تبليغاتX
انسان های با روح شیطانی

انسان های با روح شیطانی

مردانی در تاریکی آتش

موسيقی راک، موسيقی ای علمی است که در بعضی سبکها پشتوانه غنی فلسفی دارد.


rock &roll :
راک اند رول که يکی از سبکهای تاثير گذار و متداول در موسيقی راک است، روندی غير قابل پيش بينی را طی کرده است. در ابتدا زمانی که راک باز ها موسيقی "کانتری" و "بلوز" را با هم تلفيق کردند، راک دارای مشخصه های بارزی مثل آنارشيسم بود ولی بعدها با گذشت زمان، اين مشخصه ناديده گرفته شد و اين نوع موسيقی به سمت کسب مهارت و ايجاد تحول رفت. از موسيقی پر انرژی Chuck Berry گرفته تا هارمونيهای زيبای بيتل ها و موسيقی روح نواز Otis Redding همه و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما rock &roll جذابيت موسيقيايی خود را فقط برای چند سال حفظ کرد. گوناگونی بسياری که در سبکهای مختلف راک پديد آمد، به قول بعضی از متخصصين هسته اصلی راک از هم پاشيد.

Pop rock :
پاپ-راک يکی از عمده ترين شاخه های موسيقی محسوب می شود که به طور کلی به هر نوع موسيقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock می گويند. از ويژگيهای اين سبک ملوديک و گيرا بودن موسيقی آن است و تکيه آن بر موسيقی لاينقطاع است که با چيره دستی نواخته می شود. از گروههای مشهور فعال در اين سبک که تعداد آنها کم هم نيست می توان به Everly Brothers، Madonna و Rowded House اشاره کرد.

Soft Rock :
اگرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پايه گذاری شد اما زمزمه های آن از اواخر دههء شصت آغاز شده بود. Soft Rock موسيقی ملايمی است که بيشتر تکيه بر خواننده و ترانه سرا دارد تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسيقی يکی از ويژگيهای اين سبک است. Soft Rock تا حدی متمايل به پاپ-راک است اما با فضايی ملايمتر و نرمتر. گروههايی مثل "کارپنترز" و "شيکاگو" تکيه بر موسيقی ساده و ملوديک داشتند و در طول حيات خود با تهيه کنندگان مختلفی کار کردند. در طول دههء هفتاد، Soft Rock بازار موسيقی را تحت تاثير خود قرار داد و به طور جدی موسيقی تلفيقی هم اثر خود را دچار دگرگونی کرد.

Grunge :
سبکی که اوج درخشش آن در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبديل به محبوب ترين سبك هارد راك اين دهه شد و اين درخشش نتيجه خلاقيت kurt cobain و بقيه اعضاي Nirvana بود. سبكي كه از دل the Stooges و Black Sabbath برخاست و حاصل تركيب موسيقي punk و heavy metal بود و البته گرايشش بيشتر به سمت پانك بود تا Heavy metal؛ بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسيقيايي آن. اما در نحوه نواختن ريف ها به heavy metal شباهت بيشتري داشت. اين سبك داراي دو نسل و دوره ي مشخص است: نسل اول شامل گروه هاي Green River، Mudhoney وSoundgarden مي شود كه اين موج هنوز هم ادامه دارد و ريف هاي آن سنگين تر و خشن تر از ريف هاي دوره ي دوم است. مشهور ترين گروه از موج دوم Nirvana است كه موسيقي آن ملوديك تر از ساير گروه هاي Grunge است و مهمترين ويژگي آن stop-start زياد آن است. متاسفانه در كشور ما Nirvana را فقط متعلق به سبك Alternative metal مي دانند و به تبع آن هر گروهي را كه در موسيقيش stop-start به كار مي برد به اين سبك مربوط مي دانند؛ البته سبك هاي موسيقي هارد راك و متال آنقدر متنوع است كه به سختی ميتوان مرزي مشخص بين آنها كشيد.

Alternative Rock:
آلترنيتيو راک یکی از شاخه های راک است که تمام گروهای پست_پانک (post_punk) را از اواسط دهه هشتاد تا اواسط دهه 90 تحت تاثیر خود قرار داده است. alternative rock شامل سبکهای گوناگونی میشود .از ملودیهای زیبای jangle_pop گرفته تا ملودیهای آزار دهنده و یک نواخت industrial metal. باحتساب موفقيت بی سابقه "نيروانا" در سال 1991 می توان به نوعی گروهای آلترنيتيو را به دو دوره مجزا تقسيم بندی کرد:

در طی دهه 80 اکثریت گروهای alternative تحت نظارت شرکتهای توزیع و پخش مستقل فعالیت داشتند. گروهایی که تحت نظارت شرکتهای بزرگ فعالیت میکردند، توانستند شرایط ایده آل را به دست آورند. به هر صورت آنچه در مورد گروههای alternative دهه 80 میتوان گفت، آن است که به علت شرایط موجود آن دوران از مسیر اصلی خود منحرف شدند.

در ميان سبکهايی که جزو اين گروه دسته بندی شده اند، می توان از pop
alternative dance،jangle pop ،post_hardcore punk ،funk_metal ،punk_pop و experimental rock نام برد که تمام این ژانرها بعد از انقلابی که نیروانا در این زمینه بوجود اورد پایه گذاری شدند.ولی مشخصا زمانی راه برای آنها هموار شد که خیلی از گروههای تازه کارِ alternative با شرکتهای بزرگ قرارداد بستند. در نتیجه alternative rock در دهه نود دارای نظم بیشتر و هارمونیک تر از همتای خود شد.مخصوصا از دوره ای که ثابت شد سازهای سنگين تر دارای جذابيت تجاری بيشتری هستند، بيشتر گروههای دههء نودی با شرکتهای بزرگ فعاليت نکردند و ترجيح دادند با شرکتهای مستقل که محدوديت کمتر و آزادی بيشتر داشتند، همکاری کنند.

Hard Rock:
از نظرِ اکثريت دست اندر کاران موسيقی، دو سبک هارد راک و هوی متال مشابه هستند. چرا که شباهتهای بسيار زيادی بهم دارند. در هر دو مورد صدای خشن گيتار کاملا قابل تشخيص است و بطورِ معمول نقش اساسی را در گروه، خواننده اجرا مي کند که معمولا وظيفه نواختن سازی را هم به عهده دارد. اگر چه تفاوتهای اساسی نيز ديده ميشود از جمله لزوم وجود ريتم در پس زمينه موسيقی هارد راک. در صورتی که اين ويژگی در موسيقی هوی متال ديده نمی شود بلکه اين نوع موسيقی بر صدای خشن و وحشی گيتار و ريتمهای کوبه ای تکيه دارد.

هارد راک در اواخر دههء ۶۰ رشد خود را آغاز کرد و بعنوان يک موسيقی روان گردان باب شد و تحولی در زمينه موسيقی راک ايجاد کرد. در هارد راک کمتر از blues از بداهه نوازی استفاده شده و در عين حال به خشونت سبک هوی متال نيست. اگرچه همان سولوهای طولانی و همان صداهای خشن در هارد راک نيز يافت ميشود. در اين سبک اين ريتمها و ريفها هستند که بيشترين اهميت را دارا هستند و بايد به بلندترين شکل ممکن نواخته شوند.

Punk Rock

3 تعريف هست که تو فلسفهء راک به طور کلی، و خصوصا تو پانك اصله (كه به هم كاملا مرتبطن):

Iconoclasm : تمايل به نابودي آنچه مقدس شمرده مي شه، و يا رايج يا سنتي است
Nihilism : نفي كردن و بي پايه و اساس دونستن تمام ارزش ها- بدون ارائهء راه حلي - و اعتقاد به اينكه هيچ چيز به طور مطلق قابل فهم نيست
Anarchism : تمايل به بي نظمي و ابهام؛ ضد ارزشهاي نرمال در جامعه بودن، و كلا ضد هر چيزي كه از رشد و پيشرفت جلوگيري كند؛ و مخالفت با قدرت متمركز سياسي
[البته اينها تعريف هاي خيلي خلاصه و كلی هستند]
حالا خود punk... اعضاي پانك عقايد آزاديخاهانه شون رو از طريق هنرهاي مختلف ابراز مي كنن، كه مهمترين اونها موزيك ه. همچنين نقاشي، شعر، و داستان كوتاه. پانك ها از اين طريق از خلاقيتشون براي به نمايش گذاشتن نارضايتيشون از ظلمها و استبداد حاكم بر جامعه، استفاده مي كنن.
موسيقي پانك داراي Lyric هاي خشمگين و تند و سريع، در مورد مدرسه/AcademY، ناخشنودي از شرايط اجتماعي، ارتباطها/relationships، و مسائل خانوادگي ست. يكي ديگه از مشخصات اين سبك اينه كه بعضي از آهنگهاش به كوتاهي 2 دقيقه است. ولي حتي تو اين زمان كم، آهنگهاش مي تونن حس خواننده رو منتقل كنن- كه اين آهنگها معمولا خشم و عصبانيت رو نشون مي دن. هدف اين موزيك شوك آوردن، اهانت كردن، و حمله كردن به ديدگاههاي عام است!
طرز لباس پوشيدن punk ها هم بيانگر ديدگاه اين سبك ه. پانك ها خودشون رو به شكلي در مي آرن كه خارج از عرف باشه؛ به اين ترتيب حسي كه نسبت به جامعه دارن، و همچنين ظلم ها و فقر در جامعه رو منعكس مي كنن. اونها از وسايل/object هاي معمولي اي مثل دكمه، تيغ، سوزن، و تكه هاي پارچه استفاده مي كنن، و به عنوان سمبل حس هايي كه مي خواد بيان كنن، از اونها استفاده مي كنن. پانک بودن كمك مي كنه كه هر كس بتونه فرديت/شخصيت خاص خودش رو پيدا كنه، بدون اينكه از طرد شدن يا مورد قبول واقع نشدن بترسه.
براي مثال، روي كلاه sweatshirt پانكي، تكه اي پارچه دوخته شده كه كلمهء Unity روش نوشته شده است... اين معاني مختلفي مي تونه داشته باشه، و در راس- خواستن وحدت در جامعه. و ژاكت جين پاره پوره اي كه روي اون كلمه هاي مختلفي نوشته شده كه نشون دهندهء سختيها، دردها، و ظلمهاييه كه جامعه ايجاد مي كند، مي باشد. پارگي لباس پانكها منعكس كنندهء فقر در جامعه و همچنين خشم است!
در بين دختر و پسرهاي punk شلوار جين هايي كه رنگ و روشون رفته هم زياد ديده مي شه. بعضي از دخترها در پانك دامن هاي كوتاه يا شلوار چرم هم مي پوشن؛ همچنين گاهي آرايش غليظ، ولي خلاف عرف. موهاشون رو به رنگ هاي عجيب غريب مي كنن، و به صورت نا مرتب يا spiked يا به حالات غير معمول در مي آرن- درست خلاف اون چيزي كه تو جامعه مورد قبوله!
يه نكتهء جالب؛ چند روز پيش يه جايي خونده بودم كه كلا پول خيلي زيادي براي ‌fashion هاي hip-hop در آمريكا خرج مي شه: اولا- دقت كنين، سبكي مثه hip-hop يه fashion لعنتي خاص داره كه مي خواد مردم ازش تقليد كنن! در حالي كه سبكي مثه Punk راه رو واسهء نشون دادن فرديت/individuallity خاص هر كس باز مي كنه!
دوما- مردم اين همه پول خرج مي كنن كه تو مد hip-hop باشن، در حالي كه سبكي مثل punk يكي از دلايل طرز لباس پوشيدنشون، منعكس كردن فقر تو جامعه است.
فقط تفاوت رو ببينين!

band هايي مثل The Velvet Underground و The Silver Apples با تركيب كردن هنر، ايده آل هاي ضدارزش، و تقابل فرهنگي، با موزيك rock n roll، تاثير شگفتي در بوجود اومدن Punk Rock در دهه ي 70 داشتند.
در اواخر دهه 60 و دهه 70، رويدادهاي اجتماعي، مانند جنگ ويتنام، تورم، و بيكاري، در موسيقي اون دوران خودش رو منعكس مي كرد. در حالي كه موسيقي جدي تر مي شد، اما ارتطباتش با مسايل روزمره زندگي كم مي شد و بيشتر حالت escapism (فرار از واقعيات) مي گرفت. در همين زمان بود كه گروههاي پانك در انگليس با تاثير گرفتن از اين جو، و همچنين با كمك از موسيقي بعضي از bandهاي آمريكايي، رو به گسترش رفتند. از اولين و مشهورترين اين گروهها، The Sex Pistols بود.
lyric هاي پانك بيشتر به محكوم كردن طبقه ي اشراف انگليس و بي صداقتيشون، و همينطور به اعتراض هاي نااميدانه و خشونت بار بر مسايل و مشكلات اجتماعي، مي پرداخت.

در سال 1976، manager گروه The Sex Pistols، مصاحبه اي با BBC ترتيب داد، كه در آن اعضاي Sex Pistols عقايد رو راست و رك، و در خيلي از مواقع- تهين آميزشون رو به عموم ابراز كردند. در پي اين مصاحبه وزير آموزش و پرورش انگليس و هيات مديره ي هنر لندن، مخالفتشون رو با پانك ها نشون دادند و به مردم ”قول دادند“ از پانك ها جلوگيري كنند!!
و بعد از همين مصاحبه بود كه پانك ها با مخالفت بيشتر عموم مواجه شدند. اما اين مخالفت نتيجه ي عكس داشت و تعداد بيشتري رو نيز به سوي خود جلب كرد.
پانك باعث مي شد مردم نگاهي به برخي حقايق بياندازند، و عموم مردم از چيزي كه مي ديدن خوششون نمي اومد. (مثل اون جمله ي سينوهه كه مي گه: ”ممكن است لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم تغيير كنه، اما حماقت آنها عوض نخواهد شد؛ و در تمام اعصار مي توان به وسيله ي گفته ها و نوشته هاي دروغ مردم را فريفت. زيرا همانطور كه مگس عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ريا و وعده هاي پوچ را كه هرگز عملي نخواهد شد دوست مي دارند.“).... در كل پيام اصلي پانك اين بود كه هر كس، خودش باشه- يك individual (فرد) خاص براي خود باشه. John Lydon گفته بود ”تنها چيزي كه مي خوام به مردم بدم، فرديت خاص خودشونه....

Heavy Metal:

بعد از اينکه هارد راک تو بريتانيا شکل گرفت در اواسط دهه ۷۰ به آمريکا رسوخ کرد و گروههائی اين سبک رو با حال و هوای خاص و با سليقه آمريکائی اجرا کردن . استفاده از کورد های سنگين تر و شعرهای رويائی و يا ترسناک از خصوصيات اين سبک ه که در اعتراض به وضعيت حاکم بر جامعه است. هوی متال هم برگرفته شده از blues/rock می باشد با صداهايی خشن تر و ممتد تر ولی همان اثرِ روانگردانی موسيقی اواخردهه ۶۰ را داراست. متال اثرِ blues را از بين برد و در عوض همان ريفهای قوی گيتار را باقی گذشت.

در اواخر دهه هفتاد هوی متال بعنوان يکی ازسبکهای موفق تجاری ظاهر شد که در واقع يکی از شاخه خه های rock & roll يا به بيانی بهتر فرمی تغيير يافته از آن است. در سه دهه بعدی ، موسيقی متال بعنوان عضوی جدا نشدنی از موسيقی روز و معمول مطرح شد و همواره در جدول پرفروشترين ها حضوری فعالانه داشت. بيشترِ مخاطبان اين سبک را نوجوانها بخصوص نوجوانان سفيد پوست تشکيل می دهند. منتقدين نيز نظرِ مثبتی راجع به اين سبک دارند و آنرا برخلاف باورِ عوام، متال را موسيقی ای بر پايه خشونت و صداهای ناهنجار نمي دانند. بلکه بر اين باورند که گيتاريستهايی اين سبک دارای تکنيک، سرعت و مهارت خوبی هستند. در تمام زيرشاخه های اين سبک نيز ديده می شود که گيتار به عنوان سازِ اصلی ايفای نقش می کند و اصولا گيتار محور اصلی موسيقی هوی متال را تشکيل می دهد و ريف همراه با سولو نقش اساسی را بازی مي کنند. به طورِ خلاصه مي توان گفت که هوی متال همان راک اند رول است بدون ته مايه بلوز و فراز و نشيبهای خاص ريتمها. اين خاص بودن را در تمام شاخه های موسيقی متال، از پاپ متال گرفته تا ترش متال، می توان مشاهده کرد. در آخر متذکر می شوم که در موسيقی متال تمام سازها، نه فقط گيتار، با خشونت هر چه بيشتر نواخته می شوند. گروههای معروف هوی متال دهه 70: Aerosmith - Kiss - AC/DC - Motorhead - Def Leppard - Iron Maiden

Thrash Metal:
ترش متال اين سبك از موسيقي متال كه مملو از ريتمهاي مختلف به همراه صداي مخرب Distortion گيتار الكتريكي كه با صداي غيرطبيعي خواننده تركيب شده است، قفط براي تاثيرگذاري هر چه بيشتر مضامين اشعار خاصي استفاده مي شود كه تنها هدف آن در تلاش براي نمايش ترس از دنياي مدرن و پوچ امروزي، مرگ بدليل معضلات بي ارزشي چون: اعتياد، جنگ، اضطراب در مواجه شدن با فرهنگهاي نا آشنا و مخرب، تنفر از وضعيت نامناسب موجود، پرخاش به دولتمردان و سردمداران حاكم كه با واقعيتهاي زندگي انساني و معتقدانه بيگانه اند، سير مي كند.این Style رو اصلی ترین سبک مشتق از Heavy Metal میدونن. گیتاری پرخاشگر ، سرعتی ، تکنیکی ، جوی سنگین که عموما گیتار اون چیزی نا موزون و فراتر از ملودی آهنگ مینوازه. چیزی که شاید در اوابل کار با Speed Metal یکسان به حساب میومد. اما گروههای مثل Metallica و Megadeth که جزو بهترین های این سبک بودند چیزی فراتر از این رو به نمایش گذاشتند.

Power Metal:

چیزی که به عقیده کارشناسان سعیش برای نشون دادن همه چیز ما بین NWOBHM تا Harcore Thrash ی که Pantera رو میشه ازش نام برد داره. در اون خشونت ذاتی Rock و Melody های زیبای Black و خشونت Vocal در Death به چشم میخوره. گروه هایی مثل Iced Earth ، Blind Guardian ، Pantera رو نمونه های خوبی برای Power میدونن.

Doom Metal:

سبکی که سهم تکنیک رو در اون بسیار بالا میدونن. سبکی بسیارارام ، وحشت آور و با یک حس سنگین همراه میدونن. گیتاری تیره و سنگین رو برای القا این حس در این سبک استفاده کردند. گروههای خوب این سبک رو میشه Paradise Lost ، My Dying Bride و Anathema نام برد. گروههایی که به دلیل وجود این سبک حزن ، تیرگی ، استفاده از یک فضای سنگین و مهمتر از همه یک Technic خاص این سبک در کارهاشون دیده میشه.

Speed Metal:

سبکی که شاید در اوایل دهه 80 جزو پرطرفدار ترین مشتقات Heavy به حساب میدومد. سبکی که طبق نامش سرعت اصلی ترین خصیصه اون به حساب میاد. سوزش و خشونت خاص خودش و حمله های سریع و دقیق به گیتار داره. چیزی که به سرعت با Thrash قرین شد و گروههای بزرگی مثل Metallica ، Slayer ، Megadeth و Anthrax ازش سود بردند.

Industrial Metal:

سبکی مانند اسمش. سبکی که اون رو نوعی تلفیق از موسیقی Electronic و متال میدونن. کارهای عموما ریتمیک تر ، گاها با شکل Dance ، دارای گیتارهای با Distortion بالا و استفاده از صدای بلند . چه برای گیتار و چه برای Vocal . این سبک موسیقی به دلیل استفاده از ریفهای گیتار ، و استفاده از Distortion بالا توانسته در بین سبکهای متال جای بگیره. گروههای مثل Rammestein و Fear Factory رو میشه نمونه های این سبک دونست.

Progressive Metal:

سبکی که خشونت ، صدای بالا و حس کلاسیک و بزرگ ProgRock رو در هم آمیخت. نمونه بارزش Dream Theater رو میشه نام برد. گیتار تکنیکی و سبک متفاوت آهنگ های این سبک نشان دهنده خاص بودن آن هم هست. چیزی که شاید در دید اول چندان متال به نظر نیاد.

Rap Metal:

سبکی که از اسمش بر میاد که چه موسیقی ارایه میده. پیوند ما بین ریفهای خشن و سریع متال رو با گیتار متمایز سبک Rap پیوند زد. تا جایی که جزو پر طرفدار ترین های Alternative شد. شروع این سبک رو توسط Anthrax میدونن. با آن کار Comic خودشون با نام "I'm the Man," که در اون ریفهای سریع گیتار متال رو با Rap یکی کرد. این دسته از گروههای Alternative سبکهای دیگری از جمله Funk و Hip Hop رو هم به متال اضافه کردند. اما هیچ کدام مثل Rap Metal مورد توجه قرار نگرفتند. اما میان این گروهها هم Limpbizkit مورد توجه ترین در Rap Metal شد. این سبک جوی بسیار Heavy داره.

Goth Metal:

سبکی که جو سرد و غم انگیز Goth Rock رو صدای بلند و خشن Heavy Metal پیوند میزنه. چیزی که حس Melodramic تاترو مسایل دینی و مذهبی و همینطور ترس اون رو میتونست به خوبی نشون بده. جوی که گروهایی مثل Judas Priest در اوایل کار از اون زیاد استفاده میکردند. شبیه سازی روح ، صداهای شدید آسمانی و از این قبیل که بعدها توسط همین گروه ها تحت عنوان Gothic نام برده شد. Gothic جوی سرد ، ترسناک و غم انگیزی داره. سبکی در اون سعی میشه صدای خواننده تاریک و تاریک تر به نظر بیاد. سبکی نزدیک به Doom .

PopMetal:

سبکی که باز هم نامش نشان دهنده کارهاش هست. سبکی مهمترین خصیصه های Rock از جمله ریفهای گیتار رو با جو عمومی و شاداب تر POP پیوند زده. استتفاده از جنبه های متمایز و بارز پاپ مانند هم خوانی کردن از مهمترین خصیصه های این سبک است.

Alternative Metal:

به عده خیلی ها Alternative رو شاید بشه مستقل تر از باقی Style های در نظر گرفت. چیزی که خودش از دل Heavy Metal که در حقیقت هسته مرکزی موسیقی متال هستش بیرون آمده. چیزی که اون گیتار Heavy رو داره. اما کمی با خواست عمومی منطبق تره. با توجه به نوع موسیقی که ارایه میده از سبکهای دیگر متال بیشتر در دید عموم مطبوع واقع میشه. سبکی که در بدو ورودش در بر دارنده Garage Punk ، Funk ، Rap ، Industrial و چندی دیگر بود. گروههایی مثل Korn و Tool رو میشه بهترین ها و سردمداران AltMetal دونست. اون رو به درست یا غلط گاها NU METAL و یا AGGRO METAL هم نام میبرند. گروههای مثل KORN ، Limp Bizkit و یا Marylin Manson رو بهترین های این موج نوی متال میدونن.

Scandinavian Metal:

سبکی که اونرو در ابتدا مختص کشورهای حوضه Scandinavi مثل نروژ و سوئد میدونستند. چیزی مرکب از Black متال در نروژ و Death متال در سوئد. موسیقی با نویز بسیار بالا، شلوغ ، بینظم و جیغ وار که با جوی Melodic که با Keyboard ایجاد میکنند غمگین جلوه میکنه. جو سرد این موسیقی رو بارها و بارها به زمستانهای سرد این منطقه نسبت دادند. این سرما به خصوص در Black به چشم میاد. موسیقی که بعد از سالهای ابتدایی اون با تکنیک خاصی در اجرای گیتارها همراه شد. از این گروه ها میشه Opeth ، Therion و Burzum رو نام برد.

Symphonic Black Metal:

موسیقی که برای اولین بار از Black متالهای نروژ منتشر شد. جوی سرد ، حزن انگیز ، خشن و با جوی Melodic با Keyboard . گاها در کارهای بزرگ این سبک از گروههای یزرگ ارکستر برای او جو ارکستریک و یا به عبارتی Melodic استفاده کردند که Dimmu نمونه بارز اونهاست. گروههای Black از ابتدا سعی بر برداشتن محدودیت های گیتار آرام و تلفیق آن با Goth متال داشتند. خصیصه وهم آور بودن و صدای سرد Goth با این کار به Black پیوست. این موسیقی با گروهایی مثل Gathering از صدای لطیف و احساسی خوانندگان زن هم بهره جست. Dimmu Borgir نمونه بی نقص این سبک به شمار میاد.

Death Metal:

سبکی که از دل Thrash بیرون آمده. موسیقی که سعی بر نشان دادن جنبه های مرگ ، درد و رنج کشیدن داره. موسیقی که اشعار حزن انگیز اون با صدای بلند و خشن ادا میشه. موسیقی که سرشار از ملودی های زیبا و قوی است. این موسیقی شاید در دید عموم دارای هوادارن زیادی نباشه. اما جزو قوی ترین سبکهای موسیقی متال به حساب میاد. این سبک خود رو بی شک مدیون گروه Death و از اون مهمتر CHUCK بزرگ میدونه..

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 0:51 توسط نویسنده سعید |


ALTERNATIV METAL

PROGRESSIVE METAL

 PUNK METAL

SCANDINAVIAN METAL

DOOM METAL

SLADGE METAL

DEATH METAL

NU METAL

SPEED METAL

INDUSTRIAL METAL

STONER METAL

GOTH METAL

POWER METAL

RAP METAL

POP METAL

immortal 

        برسی بلک متال METAl BLACK

 

بلک متال در نروژ از زمانی پدید آمد که نئو وایکینگ های نروژ در جستجوی راه و وسیله ای برای نابود کردن مسیحیت در نروژ و بعد در تمام دنیا بودند و در این راه انسانهای بسیاری را کشتند و کلیساهای زیادی را آتش زدند و بلک متال را تا نهایت نواختند تاشاید خدای تاریک pagan ها باز گردد .

بازدید کنندگان و توریست ها از نروژ به عنوان کشور حماسه ها و افسانه ها یاد می کنند . پایتخت این کشور هم اسلو است که در مرکز این شهر همه چیز از خانه های سنگی زیبا تا معتادان و گدایان با قیافه های مختلف دیده می شود .

در یکی از همین خانه های مرکز این شهر و در اتاق 6 ضلعی آن گروه
mayhem به عنوان اولین گروه بلک متال نروژ شکل گرفت .

در این اتاق فرشهای بسیار کثیف در زیر پا ، صلیب های شکسته نازی بالای سر به همراه صلیب های برعکس و شمشیر وایکینگ ها که به در و دیوار آویزان شده دیده می شود .

Hell hammer در حال حاضر تنها عضو باقی مانده از ترکیب تشکیل دهنده گروه است هر چند که همچنان شایعاتی مبنی بر جدایی او و پیوستنش به گروه marduk به گوش می رسد و حضور او در تور این گروه به این شایعات قوت می بخشد .

پایه و اساس این موسیقی در نروژ در اوایل دهه هشتاد شکل گرفت . اعضای این گروه در همان خانه زندگی می کردند که اطرافیان از این خانه به عنوان خانه ای شیطانی یاد می کنند .

Hell hammer می گوید :                              mayhem

" وقتی برای خرید به مغازه ای می رفتیم پیر زن ها به محض دیدن ما فرار می کردند و به نوه ها و بچه هایشان می گفتند اینجا محل زندگی شیطان است "

البته گروه
mayhem تلاش خاصی برای رفع این خرافه پرستی ها نکرد .

گروه مشغول تمرین و کار بود که
dead خواننده گروه مغز خود را با شات گان متلاشی کرد و اعضای گروه جنازه او را همان طور در حیاط خانه رها کردند تا جسد dead خوراک پرندگان شود .


Hell hammer می گوید :

" این کار
dead مرا متعجب نکرد چون او واقعا دیوانه بود و همیشه هم از قلعه های عجیب نروژ صحبت می کرد . "

Hell hammer و euronymous گیتاریست گروه اولین کسانی بودند که جنازه dead را دیدند و اورانیموس می گوید ما وقتی جنازه او را دیدیم که مغز او روی زمین ریخته بود و خون به دیوار ها ریخته بود .

Hell hammer می گوید :

" اورانیموس قسمتی از مغز او را برداشت و با فلفل و سبزی پخت و خورد "

Hell hammer اولین کسی بود که لباس این چنینی بلک متال را مد کرد . چکمه های بلند ، لباس جین ، ژاکت های چرمی سیاه به همراه پنتاگرامی که به گردنبندی که از استخوان جمجمه dead ساخته شده بود اولین تیپ بلک متال بود .

بلک متال همیشه موسیقی ترسناکی بوده و حتی گروههای انگلیسی مثل
venom خود را به عنوان یک گروه شیطانی مطرح کرد و خود را طبق قوانین شیطان پرستی وفق دادند . اما وقتی که بلک متال به نروژ رفت تغییراتی اساسی در آن شکل گرفت و جنگی عظیمی که بر علیه مسیحیت با این موسیقی شکل گرفته و پیوند خورده نماد پیدا کرد .

از گروههای دیگری که بعد از
mayhem به این نهضت پیوستند می توان به dark throne ، immortal ، burzum ، marduk و emperor اشاره کرد که در ابتدا به صورت زیرزمینی تشکیل شده و رشد کردند .

در همین زمان
euronymous شرکت DSP را شکل داد . او به نوعی رهبر این نهضت محسوب می شد .

Hell hammer در مورد او می گوید :

" او احساسات نداشت . ترحم نداشت و همیشه هم می گفت که این نوع زندگی برایش لذت بخش است . "

اورانیموس با تشکیل این شرکت به واقع بزرگترین خدمت را در حق این موسیقی کرد.

این شرکت در زیر زمین همان خانه محل تمرین گروه تشکیل شد . این زیر زمین مثل سیاه چال های قدیم تاریک و نمناک بود و با شمع روشن می شد .

افراد بسیاری پس از آمدن به این مکان و خروج از آن کفن به تن می کردند و در اوج نشئگی حاصل از هروئین و
LSD به خودزنی با چاقو و شیشه شکسته می پرداختند و با اسپری بر روی دیوار عبارت 666 را می نوشتند .

Hell hammer مردمی که با تفنگ به خود یا دیوار شلیک می کردند و حتی کسی که با پتک به مغز خود کوبید را به یاد می آورد یا حتی اورانیموس که یک روز آنقدر خود را با زنجیر زد تا بی هوش شد .

در حدود سال 1990 بود که بلک متال در حال پیشرفت بود و در این زمان گروه سازش ناپذیر
marduk پایه ریزی شد و با اولین آلبوم خود یعنی **** me jesus دری جدید را بر روی بلک متال و مبارزه با مسیحیت باز کرد .

Samoth گیتاریست کبیری که از اعضای تشکیل دهنده emperor است و سابقه همکاری با burzum ، satyricon و ... را دارد می گوید :

" ما همیشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسیح اعلام خواهیم کرد .و خواهید دید که چگونه ادیان وایکینگ ها باز خواهد گشت "

نقطه اشتراکی که در بین گروههای آن موقع بلک متال دیده می شد این بود که همه آنها نفرتی خاص نسبت به مسیحیت داشتند .

در این زمان آتش زدن کلیسا ها به وسیله کسانی که خود را سربازان اودین می نامیدند مد شد .

از پیشگامان این کار می توان به
varg vikerness یا همان count grishnackh اشاره کرد .

از کلیسا های معروفی که ورگ آتش زد
fantoft را نام می برم که از آثار باستانی نروژ است .

از دیگر کلیساهای معروف
kolmen kolen است که samoth آتش زد که این کلیسا کلیسای خانوادگی پادشاه هارالد پنجم بوده .

Samoth در ابتدا با کمک ورگ کلیسای fantoft را آتش زد و بعد از آتش زدن کلیسای kolmen کلیسای skjold را هم به آتش کشید .

او می گوید :

" در کوچکی در زیر محراب کلیسا وجود داشت و من هم چند گالن گازوئیل روی آن ریختم و کبریت زدم و فرار کردم "

ورگ هم از اعضای اصلی این جنبش بود که اغلب لباسهای وایکینگ ها را می پوشید و در ایدئولوژی اش بسیار حساس و سخت گیر در عین حال احساساتی بود ( این نکته در آهنگهای بارزام چه با کلام و چه بدون کلام کاملا مشهود است و همیشه حتی در تند ترین آهنگهای او نغمه ای غمناک شنیده می شود )

ورگ از معتقدان شدید به مبارزه با مسیحیان از طریق آتش زدن کلیسا بود . او با بنزین کلیسای
fantoft را آتش زد و بلافاصله به میان آتش رفت و روی دیوار کلیسا ادرار کرد . بعد از این جریان اورانیموس ادعا کرد که ورگ این کار را برای مشهور شدن کرده و تقریبا دو ماه بعد از این جریان بود که ورگ اورانیموس را کشت و به قصد توهین به دادگاه موهایش را بافت و دائما در دادگاه می خندید .

 

BURZUM

+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 14:19 توسط نویسنده سعید |


.