحنه نمايش

 از او يک شيطان مجسم ساخته بوداو باانتشاره آلبوم

 children Ep likeبه يک موفقيت غيره منتظره

 بدل ميشود اندک زماني بعد برگويچ هم جاي

خود را به نوازنده اي به نام زيم زوم ميدهد آلبوم بعدي

گروه در1996با نام آنتي کريست سوپر

 استار منتشر وبين سه آلبوم مطرح سال قرار ميگيرداو

در مصاحبه جنجالي خود با مجله

رولينگ استون حقايقي را تحت

 عنوان عنوان جاده دورودراز خارج ازجهنم فاش ميکند که

گروهاي مذهبي را به اين يقين ميرساند که روحش را

 به شيطان فروخته است حيوانات مکانيکي

 عنوان آلبوم بعدي او درسال1998منتشر ميشودو به دنبال اين

 موفقيت منجر به برگزاري يک

تور حمايتي يکساله ميشود هاليوود درسال2000منتشرميشود

 وگروه دست به کنسرتي بزرگ در

 سال 2001ميزند در ماه مي 2003 هواداران او شاهد آلبوم

 دوران طلايي گروتسک ميشوند که

 يک هفته تمام درصدرجدول فروش قرار داشت درآوريل

 2004آلبومش با نام عجيبlows

lunch Box and choklitبيرون ميايد ودرپايان همين سال

مجموعه اي از بهترينهايش را تحت

 عنوان بگذار فراموش کنيم را منتشر ميکند?اوپايبند به

هيچ ديني نييست و دشمني خاص با

مسيحيت دارد تا جايي که انجيل را در يکي از آهنگهايش پاره ميکند

 او در رابطه با آرايش

 صورتش ميگه نميخوام کسه ديگه جز خودم از اون لذت ببره.

mm

********

 

 

آخرين مصاحبه با               MARLIN MANSON

 

مرلين در حال همکاري براي صدا گذاري بازي area51 است. او بجاي نقش اول

 

اين بازي صحبت مي کند . همين امر مطمئنا باعث خواهد شد اين بازي به يکي از

 

پر فروش ترين بازي ها تبديل شود . اين بازي يک بازي تخيلي فضاييست که

 

بسيار جالب نوشته و طراحي شده . گزارشگر درباره کار مرلين از او سوالاتي

 

پرسيده که مرلين با زيرکي گوشه اي از عقايد خودشو تو اين مصاحبه وارد کرده

 

سعي کنيد کنايه هاشو متوجه بشيد !  :

 

نام کاراکتر شما در area 51 ادگار است . آيا ممکن بود شما با يک شخصيت

 

وحشتناک تر کار کنيد ؟

من طرفدار ادگار آلن پو (نويسنده امريکايي قرن نوزدهم) هستم . بنابراين اين اسم

 

را دوست دارم . در واقع به نظر مي رسد که اين کاراکتر يک نقال باشد و دستي

 

است که قصد کمک دارد . اما او اين کار را به شکل بسيار زشتي انجام مي دهد .

 

او با بازيکنان بسيار مهربان است و درباره آنان طوري صحبت مي کند که گويي

 

درباره ميمون ها صحبت مي کند .

 

و حالا شما صداي او هستيد...

 

 

ارتباط برقرار کردن با اين شخصيت بسيار راحت بود . چون ما در واقع همان

 

احساسات انسان ها را به اين آدم فضايي ها نسبت داده ايم . آشکار است که بازي

 

کردن نقش يک آدم فضايي براي من بسيار مناسب است . او يک شخصيت ضد

 

قهرمان است که شما او را دوست داريد .

 

 

وحشت ايجاد شده توسط او بسيار مضحک است . درست مثل اينکه فيليس ديلر

 

يک خون آشام باشد !

 

آيا شما باور مي کنيد که داستان اين بازي يک واقعيت باشد ؟

 

 

براي من بسيار راحت است که باور کنم دولت ما همه چيز را پنهان مي کند .

 

آيا تا به حال شما را با يک آدم فضايي اشتباه گرفته اند؟

 

 

من مي توانم بهترين نظري که در اين باره کسي به من داده است به خاطر آورم .

 

غير از اينکه مرا با مايکل جکسون اشتباه گرفته اند يک بار وقتي داشتم از سالن

تئاتر خارج مي شدم يک نفر گفت : " اگر مصري هاي باستان و نازي ها يک فوق

 

ستاره ي راک در سياره اي ديگر بوجود مي آوردند و او را طوري تنظيم مي

 

کردند که در زماني خاص به زمين بيايد و دنيا را نابود کند او مرلين منسون

 

خواهد بود " . من فکر کردم نظر سرگرم کننده اي بود .

 

صبر کنيد – يک بار يک نفر شما را با مايکل جکسون اشتباه گرفته بود ؟!

 

 

بله من يک کلاه مشکي بلند بر سر داشتم و عجله داشتم که زودتر از سالن تئاتر

 

خارج شوم . و يک زن سياه گنده فرياد زد: "او مايکل جکسون است !"

 

اگر يک آدم فضايي را مي ديديد فکر مي کنيد او چه شکلي بود ؟

 

خوب ... من هيچ وقت فيلم اي – تي را نديده ام . اما خوشحال نمي شدم اگرآدم

 

فضايي شبيه او بود . من نظرم اينه که دخترهاي زميني نوع ساده اي از آدم

 

فضايي هستند .

 

آيا فکر مي کنيد جاي ديگري از جهان زندگي هوشمند وجود داشته باشد ؟

 

من هنوز متقاعد نشدم که بر روي زمين زندگي هوشمند وجود دارد . چيزهايي مثل

 

کتاب مقدس و مسيح و فرشته ها شايد رابطه اي با موجودات فضايي داشته باشند .

 

معراج و پرواز بوسيله بال ؟  فضايي ها در اين دخالت دارند .و شايد يک نمايش باشد

+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 14:0 توسط نویسنده سعید |




Evanescent like the scent of decay
I was fading from the race
When in despair, my darkest days
Ran amok and forged her face
From the fairest of handmaidens to
A slick perverted wraith

Nymphetamine

Heaving midst narcissus
On a maledict blanket of stars
She was all three wishes
Sex, sex, sex

A lover hung on her death row
I was hooked on her disease
Highly strung like Cupid's bow
Whose arrows hungered meat
And the blinding flare of passion
In the shade of narrow streets
Where their poison never rationed
All the tips they left in me

Two tracks
Bric-a-brac
Something passed between us
Like a bad crack
Upward-lit
I'd met another kind

Of rat
In fact
With every rome inside me
Licked and ransacked
She haunted at the corners of my mind

In black
Cataracts
Wouldn't whitewash away
Her filthy smoke stack
She burnt me like a furnace
For my future suicide

Lead to the river
Midsummer, I waved
A 'V'' of black swans
On with hope to the grave
All through Red September
With skies fire-paved
I begged you appear
Like a thorn for the holy ones

Cold was my soul
Untold was the pain
I faced when you left me
A rose in the rain
So I swore to the razor
That never, enchained
Would your dark nails of faith
Be pushed through my veins again

Bared on your tomb
I'm a prayer for your loneliness
And would you ever soon
Come above unto me?
For once upon a time
From the binds of your lowliness
I could always find
The right slot for your sacred key

Six feet deep is the incision
In my heart, that barless prison
Discolours all with tunnel vision
Sunsetter
Nymphetamine
Sick and weak from my condition
This lust, a vampyric addiction
To her alone in full submission
None better
Nymphetamine

Nymphetamine, nymphetamine
Nymphetamine girl
Nymphetamine, nymphetamine
My nymphetamine girl

Wracked with your charm
I am circled like prey
Back in the forest
Where whispers persuade
More sugar trails
More white lady laid
Than pillars of salt

Fold to my arms
Hold their mesmeric sway
And dance her to the moon
As we did in those golden days

Christening stars
I remember the way
We were needle and spoon
Mislaid in the burning hay

Bared on your tomb
I'm a prayer for your loneliness
And would you ever soon
Come above unto me?
For once upon a time
From the binds of your lowliness
I could always find
The right slot for your sacred key

Six feet deep is the incision
In my heart, that barless prison
Discolours all with tunnel vision
Sunsetter
Nymphetamine
Sick and weak from my condition
This lust, a vampyric addiction
To her alone in full submission
None better
Nymphetamine

Sunsetter
Nymphetamine (Nymphetamine)
None better
Nymphetamine

Two tracks
Bric-a-brac
Something passed between us
Like a bad crack
Upward-lit
I'd met another kind

Of rat
In fact
With every rome inside me
Licked and ransacked
She haunted at the corners of my mind

In black
Cataracts
Wouldn't whitewash away
Her filthy smoke stack
She burnt me like a furnace
For my future suicide

 

مانند بوی فاسد محو می شود

من از این مسابقه محو می شدم

سیاه ترین روزهای من زمان ناامیدی من بود

دویدن آموک و صورت ساختگی او

از زیباترین .خدمتکارها

یکی خیال را به راه درست منحرف کرد

حوری دریایی

از میان گل نرگس بالا می آید

بر یک بدگویی گلیمی از ستاره ها

او فقط سه آرزو می کند

sex.sex.sex

یک عاشق از قطار مرگ او آویزان شده است

من در مریضی او گیر افتادم

رسمانی بلند به ارتفاع دماغه ی کشتی

تیر چه کسی برای گوشت گرسنه بود؟

و روشنایی کوری از هیجان

در سایه ی خیابان های باریک

جایی که زهر آنها هرگز جیره بندی نشد

تمام چیزهای تیزی که در من باقی گذاشتتد

دو جاده

خرده ریز صنعتی

چیزی از میان ما می گذرد

مثل یک شکاف ناجور

نوری در بالا روشن بود

من انواع دیگری هم به اجبار دیدم

از رفیق نیمه راه

در حقیقت ریشه دارد

با هر رومی در کنار من

زبانه کشید و به خوبی جستجو کرد

او زیاد در گوشه ی مغز من پیاده روی می کند

در سیاهی

آبشارهایی بزرگ

روسفید بیرون نیامدم

توده ای از دود آلوده ی او

او منو مثل یک کوره سوزاند

برای خودکشی من در آینده

به سمت رودخانه راهنمایی می کنم

نیمه ی تابستان . من جنبشی موج گونه کردم

یک (وی) از قوهای سیاه

همراه با امیدواری هنگام به قبر رفتن

همه در میان ماه سپتامبر سرخگون

همراه آسمان هایی که آتش را سنگ فرش کردند

من خواهش می کردم ظاهر شوی

مثل یک خار برای انسان های مقدس

جان من سرد بود

درد ناگفته بود

وقتی تو من را ترک کردی من ظاهر شدم

گل سرخی در باران

سپس من برای تیغ سوگند خوردم

که هیچ وقت زنجیر نشده ام

شاید با ناخن های تاریک ایمان تو

که هل داده شده بود دوباره در میان رگ های من

بر آرامگاه تو آشکار و برهنه شدم

من برای تنهایی تو عبادت کننده هستم

و تو می خواهی تا به زودی

بالا به پیش من آیی؟

برای یک بار دیگر

از پیچ های حقارت تو

من همیشه می توانستم پیدا کنم

شکاف سمت راست برای آهنگ مقدس تو

6 پا عمق برش هست

در قلب من مانعی از زندانی بودن هست

بی رنگی ها همه با تونل رویا

غروب کننده ی خورشید

حوری دریایی

مریضی و ضعف از نشانه های حال من است

این شهوت . یک تمایل جادویی

در کمال فرمان برداری در تنهایی او

هیچ کدام بهتر نیست

حوری دریایی

حوری دریایی . حوری دریایی

دختری از جنس حوری دریایی

حوری دریایی . حوری دریایی

دختری از جنس حوری دریایی

 

از باد توسط تو رانده شد

من مثل یک شکار احاطه کرده ام

جایی که شایعه ها مجبور می شوند

دنباله ی شکری دیگری

بانوان سفید دیگری دراز کشیدند

از ستون های نمکی

دستهای من حلقه می شوند

آنها را با نفوذ هیپنوتیسم نگه می دارم

و رقص او در ماه

همچنان که ما در آن روزهای طلایی انجام دادیم

ستارگان را نام گذاری می کند

من راه را به یاد می آورم

ما سوزن و قاشق بودیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جایی فراموش شدنی در دامی سوزان

من برای تنهایی تو عبادت کننده هستم

و تو می خواهی تا به زودی

بالا به پیش من آیی؟

برای یک بار دیگر

از پیچ های حقارت تو

من همیشه می توانستم پیدا کنم

شکاف سمت راست برای آهنگ مقدس تو

6 پا عمق برش هست

در قلب من مانعی از زندانی بودن هست

بی رنگی ها همه با تونل رویا

غروب کننده ی خورشید

حوری دریایی

مریضی و ضعف از نشانه های حال من است

این شهوت . یک تمایل جادویی

در کمال فرمان برداری در تنهایی او

هیچ کدام بهتر نیست

حوری دریایی

حوری دریایی(حوری دریایی)

هیچ کدام بهتر نیست

حوری دریایی

دو جاده

خرده ریز صنعتی

چیزی از میان ما می گذرد

مثل یک شکاف ناجور

نوری در بالا روشن بود

من انواع دیگری هم به اجبار دیدم

از رفیق نیمه راه

در حقیقت ریشه دارد

با هر رومی در کنار من

زبانه کشید و به خوبی جستجو کرد

او زیاد در گوشه ی مغز من پیاده روی می کند

در سیاهی

آبشارهایی بزرگ

روسفید بیرون نیامدم

توده ای از دود آلوده ی او

او منو مثل یک کوره سوزاند

برای خودکشی من در آینده

 

Fifteen Minutes

[Lyrics: O.A.Myrholt]
[Music: T.E.Tunheim]

I am Mephisto in a sanctified guise attired in robes of silk and fur
I was the will o' the wisp of devilish fashion, the glamorous aura of adventure

All the kisses you have ever missed
Wheresoever you may desire to be kissed
We'll kiss and cuddle, we'll fuck and cling
I'll be your decadent plaything

And I only want to be the only one they want...
Oh, their sweetmeat revelation

I'm flying on the wings of my desire
I'm floating on the sea of your lust
Strung out from the burning need to get higher
Beating hearts in an unison of angel dust

I am the hunger of your chaste vulva, beware, your wishes may backfire
I am the traitorous wretch, I inflame satisfaction, celebrity and desire

All the kisses you have ever missed
Wheresoever you may desire to be kissed
We'll kiss and cuddle, we'll fuck and cling
I'll be your decadent plaything

And I only want to be the only one they want...
Oh, their sweetmeat revelation

I'm flying on the wings of my desire
I'm floating on the sea of your lust
Strung out from the burning need to get higher
Beating hearts in an unison of angel dust

15 minutes was all I needed to break free
15 fucking minutes of you and me
15 minutes to leave hell behind
15 fucking minutes to ease my mind

Love is such a great coincidence, lust paces on like a fucking machine
Tearing me in a million directions, thrilling me softly in between

من اهریمنی به ظاهر مقدس هستم که آراسته به جامه ای ابریشمی و چرک هست

من یک دسته بید شیطان صفت مد بودم. سرگذشت فریبنده ی اهورا

تمام بوسه هایی که تو هرکز نفهمیده ای . جایی که تو آرزو داشتی در آن بوسیده شی

ما می خواهیم ببوسیم و در آغوش بگیریم .ما می خواهیم داغان کنیم و بچسبانیم

من می خواهم بازیچه ی پس رونده ی تو باشم

و من فقط می خواهم یکتا چیزی باشم که آنها می خواهند.......

و شیرینی افشای آنهاOh

من بر بال های آرزویم پرواز می کنم

من بر دریای شهوتت شناورم

آتشین در می آیم از سوختن درنیازی که شدت می گیرد

تپش قلب ها در یک هم آهنگ فرشته ی شهوت

15 دقیقه تمام چیزی بود که نیاز داشتم تا آزاد تفریح کنم

15 دقیقه ی داغون شده ی تو و من

15 دقیقه که جهنم را پشت سر بگذارم و ترک کنم

15 دقیقه ی داغون شده برای آسایش ذهن من

عشق همچون یک توافق خوب است . شهوت مثل قدم برداشتن یک ماشین داغون شده هست

سختی من در مقابل بسیاری از دستور ها . در این میان آهسته نفوذ می کنم

 

 

 

 

Band=Morbid Angel

Genre=death metal

ََAlbum=Gateways to annihilation

year=2000

song=To the victor spoils

 

[Lyrics - Tucker, Music - Azagthoth/Tucker]

Decide, between the ways of the weak,
the sheep, to live a lie
or to come to life, in victory we stand,
above the meek
to raise the chalice and toast the conquering
to feast upon the spoils that we claim

We are wakening
We are the one you seek
We are the merciless
We are the all is truth

We await, the coming of days
The awakening of the eyes that sleep
The dawn of light for those of us who see
to stand above the shattered flock and their lies
for now it is our time

We are the conquering
We are the one you seek
We are the merciless
We are the all that is truth

Victors...now hear me
Victors...come now know your name
Brothers...as it must be
In victory we stand

Our wake, our secret is broken
Our legions now are one
The time of the silence now ended
In victory we stand
we are the conquering
The clearing out, the storm

تصمیم بگیر . بین مسیرهای سست

گوسفند . زندگی کردن یک دروغ6

یا به زندگی آمدن . ما در پیروزی می مانیم

حد بالای فروتنی

بالا بردن پیاله و نان سوخاری برای پیروزی که به دست آوردیم

ما در جشن بر سر غنایم جنگی نزاع می کنیم

ما بیدار شدیم

ما کسانی هستیم که تو به دنبالشی

ما بی رحم هستیم

ما تمام حقیقت هستیم

ما صبر می کنیم . روزها می آیند

بیداری چشمانی که خواب هستند

نور پایین برای آنهایی از ما که می بینند

که در بالای پنبه های خرد شده ایستاده اند و دروغ هایشان

برای الان این زمان ماست

ما پیروز شده ایم

ما کسانی هستیم که تو به دنبالشی

ما بی رحم هستیم

ما تمام واقعیت هستیم

برنده ها . حالا به من گوش کنید

برنده ها بیایید و الان خودتان را بشناسید

برادرها . این پیروزی همچنان باید پایدار باشد

ما پیروز می مانیم

بیداری ما راز ما از بین رفته است

سپاهیان ما الان یکتا است

حالا زمان سکوت به پایان سیده است

ما پیروز و سر بلند می مانیم

ما پیروزمندان هستیم

بیرون آوردن از طوفان

 

BIO AND DISCOGRAPHI

 

Isvind bio and discographi

Genre: Black Metal

Herkunft: Norwegen

Homepage: Home of Isvind

LineUp: Arak Draconiiz - guitar, bass, vocals
Goblin - drums, vocals, synthesizer

Discographie:

Title: Dark Waters Stir

Erschienen:
1996
Format: Audio CD
Label: Solistitium Records

Tracklist:
1. Intro
2. Ulv! Ulv!
3. En Gjennområtnet Hytte
4. Stille Sjel
5. Lysningen i Skogen
6. Dark Waters Stir
7. As Rane Comes Down
8. Bankeånd / Poltergeist

 

Dicide BIO and DISCOGRAPHI

Genre: Death Metal

Herkunft: USA

Lineup: Steve Asheim - Drums
Glen Benton - Bass, Vocals
Brian Hoffman - Guitar
Eric Hoffman - Guitar

Discographie:

Title: Scars of the Crucifix

Erschienen:
2004
Format: Audio CD
Label: Earache Records

Tracklist:
1. Scars of the Crucifix 02:54
2. Mad at God 03:00
3. Conquered by Sodom 03:01
4. When Heaven Burns 03:34
5. Fuck Your God 04:14
6. Darkness Come 02:14
7. Enchanted Nightmare 03:00
8. Go Now Your Lord Is Dead 01:56
9. The Pentecostal 02:48
Spielzeit: 26:41

Title: The Best of Deicide

Erschienen:
2003
Format: Audio CD
Label: Roadrunner


Tracklist:
1. Dead By Dawn
2. Carnage In The Temple of The Damned
3. Lunatic of God`s Creation
4. Sacrificial Suicide
5. Crucifixation
6. Satan Spawn, The Caco-Daemon
7. Trifixion
8. In Hell I Burn
9. Dead But Dreaming
10. Once Upon The Cross
11. They Are The Children of The Underworld
12. When Satan Rules His World
13. Trick Or Betrayed
14. Behind The Light Thou Shall Rise
15. Serpents of The Light
16. Bastard of Christ
17. Blame It On God
18. This Is Hell We`re In
19. Bible Basher
20. Standing In The Flames

Title: Amon: feasting the beast

Erschienen: 1993
Format: Audio CD
Label: Roadrunner (Universal Vertrieb)

Tracklist:
1. Lunatic Of God's Creation
2. Sacrificial Suicide
3. Crucifixation
4. Carnage In The Temple Of The Damned
5. Dead By Dawn
6. Blaspherereion
7. Feasting The Beast (Intro)
8. Sacrificial Suicide
9. Day Of Darkness
10. Oblivious To Nothing

Title: deicide

Erschienen: 1990
Format: Audio CD
Label: Roadrunner (Intercord/EMI Vertrieb)

Tracklist:
1. Lunatic of God's Creation
2. Sacrificial Suicide
3. Oblivious to Evil
4. Dead by Dawn
5. Blaspherereion
6. Deicide
7. Carnage in the Temple of the Damned
8. Mephistopheles
9. Day of Darkness
10. Crucifixation

Title: insineratehymn

Erschienen: 2000
Format: Audio CD
Label: Roadrunner (Universal Vertrieb)

Tracklist:
1. Bible Basher
2. Forever hate you
3. Standing in the Flames
4. Remnant of a Hopless Path
5. The Gift that Keeps on giving
6. Halls of Warship
7. Suffer again
8. Worst Enemy
9. Apocalyptic Fear
10. Refusal of Penance

Title: legion

Erschienen: 1992
Format: Audio CD
Label: Roadrunner (Universal Vertrieb)

Tracklist:
1. Satan Spawn,The Caco-Daemon
2. Dead But Dreaming
3. Repent To Die
4. Trifixion
5. Behead The Prophet (No Lord Shall Live)
6. Holy Deception
7. In Hell I Burn
8. Revocate The Agitator

Title: once upon a cross

Erschienen: 1995
Format: Audio CD
Label: Roadrunner (Universal Vertrieb)

Tracklist:
1. Once Upon The Cross
2. Christ Denied
3. When Satan Rules His World
4. Kill The Christian
5. Trick Or Betrayed
6. They Are The Children Of The Underworld
7. Behind The Light Thou Shall Rise
8. To Be Dead
9. Confessional Rape

Title: